زِنُوبــــــاٰ|𓂆
به چشم هایشان نگاه کنید،
یک آن ترس از عمق قرنیه چشمانشان فریاد زد.
گویی بندی در دلشان ناگاه پاره شد.
عمو،
به بچه ها میگوید بمب!؟
حسبی الله و نعم الوکیل...
گویی این بند را با ذکری وصله میزند.
و دوباره دست و سرور و ذکر یا رسول الله.
پینوشت:
گویی دربرابر همه مشکلات باید اینگونه بود.
انسان هایی که در دلشان ایمانی راسخ دارند و به خدا توکل میکنند، نه میترسند و نه غمگین میشوند.
نه دربرابر دست اندازهای زندگی میشکنند و نه داد و فریاد میکنند.
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
به چشم هایشان نگاه کنید، یک آن ترس از عمق قرنیه چشمانشان فریاد زد. گویی بندی در دلشان ناگاه پاره شد.
گفتم عمو.
حقیقت من به یاد قبل عاشورا و زمانی که خیمه ها برپا بودند افتادم.
گویی عمو عباس و علی اکبر و قاسم برای کودکان شعر و قصه میخوانند و دست میزنند و بازی میکنند.
.....
اولیا خدا در قلب هایشان بیشترین لطافت و رحمت را به خلق خداوند دارند،
گویی شمیم بهاران در میان سبزار ها.
ساده،
ملیح،
آرام،
پر از نور و امید.
هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
زمان:
حجم:
10.5M
این آهنگ رو که داشتم ترجمه میکردم و کامنت های یوتیوپش رو میخوندم، حس کردم از زبان همسر مجاهدِ فلسطینیه که مجبوره دوری و مجهول بودن هویت همسرش رو به خاطر مبارزه و آزادی تحمل کنه...:)🪐🦋🌙
#آهنگ_عربی
#عربیجات
هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
قمرٌ غفا و الشوق فينا الانيام
و دموعنا في الليل تسمه السلام
ماهِ پنهان شده از نظر ها و شوقی که در ما خُفت
و اشک های ما در شب، که آن را آرامشِ مینامیم
و الحزن غلف في كل قلب عاشق
و العاشق المحرم حتما لايلام
حزن، دلِ هر عاشقی را فرا گرفت
(در همان حال)که معشوقِ محروم(از نظر ها) بی اندوه است
هنا ألف ذكرى
و درون عشقٍ لم تزل ترجو لقاك
اینجا هزاران خاطره از آنِ توست
و بدون عشق، هنوز هم به دیدار امیدواری
هنا ألف عبرة
ترجوات تأتي أيها المطر الملاك
اینجا هزاران تحذیر و انذار است
(من را ملامت و سرزنش میکنند)
ای سروشِ باران ها خواهشا بیا
و علي الثري... دموع جري...
و من الذي ياقاسم يحنو سواك
و بر خاک نمناک، اشک هایمان جاری ست
و چه کسی سوگند می خورد که با تو همدردی کند!؟(هیچ کس تو را درک نخواهد کرد:))
فقلوبنا... و دروبنا
ذبلت فعُدْ وازرع حياه في خطاك
قلب های ما... و راه های ما
پژمرده، برگرد و زندگی را در خطای خود بکار
(جبران کن)
عميتْ عيون العاشقين من الفراق
و القلب ذاب علي روابي الاشتياق
چه چشم ها که بر فراقت گریستند
و چه قلب ها که از حسرت ندیدنت آب شدند
و هناك أمك با سراج فعدلها
فتحت لك الاحضان فاض للعناق
و مادرت با روشنایی هم پیمان بود، پس تو را التیام بخشید
پس آغوشش باز شد تا تو را در بر گیرد
فؤادٌ تمنى...
و أبوك يحيا في فلان الذكرات
و دل آرزویت را دارد
و پدرت در وادی خاطره هایت زندگی میکند.
أتغيب عنا؟
العمر بعدك يا حبيب القلب القلب مات
مگر میشود دلتنگ ما نشده باشی؟:)💔
ای عزیز دلم زندگی بعد از تو مرده و بی جانه
و بك ارتوى... ظمأً الهوى
و ابتل من فيض المحبة و الحنان
و با تو عطش عشق سیراب شد.
و (این عطش)زنده شد با سرریزی از عشق و محبت
يا قائداً
و مجاهداً
نِل ما إردت فكم تليق بك الحبان
رهبر
و مجاهد
آنچه را که عشق بر آن حاکم است به دست آورید،
و چه بسیار جنگیدن در راه عشق، به شما میآید.
ترجمه: زنوبا
#زد_حسنی
#آهنگ_عربی
#عربیجات
https://eitaa.com/emam_zamanam312/9710
دوستم شما رو دعوت به این مسابقه با جایزه های باحال کرده.(⌒‐⌒)
سعی کنید شرکت کنید.
خوابیدی کنار پنجره و هوای مملو از عطر بارون رو تنفس میکنی و نسیم خنک صورتت رو لمس میکنه.>
هنوز آخر مرداده و شهریور با این هیبت خودنمایی میکنه...
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
+:چاره ای نیست. باید بروی.
که معنی هبوط یعنی همین!
به نیت تو تفعلی به کلام الله زدم، آیه ای آمد که ای انسان تو در مسیر پر فراز و نشیبی سرانجام به ملاقات پروردگارت نائل خواهی شد.
از رنج های زندگی گریزی نیست پسرجان!
حتی از این رنج بزرگ، که در دنیای آشفته و فاقد معنا، باید به دنبال یافتن معنایی برای زندگی خودت باشی.
مراقب باش در مواجه با تمدن مغرب زمین نه به سیاق سفرای عصر صفویه طریقه ی خود بزرگ بینی پیشه کنی و نه به شیوه ی رجال عصر قاجار و پهلوی روش خفت و خود باختگی.
دیالوگ/ سریال مدار صفر درجه