eitaa logo
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
234 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
521 ویدیو
35 فایل
📸📜✒️ روزنوشتِ آدمیزادی که در پی زیستن و کشف کردن و تجربه کردنه|🌿✨️ مهاجرُ إلى رَبّي|🕊𓂆 ☫ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_hn9ph2b&btn=ناشناسِ.زِنوبا🪽🌠 ☕️🪐☁️ @nasrollah403/برای شهید سید حسن نصرالله
مشاهده در ایتا
دانلود
AUD-20220419-WA0022.mp3
زمان: حجم: 13.6M
قصیدة ؛ راح‌من ادینه الرادود ؛ ملامحمدالجنامي الشاعر ؛ کرارحسین‌الکربلائی ┄┅┄┅┄ ❥❥ ┄┅┄┅┄ ⁦♡الرادود الحسینی محمد الجنامی⁦⁦⁦♡ @Mohammadaljanami
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
قصیدة ؛ راح‌من ادینه الرادود ؛ ملامحمدالجنامي الشاعر ؛ کرارحسین‌الکربلائی #یبقیٰ_الحسیـن #محمد_الج
ترجمه: پدر رفت، او سایه سرمان بود ای مردم، اباالحسن از میان ما رفت عشق اولمان را به خاک سپردند... دیگر در دنیا علی نداریم او از دستانمان رفت... ✦✦✦ یتیم شدیم... یتیم شدیم... صف کشیدیم یتیمان کسی که با وجودش با کرامت زندگی می‌کردیم، رفت سفر کرد و علی با دستان خون‌آلودش رفت قبلاً اگر نیازی داشتیم، به در خانه‌اش می‌رفتیم راست می‌گویند... ما واقعاً با نبودش یتیم شدیم پدرمان... پدرمان... علی پدرمان بود سحرگاه‌ها اذانش را می‌شنیدیم حالا می‌آییم و جای خالی‌اش را می‌بینیم مثل خورشیدی که غروب کرد... دیگر در دنیا علی نداریم او از دستانمان رفت... ✦✦✦ آه، آه... هزاران آه... عمرمان را از دست دادیم، کاش از دست نمی‌دادیم زمان همیشه به او سختی می‌داد و غمش را به سوی او می‌برد ما یتیم بودیم، روی سینه‌اش می‌خوابیدیم و او ما را بویید وقتی در آغوشش می‌گرفت، حس می‌کردیم غمش را فراموش می‌کند علی رفت... علی رفت... سفر کرد... علی رفت هر وقت شب می‌آید و مردم می‌خوابند در خواب می‌بینیم که به یتیمان غذا می‌دهد شب‌های اندوه تمام نمی‌شود... دیگر در دنیا علی نداریم او از دستانمان رفت... ✦✦✦ مصیبتی... مصیبتی که ما را در هم شکست پنهان شد و ما را شکسته و درمانده رها کرد او مثل فرزندانش بود، ما را در چشمش نگه می‌داشت مثل حسن مراقبمان بود و مثل حسین از ما حفاظت می‌کرد کجاست کسی که مثل علی به ما غذا بدهد؟ ای حیدر... ای حیدر... خداحافظ... ای حیدر ای حیدر، چطور با نبودنت دوام بیاوریم؟ به چه کسی عید را تبریک بگوییم؟ این عید، گریه ما را به همراه دارد... دیگر در دنیا علی نداریم او از دستانمان رفت... ✦✦✦ به سر خاکت می‌آییم و عید را کنار مزارت می‌گیریم چون هرکس عزیزش را از دست بدهد، به اشک و گریه مجبور می‌شود ای وادی نجف، چرا عافیت ما را بردی؟ در خاکت، وفا و محبت را به خاک سپردی شمع خانه‌مان خاموش شد و عاطفه‌هایمان از بین رفت خوشحالی‌مان مرد... خوشحالی‌مان مرد... با رفتنش خوشحالی‌مان مرد ای خاک نجف، آخ که با ما چه کردی عزیزانمان را می‌گیری و ما را با زخم‌هایمان رها می‌کنی از حالا دیگر ولی و سرپرستی نداریم... دیگر در دنیا علی نداریم او از دستانمان رفت... ✦✦✦ ماتم... ماتم... تمام عمرمان شد ماتم رنج‌ها و سختی‌ها... و هیچ آرامشی ندیدیم علی رفت، و خاطراتش برایمان اشک بر جا گذاشت زینب ناله می‌زند... تمام عمرش با غم گذشت رفت، راحت شد... راحتی‌اش در مرگش بود ای دنیا... ای دنیا... برای علی گریه کن... ای دنیا زیباترین شب‌ها را با او گذراندیم علی عزیزمان بود و رفت، دیگر عزیز نداریم به چه کسی شکایت ببریم وقتی گرفتار می‌شویم؟ دیگر در دنیا علی نداریم... او از دستانمان رفت...
دیدن آسمون سحر با ستاره ها و ماه و لمس گونه هام با نسیم سحری همراه با زوزه سگ ها... چطوری توصیف کنم آسمون رو بدون لکه ای ابر و ستاره هایی که توی سحر درخشان تر و زیبا ترند!؟
یکی از زیباترین کارهایی که امسال ثبت کردم شروع کردن نهج‌البلاغه بود. تو این مدت همدم و مونس غم هام بود. هیچ چیز نمیتونه قلب من رو به اندازه نهج‌البلاغه آروم کنه.
اگر آسمان نبود من به کجا پناه می‌بردم؟!
به وقت غروب دوم فروردین ماه ۱۴۰۴
پنجره رو باز کردم تا بهار با کمال میل تشریف فرما شوند.
هدایت شده از خانوم‌لوبیا🌚
اووو خدااااا 🥹❤️‍🩹 -