امروز رفتیم با کشتی وسطِ اروند...
و اونجا با بچه ها تکبیر گفتیم
و کِل کشیدیم و دست زدیم...
راویمون خیلیییییییییییییی
اهل دل بود بنده خدا.
اصلا منطقه اروند رو هوا بود
از بس جیغ کشیدیم...
احساسِ رهایی دارم...
به به...
متاسفانه منم به جمع "شور ایرانی
گوش کن ها" پیوستم😔✌️🏻
هرچند هنوز شور عربی رو ترجیح میدم...
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
این مولوی الان تو ذهنم اینطوری ثبت شده:
اروند+کشتی+کِل کشیدن+دست و هورا+صلوات+هروله کردن
از الان هر وقت تو زندگی کم اوردم
اینها رو گوش میدم و در خاطرات
راهیان امسال غرق میشوم...
راهیان امسال پر از اقتدار و
غرور بود...
پر از یاد خدا و اهلبیت...
و الحمدلله
الحمدلله
الحمدلله
که واردِ این ماشین زمان
شدم تا بیشتر از همیشه
به خدا، خودم، ایرانم و مردمم
ایمان پیدا کنم.