زِنُوبــــــاٰ|𓂆
قلبم ترک خورد،
از لا به لای هر ترکش خنده و گریه باهم چکید.
📌کتابفروشی طاقچه/میدون کوثر
تراپی!؟
نه ممنون،
میرم کتابخونه و کتابفروشی ها غرق تورق و بوییدن کتاب ها میشم.
.....
اینبار کتابهایی چشمم رو میگرفتن که راجع به تاریخ و وقایع جهانی بودن.
_:این کتاب ادبیات کدوم کشوره!؟
_:تاریخی که تالیف شده!؟
_:۱۹۸۰!؟ پس دو قرن بعد انقلاب فرانسه هست؟!
_:بینوایان دارید؟
+:بله. قیمتش یک میلیون و چهارصد...(وی با نگاهی تلخ به ادامه گشت و گذارش پرداخت....)
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
به چشم هایشان نگاه کنید،
یک آن ترس از عمق قرنیه چشمانشان فریاد زد.
گویی بندی در دلشان ناگاه پاره شد.
عمو،
به بچه ها میگوید بمب!؟
حسبی الله و نعم الوکیل...
گویی این بند را با ذکری وصله میزند.
و دوباره دست و سرور و ذکر یا رسول الله.
پینوشت:
گویی دربرابر همه مشکلات باید اینگونه بود.
انسان هایی که در دلشان ایمانی راسخ دارند و به خدا توکل میکنند، نه میترسند و نه غمگین میشوند.
نه دربرابر دست اندازهای زندگی میشکنند و نه داد و فریاد میکنند.
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
به چشم هایشان نگاه کنید، یک آن ترس از عمق قرنیه چشمانشان فریاد زد. گویی بندی در دلشان ناگاه پاره شد.
گفتم عمو.
حقیقت من به یاد قبل عاشورا و زمانی که خیمه ها برپا بودند افتادم.
گویی عمو عباس و علی اکبر و قاسم برای کودکان شعر و قصه میخوانند و دست میزنند و بازی میکنند.
.....
اولیا خدا در قلب هایشان بیشترین لطافت و رحمت را به خلق خداوند دارند،
گویی شمیم بهاران در میان سبزار ها.
ساده،
ملیح،
آرام،
پر از نور و امید.
هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
زمان:
حجم:
10.5M
این آهنگ رو که داشتم ترجمه میکردم و کامنت های یوتیوپش رو میخوندم، حس کردم از زبان همسر مجاهدِ فلسطینیه که مجبوره دوری و مجهول بودن هویت همسرش رو به خاطر مبارزه و آزادی تحمل کنه...:)🪐🦋🌙
#آهنگ_عربی
#عربیجات