12.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کربلا ما را به خیل کربلائیان بپذیر...
یا نسیمی که دور گنبد عباس ع طواف میکند و از او اذن ملاقات مولا میگیرد...
بعد چرخ به دور مولا میزند...!؟
عباس و علی اکبرش را از نوک پا تا سر شانه ها و سرشان را دنبال میکند.
برای قد و قامتشان چهار قل و آیه الکرسی میخواند.
لایه رویی چشم مولا از اشک پوشیده شده.
با خدا در دلش مناجات میکند و نو بهارانش را به او میسپارد.
جُون در این سیاهی محو شده.
سفیدی چشمانش و دندان های خندانش را که همچون مروارید میدرخشند در ظلمات را میبیند.
دارد سلاح را صیقل میدهد و با شمشیرش مناجات میکند...
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
جُون در این سیاهی محو شده. سفیدی چشمانش و دندان های خندانش را که همچون مروارید میدرخشند در ظلمات را
در دلش صد حمد برای غلامی چنین میخواند و شکرگزار خداوند است.
رقیه خاتون و سکینه و عبدالله و قاسم دور تا دور اکبر جمع اند...
علی برایشان دارد قصه میگوید و اندکی درد تشنگیشان را کم میکند...