دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود
تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود
دل که از ناوک مژگان تو در خون میگشت
باز مشتاق کمانخانه ابروی تو بود
هم عفاالله صبا کز تو پیامی میداد
ور نه در کس نرسیدیم که از کوی تو بود
عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت
فتنه انگیز جهان غمزه جادوی تو بود
من سرگشته هم از اهل سلامت بودم
دام راهم شکن طره هندوی تو بود
بگشا بند قبا تا بگشاید دل من
که گشادی که مرا بود ز پهلوی تو بود
به وفای تو که بر تربت حافظ بگذر
کز جهان میشد و در آرزوی روی تو بود
#حضرت_حافظ
هدایت شده از • تَــــࢪنّـمـــــــات • 🌿|•°
میگفتبعداز هر نماز واجب دو تا دستش
رو میذاشت روی چشم هاش ، آیة الکرسی
میخوند_بعدِشصلواتمی فرستاد،بعدش
أَللهُم احْفَظْ حَدَقَتَیَّ بِحَقّ حَدَقَتِیّ
عَلِیّ بْنِ أَبِی طالِبٍ، أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ
این دعای قشنگ رو میخوند و دستهاش
رو بر میداشت .. تا هم فرشته ها مراقب
چشمهاش باشن و هم چشمهاش رنگو
بویِحیا بگیره و در مواقع حساس خودش
رو حفظ کنه .. و میگفت باید مراقب این
حسهاوحالهای چشم باشید ..
#فور