eitaa logo
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
230 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
522 ویدیو
35 فایل
📸📜✒️ روزنوشتِ آدمیزادی که در پی زیستن و کشف کردن و تجربه کردنه|🌿✨️ مهاجرُ إلى رَبّي|🕊𓂆 ☫ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_hn9ph2b&btn=ناشناسِ.زِنوبا🪽🌠 ☕️🪐☁️ @nasrollah403/برای شهید سید حسن نصرالله
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از معلم روزهای آبی
. یه عده هم مثل کشتی‌اند. نه فقط خودشون رو نجات میدن، بلکه دست بقیه رو هم می‌گیرن. منتظر باد نیستن که هر طرف وزید، اون‌ها رو با خودش ببره. یه هدف دارن، یه مسیر مشخص. ثابت قدمن، مثل یه کوه استوار وسط دریا. منجی‌ان و چراغ راه بقیه. به کمک خدا کشتی وجودشون رو ساختن و آماده کردن. ایمانی راسخ دارن و با زحمت و عرق جبین، بصیرتشون رو تقویت کردن. صبر پیشه کردن و با چشم باز به دنیا نگاه می‌کنن. اینجور آدما رو امام زمان (عج) تحویل می‌گیره، چون میدونه اینا همون یارهایی هستن که میشه بهشون تکیه کرد. .
چقدر من عاشق مطالب این کتاب شدم...
اینکه آیه (دخترِ سرزمین زیتون و انجیر) با تمام مشکلات و مسائلی که تو لبنان دست و پنجه نرم میکنه بهم پیام میده و از فعالیت ها و کارهایی که این شب ها انجام میده برام میفرسته و بهم میگه من بیادتم و انگاری درون قلب منی... نمیدونم چطوری توصیف کنم که چقدر قلبم‌ لمس میشه. شاید هم رو ندیده باشیم اما جانمازی که دوختم با انگشتام الان پیششه و خب نمیدونم این حس رو توصیف کنم!
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
این شب الهی، شب صلح و آرامش خداوندی است تا سپیده‌دم. فرض کنید من و شما می‌خواهیم به مهمانی کسی برویم. اگر کسی به من بگوید بیا برویم به مهمانی فلانی — که فرد مهمی است — آیا من بدون اینکه بدانم آن شخص کیست، می‌روم؟ نه! طبیعی است که اول بپرسم این شخص کیست که قرار است مهمان او شوم. اگر آن شخص یک پادشاه، رئیس‌جمهور، یا یک شخصیت برجسته باشد، ما چطور خطابش می‌کنیم؟ مثلاً می‌گوییم: «جناب رئیس»، «حضرت آقا»، یا «جناب عالی». اما اگر ندانیم چطور او را خطاب کنیم، ممکن است به او بی‌احترامی کنیم یا حتی باعث رنجشش شویم. شاید بعضی لقب‌ها خوشش نیاید، یا شاید بعضی لقب‌ها را دوست داشته باشد. ما باید بدانیم چطور خطابش کنیم. آیا او را به اسم کوچک صدا بزنیم؟ به نام خانوادگی‌اش؟ یا اصلاً دوست ندارد اینطور صدایش کنیم؟ اینها همه در زندگی عادی و روزمره ما مهم است. اما امشب... امشب ما مهمان خداوند هستیم. باید به این فکر کنیم که میزبان ما کیست؟ با چه کسی صحبت می‌کنیم؟ با چه کسی درد دل می‌کنیم؟ از چه کسی درخواست می‌کنیم؟ شکایت‌مان را پیش چه کسی می‌بریم؟ میزبان این شب خداوند متعال است. مهم‌ترین نکته این است که بدانیم میزبان ما حاضر است، ما را می‌بیند، ما را می‌شنود. خداوند ما را رها نکرده و مشغول کار دیگری نیست. در مهمانی‌های دنیایی، گاهی پیش می‌آید که میزبان ما را دعوت می‌کند اما خودش سرگرم صحبت با دیگران می‌شود، یا مشغول کار خودش می‌شود و ما را تنها می‌گذارد. اما امشب، خداوند میزبان ماست و نه‌تنها حاضر است، بلکه از آنچه در دل و ذهن ما می‌گذرد هم آگاه است. چه در دعا، چه در نماز، چه در مناجات، باید بدانیم که در برابر خداوند ایستاده‌ایم. پاسخ این سه سؤال (میزبان کیست، با چه کسی صحبت می‌کنیم، به چه کسی شکایت می‌بریم) را در دعاهای اهل‌بیت (علیهم‌السلام) پیدا می‌کنیم. امشب دعاهای زیادی وارد شده، اما دست‌کم دو دعا را از دست ندهید: دعای جوشن کبیر دعای ابوحمزه ثمالی من ان‌شاءالله شما را در دعایم فراموش نمی‌کنم؛ شما هم ما را از دعای خیرتان فراموش نکنید.
