هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
سال 2006 در اثنای جنگ «تموز» یا همان جنگ 33 روزه، اتفاق جالبی افتاد. مجاهدان حزبالله به سید حسن نصرالله نامهای زیبا و حماسی نوشتند و بر پایداری و مقاومت خود و ادامه دادن راه شهدای مقاومت سخن گفتند. نامهای که در آن عباراتی چون «السلام علیک یا حبیبنا و السلام علیک یا عزیزنا» خطاب به دبیرکل حزبالله به چشم میخورد.
چند روز بعد یعنی در همان روزهای جنگ 33 روزه، سید حسن نصرالله که در شبکه المنار سخنرانی مستقیم داشت، مجاهدان حزبالله را مورد خطاب قرار داد و از آنان، مقاومتشان و شجاعتشان به زیبایی تعریف کرد.
سید حسن نصرالله در جواب نامهی مجاهدین گفت:
«و اما المجاهدین …
… برادرانم !
شما اعماق تاریخ این امتید، شما خلاصه روح این ملتید، شما تمدن و فرهنگ و اساس عشق و معرفت این امتید، شما نشان مردانگی این امتید، شما جاودانگی درخت سدر بر قلههای ما و کرنش خوشههای گندم درسرزمین مایید. شما مانند کوههای لبنان سرفرازید، همواره پرغرور و رفیع و عالی قامتید. پس ازخدا شما امید و پشتیبانید، همانگونه که پیش از این بودید و پس از این نیزخواهید بود .
سرهایتان را میبوسم، سرهایتان را که بالاتر از همه سرهاست میبوسم و دستانتان را که همیشه به ماشه است میبوسم. با همین دستان است که خدای تعالی قاتلین پیامبران و بندگانش و فسادکنندگان در زمین را درهم میکوبد.
گامهایتان را میبوسم که مستحکم در زمین کاشته شدهاند و حتی اگر همه کوهها منهدم شوند، نخواهند لرزید.
ای برادرانم! ای کسانی که جمجمههای خود را به خداوند سپردهاید به دورترین افق بنگرید. جواب من به شما تشکر من از شماست، اگر بپذیرید من نیز یکی از شما باشم و برادری برایتان باشم، برای اینکه شما خود رهبرید و شما سرورید و شما تاج سرید، مایه افتخار این امت ومردان خدا هستید، کسانی که بواسطه آنان پیروز خواهیم شد…»
ماجرای این نامه به همینجا ختم نمیشود. «جولیا پطرس» خوانندهی مسیحی لبنان با شنیدن پاسخ زیبای سید حسن به نامه مجاهدان مقاومت، به قول خودش دلش تکان خورد و فورا به سراغ «غسان مطر» رئیس اتحادیه نویسندگان لبنان که خود یکی از شاعران بزرگ محسوب می شود – می رود و سوژه ساختن ترانه ای بر اساس این پاسخ سید را با وی در میان می گذارد که با موافقت و تشویق او مواجه می شود.
خودش در این باره می گوید:
«من هم مانند همه مردم که پیامها و سخنان سید حسن نصرالله را پیگیری می کردند، این پیام را شنیدم؛ پیامی که ایشان برای مجاهدان قهرمان در جنوب فرستادند مرا تحت تاثیر قرار داد و به اعماق وجودم راه یافت و احساساتم را دگرگون کرد.
شاید این پیام تنها مرا به گریه وا نداشت؛ بلکه میلیونها انسان را منقلب کرد.
این پیام اوج عظمت نصرالله را و افزون بر آن تواضع و فروتنی واقعی او را نشان داد. این پیام که آقای نصرالله با لحن خاصی آن را بیان کردند، تکان دهنده بود.
ایشان هنگامی که به رزمندگان مقاومت گفتند که دست وپای شما را می بوسم و آنان را رهبر و سرور امت معرفی کردند، از نظر عاطفی و انسانی مردم را تکان و به همگان نوید عزت و سربلندی و سرافرازی داد.
این پیام بسیار تاثیرگذار بود و من آن را ضبط و بی درنگ از نوار پیاده کردم. به ذهنم رسید که از حزب الله اجازه بگیرم و از آن سرودی بسازم، لذا از تعابیر و اصطلاحاتی که ایشان در پیام خود به کار بردند استفاده کردیم و از آن شعری ساختیم ...»
جولیا پطرس در پاسخ به خبرنگاران مجلات «لها» و «طرابلس پست» تاکید می کند که فرزندانم را با دیدگاههای سیاسی پرورش می دهم و معنی ندارد که آنها خنثی و بی موضع باشند. در مصاحبه با شبکه ماهواره ای «الجزیره» نیز تنها »هنر متعهد و اصیل« را پایدار می داند و می افزاید:
«انسانهای آرمانخواه هم با باورهای درونی و صحنه های مقاومت و پایداری زنده می مانند.»
