پدر، انسان در معبر تاریخ، میآید، میرسد ، می گذرد. از حرکت ماندگان و پیوسته نشستگان، خستگانند، و خستگان مرشدان خوبی نیستند.
مردی در تبعید ابدی/ نادر ابراهیمی 📚👓
امروز داشتم با خودم تاریخ رو مرور میکردم.
حوادث، آدم ها، واژه ها، رعیت و سلاطین، قبیله و شیخ.
آخر سر رسیدم به پیامبر رحمت (ص).
در اوجِ جهل و نادانی مردمانش مبعوث شد.
قبل از بعثت با جوون های دلیر و پاکدامنِ زمانه اش، پیمانِ حلف الفصول را بست.
با برادرانش احیاگر انسانیت و مفاهیمِ گم گشته شد.
با هم مظلومان از دستِ ظالمان نجات میدادند، گره های مالی باز میکردند، هم درد و پناهِ بی پناهان میشدند.
گاهی به خودم میگم، کجاست این دلدادگی و دلجویی؟
کجاست مفهوم برادر، همسایه، محله، حیا، حرمت، غیرت!!
اصلا ما از کدوم سیاره اومدیم؟
از کهکشان و منظومه ای که خودمون بودیم محور و عالمیان بر گِرد ما بود؟
اندکی امروز زیبایی هم دیدم...
اصلا هرچی ساختِ انگشتِ خداست، زیباست.
(گل/ آسمون/ برگ/درخت)
ما آدما بلد نیستیم.
_:الو! خدا میشه شهر رو ویرون کنی بعد خودت شهر بسازی؟!
قول میدم وقتت رو زیاد نگیره.
اگر زحمتی نیست ما ها رو هم ریست کن برگردیم به تنظیمات کارخونه.
امروز booki_monday#
و من هم یک کتاب تموم کردم و هم درحالی تمام کردی یک کتاب دیگری هم