AUD-20220419-WA0022.mp3
زمان: حجم: 13.6M
قصیدة ؛ راح‌من ادینه الرادود ؛ ملامحمدالجنامي الشاعر ؛ کرارحسین‌الکربلائی ┄┅┄┅┄ ❥❥ ┄┅┄┅┄ ⁦♡الرادود الحسینی محمد الجنامی⁦⁦⁦♡ @Mohammadaljanami
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
قصیدة ؛ راح‌من ادینه الرادود ؛ ملامحمدالجنامي الشاعر ؛ کرارحسین‌الکربلائی #یبقیٰ_الحسیـن #محمد_الج
ترجمه: پدر رفت، او سایه سرمان بود ای مردم، اباالحسن از میان ما رفت عشق اولمان را به خاک سپردند... دیگر در دنیا علی نداریم او از دستانمان رفت... ✦✦✦ یتیم شدیم... یتیم شدیم... صف کشیدیم یتیمان کسی که با وجودش با کرامت زندگی می‌کردیم، رفت سفر کرد و علی با دستان خون‌آلودش رفت قبلاً اگر نیازی داشتیم، به در خانه‌اش می‌رفتیم راست می‌گویند... ما واقعاً با نبودش یتیم شدیم پدرمان... پدرمان... علی پدرمان بود سحرگاه‌ها اذانش را می‌شنیدیم حالا می‌آییم و جای خالی‌اش را می‌بینیم مثل خورشیدی که غروب کرد... دیگر در دنیا علی نداریم او از دستانمان رفت... ✦✦✦ آه، آه... هزاران آه... عمرمان را از دست دادیم، کاش از دست نمی‌دادیم زمان همیشه به او سختی می‌داد و غمش را به سوی او می‌برد ما یتیم بودیم، روی سینه‌اش می‌خوابیدیم و او ما را بویید وقتی در آغوشش می‌گرفت، حس می‌کردیم غمش را فراموش می‌کند علی رفت... علی رفت... سفر کرد... علی رفت هر وقت شب می‌آید و مردم می‌خوابند در خواب می‌بینیم که به یتیمان غذا می‌دهد شب‌های اندوه تمام نمی‌شود... دیگر در دنیا علی نداریم او از دستانمان رفت... ✦✦✦ مصیبتی... مصیبتی که ما را در هم شکست پنهان شد و ما را شکسته و درمانده رها کرد او مثل فرزندانش بود، ما را در چشمش نگه می‌داشت مثل حسن مراقبمان بود و مثل حسین از ما حفاظت می‌کرد کجاست کسی که مثل علی به ما غذا بدهد؟ ای حیدر... ای حیدر... خداحافظ... ای حیدر ای حیدر، چطور با نبودنت دوام بیاوریم؟ به چه کسی عید را تبریک بگوییم؟ این عید، گریه ما را به همراه دارد... دیگر در دنیا علی نداریم او از دستانمان رفت... ✦✦✦ به سر خاکت می‌آییم و عید را کنار مزارت می‌گیریم چون هرکس عزیزش را از دست بدهد، به اشک و گریه مجبور می‌شود ای وادی نجف، چرا عافیت ما را بردی؟ در خاکت، وفا و محبت را به خاک سپردی شمع خانه‌مان خاموش شد و عاطفه‌هایمان از بین رفت خوشحالی‌مان مرد... خوشحالی‌مان مرد... با رفتنش خوشحالی‌مان مرد ای خاک نجف، آخ که با ما چه کردی عزیزانمان را می‌گیری و ما را با زخم‌هایمان رها می‌کنی از حالا دیگر ولی و سرپرستی نداریم... دیگر در دنیا علی نداریم او از دستانمان رفت... ✦✦✦ ماتم... ماتم... تمام عمرمان شد ماتم رنج‌ها و سختی‌ها... و هیچ آرامشی ندیدیم علی رفت، و خاطراتش برایمان اشک بر جا گذاشت زینب ناله می‌زند... تمام عمرش با غم گذشت رفت، راحت شد... راحتی‌اش در مرگش بود ای دنیا... ای دنیا... برای علی گریه کن... ای دنیا زیباترین شب‌ها را با او گذراندیم علی عزیزمان بود و رفت، دیگر عزیز نداریم به چه کسی شکایت ببریم وقتی گرفتار می‌شویم؟ دیگر در دنیا علی نداریم... او از دستانمان رفت...
دیدن آسمون سحر با ستاره ها و ماه و لمس گونه هام با نسیم سحری همراه با زوزه سگ ها... چطوری توصیف کنم آسمون رو بدون لکه ای ابر و ستاره هایی که توی سحر درخشان تر و زیبا ترند!؟
یکی از زیباترین کارهایی که امسال ثبت کردم شروع کردن نهج‌البلاغه بود. تو این مدت همدم و مونس غم هام بود. هیچ چیز نمیتونه قلب من رو به اندازه نهج‌البلاغه آروم کنه.
اگر آسمان نبود من به کجا پناه می‌بردم؟!
به وقت غروب دوم فروردین ماه ۱۴۰۴