او از هنرمندانی که به فراز و نشیبهای مهم جامعه شان بی اعتنا هستند انتقاد می کند و بخصوص با ابراز انزجار از رواج بی بند و باری و برهنگی در میان هنرمندان عرب می گوید:
«اکنون آنها زن را به صورت یک کالا در آورده اند و تلویزیونهای ماهواره ای نقش زیادی در انحطاط و ابتذال بازی می کنند، تا جایی که الان از هر ده کار هنری، هفت اثر «زیر حد مطلوب» هستند.»
منبع : https://nucleader.blog.ir/tag/%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D8%A7%D8%A6%DB%8C%20%D8%AC%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%A7%20%D9%BE%D8%B7%D8%B1%D8%B3
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
حبائی ! احبائی ! استمعت الی رسالتکم و فیها العز و الایمان فانتم مثلما قلتم : رجال الله فی المیدان و
انگار نامه سید حسن نصرالله برای این روزهاست...
و این متن آهنگ جولیای عزیزم که از این نامه الهام گرفته شده...
هدایت شده از سیاستِ نو | رسول طالبی
جنگْ چهرهٔ زنانه دارد
دیروز بر اثر تجاوز رژیم ضدّانسانی صهیونیستی به صداوسیما، میدانی برای سحر امامی شیرزن اردبیلی مهیا شد و او را تبدیل به قهرمان ملی کرد.
فرشته، دختر خبرنگار سردار باقری همراه پدر پر کشید؛
شاید کسی تصورش را هم نمیکرد سارا جودت، دانشجوی عکاسی به شهادت برسد؛
دختر سردار شادمانی (طبق صوتی که منتسب به اوست) آنگونه مستحکم دربارهٔ احتمال شهادت پدر، حماسه میسراید.
جنگ، همان میدانی است که حقیقت یک ملت، اصیلترین لایههای نهفتهٔ مردمان یک کشور را آشکار میسازد.
اما شاید مسئلهای کمی مغفول واقع شده باشد. جنگ اصلی ما جنگ روانی، ذهنی و عاطفی است و افسران اصلی و میدانی آن هم زنان بهویژه دختران جوان هستند.
دختری بلندگوی دستی برداشته و مقابل میدان آزادی، آنگونه شجاعانه میخواند و از خود فیلم میگیرد. گویندهای در رادیو میخروشد، دانشجویی با شهادتش خشم و ارادهٔ مقدسمان را زنده نگاه میدارد و ...
امید دشمن به عملیات روانی علیه ایرانیان است. زنان و دختران ما خودشان خودجوش، مستقل، خلاقانه، ارادهمند و شجاعانه در حال نقشآفرینی و خنثیسازی نقشههای شوم دشمن هستند. کاش بهدرستی دیده و اندیشیده شوند.
هدایت شده از ـ هَمدم پرستوها 🇮🇷'
« حال هر سرزمین را باید از حالِ زنهایش
شناخت. »
حالِ این خاک را از حال اشرف سادات شناختم، همان بانویی که کنج خانهاش را وقف جبهه کرده و قوت قلبی برای رزمندگان بود.
از حال ننه علی خواندمش، آن مادرِ داغدیده ای که درس صبوری را داد و واژهی صبر را شرمندهی خودش و زندگیاش کرد.
از حال مرضیه دباغ فهمیدمش، زنی که پا به پای مردان، زنانه برای دفاع از وطنش ایستاده بود.
از حال طاهره صفارزاده درکش کردم، شاعری که شعرش بوی نور میداد و در محافل دنیا میدرخشید.
از حال لعبت گرانپایه آموختمش، زنِ جراح ایرانی که دستهایش مرهم درد نیازمندان شد و جراحتهایی را درمان کرد که هر پزشکی قادر به انجام آن نیست.
از حال مریم کوچکینژاد دیدمش، آنجا که نشان داد سقف آرزوهای زن ایرانی آسمان که نه، بلندتر از آن است.
از حال زیبا عزیزی لمسش کردم، زنِ روستاییِ برتر جهان در سال ۲۰۱۸ که با سادهترین آجرها، بزرگترین تغییرات را انجام داد.
از حال طناز بحری شنیدمش، که عشق به وطن را به هیچ حس بیگانهای نفروخت و وطن را برای قرارِ زندگی انتخاب کرد.
از حال ساره جوانمردی تحسینش کردم، مادر قهرمانی که حتی روی سکوی المپیک هم مادری کرد و نشان داد جمعِ خانواده و افتخار را در زن ایرانی.
و امروز ..
از حال سحر امامی شناختمش، آنگاه که ذوالفقارِ کلام را علیوارانه کشید و با رجزهایش، شجاعت زن ایرانی رو به دنیا نشان داد.
من زینبم عقیدهی من آزادگی
من، اُسوهی مقاومت و ایستادگی
شمشیر اگر دهند بجنگم به سادگی
با ذوالفقار نسبت من خانوادگی