هدایت شده از معلم روزهای آبی
همیشه فکر میکردم انقلاب یه دفعه اتفاق میافته. یه شب، یه روز، همه چیز عوض میشه، مردم نفس راحت میکشن، عدالت برقرار میشه. اما حالا میبینم که انقلاب نه یه نقطه است و نه یه روز، نه یه لحظه. انقلاب یه مسیره، یه راهیه که قدمبهقدم باید رفت، مراقبتش کرد، ریشههاش رو تقویت کرد، شاخههاش رو از دست نااهلان نجات داد..
هدایت شده از معلم روزهای آبی
- ما اگر بخواهیم در راستای اهداف انقلاب حرکت کنیم، اول باید بفهمیم انقلاب از ما چه میخواهد، نه اینکه ما از انقلاب چه توقعی داریم!
هدایت شده از مَفْشُو| سیدمیثم میرتاجالدینی
راستش را بخواهید، اینکه اپوزیسیون خارجنشین تنها مسیر پیروزی خود را آویختن به قبای ژندهی بیگانه و دریوزگی از امثال ترامپ میداند، خود حاکی از نگاهی است که به "مردم" دارد. این جماعت چون "مردم" را فاقد اراده میبیند، گمان میکند اگر ترامپ یک هول بدهد و موتور هوا گرفتهی چند دهسالهشان را روشن کند، مابقی مسیر سرازیری است. چرا که حکومت بر تودههای فاقد اراده سهل است. این فهم تودهوارشان از "مردم" هم از این روست که در آینهی دوروبریهای خود نشستهاند به تماشای "مردم"، و دیرزمانی است که چشمهاشان به ارادههای حاضر در میدان کور شده. البته ناگفته نماند که در این فهم غیرواقعی، بسیاری از جامعهنشناسهای ایدئولوژیک ایرانی هم سهیماند که از وزوز حشراتالارض تحلیل افول بیرون میدهند ولی گوششان صدای سلوک جمعی مؤمنان را نمیشنود تا دستکم یک خط توضیح صادر کنند.
بعدازظهر ۲۲بهمن سال۴
#دهه_فجر ۲۲بهمن
@Masihane
از خدا خواسته بودم،
قبل سال و ماه رمضان،
بهم یه خلوتگاه هدیه بده.
تا مرور کنم و مرور شوم.
تا از شلوغی ها بِکَنم و به
سکوت و آرامش برسم.
تا روز هایی که گذشت بر
خودم را مرور کنم.
تا روزهای گذشته بر #ایرانم
را مرور کنم.
تا لحظه ای از این سرعت عجیب
تاریخ درامان باشم و خودم را
سوار ماشینی از زمان، راهی
سفر نور کنم.
و به گذشته چنگ بزنم...
جایی که میعادگاه من برای
ساختن مجدد تکه هایم،
پیدا کردن تکه های مفقود و
بازسازی خودم، روحم، جسمم و
در نهایت تمام من...
امسال به طرز عجیبی به جای
افکار فردی، افکاری جمعی دارم!
حول محور ایران، وطن...
در حالی که از پنجره اتوبوس به
آسمون پر از ستاره نگاه میکنم
و این آهنگ سالار را گوش میدهم،
ایرانم را مرور میکنم.
خداروشکر قراره مکانی را
دیدار کنم که بارها و بارها ایرانم
شکست اما با قوت بچه های سرزمینش
که به الله تکه کرده بودند،
مجدد ایستاد...
زمین خورد و ایستاد...
امشب خودم را در قامت ایران دیدم.
و تکه هایم را در ایران جست و جو کردم.
حوالی نیمه شب/۲۴بهمن۱۴۰۴