مدام نخ تسبیحش بیقرارانه میچرخاند و به آسمان خیره میشود و با محبوبش راز و نیاز میکرد.
طلیعه صبر از عاشورا سر نگرفت که زینب عمري در خیال وعده ی رسول خدا روز و شب از دست داده بود.
ای مجنونِ روز های بیقراری و بیتابی،
لیلا را در اعماقِ سختی ها و غم های بیپایان پیدا کن.
لیلا در دلِ شب های منتهی به صبح،
در کنارِ آفتابِ فجر در انتظار توست.
برخیز که شور محشر آمد
این قصه ز سوز جگر آمد
برخیز که شور محشر آمد
این قصه ز سوز جگر آمد
برخیز که با نوای نی باز
شمس و قمری دگر بر آمد
وای چه نالید نی و عرش بگرید
که عالم از این غم شرر آمد
برخیز که شور محشر آمد
این قصه ز سوز جگر آمد
برخیز که شور محشر آمد
این قصه ز سوز جگر آمد
من همیشه این حرف رو میزنم،
میدونستید که دعاهاتون برای قلب من مرهم و دوا و پادزهره!؟
پس از من دریغ نکنید دعا هاتون رو.
هرچند که لیاقت دعاهای شما رو ندارم...
اتمام سریال <مادر خوبِ بد>
من هر سریالی رو معرفی نمیکنم ولی واقعا این سریال از اون سریال هایی بود که بعد از تموم شدنش ذهنم رو درگیر کرده.
فوق العاده شخصیت پردازی و داستان قوی داشت.
دلم برای این سریال و شخصیت های سریال عمیقا تنگ شده.
ژانر سریال هم: خانوادگی_کمدی_عاشقانه
هدایت شده از - قرین -
امشب سخنران خیلی هنرمندانه گفت : گاهی یک نفر دلش میخواد خودش رو از دستهی خیلی خوبهای خدا بیاره بیرون و ببره تو دستهی خوبها ، اینجا که میرسه خدا این شخص رو میندازه تو کانال استدراج و قدمهای تدریجی و اون وقت ناخودآگاه میره به سمت چاهی که نباید ! ..