هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
يا قائداً
و مجاهداً
نِل ما إردت فكم تليق بك الحبان
ای رهبر
و مجاهدِ ما
آنچه را که عشق بر آن حاکم است به دست آورید،
و چه بسیار جنگیدن در راه عشق، به شما میآید.
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
تا دقایقی دیگر پیام تصویری رهبری خطاب به ملت ایران/📢🩹💔
متعلق به جنگ ۱۲ روزه:)💔
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
زندگی را با قوت ادامه دهید.✨🪐
توصیه رهبر شهیدمون
در جنگ دوازده روزه...
دیشب به زهرا میگفتم،
زهرا من از وقتی حوادث دی
اتفاق افتاد دلم گواهی رنج بزرگی
رو میداد...
مدام تو ذهنم این بود شاید بخاطر
ترسم از جنگ و کشته شدن باشه!
تو راهیان نور مدام دنبال التیام بودم...
به مرضیه که خادم قرارگاه شهید کازرونی
بود میگفتم مرضی دلم داره میترکه...
من از جنگ میترسم!
مطمئنم اینبار آمریکا با حقه جدید میاد
وارد عرصه جنگ میشه...
خب گذشت...
خبر انفجار و اعلام رسمی ترامپ و رژیم
صهیونیست قلبم رو مچاله کرد...
اینجا لحظه اوجِ بیقراری های دلم بود...
تا فردای اون روز که یکشنبه بود....
خبر شهادت محبوبم...
کسی که عاشقش بودم...
متوجه شدم الان دوماه برای چی قلبم
داره با ضربه به قفسه سینه ام میکوبد...
بعد این خبر من...من دیگه از جنگ ترسی
نداشتم...از کشته شدن هم...
چون وعده ی قائده شهیدم در گوشم
هست که پیروز این نبرد ماییم...
اما در صفحه زندگی ام برگه ای از آمال ها
و رویا ها باز شد و اون،
آرزوی زیبا و قشنگ شهادت هست.
قبلا شاید فقط دوست داشتم...
تلاش آنچنانی برام مطرح نبود...
اینکه شهید گونه زیست کنم...
نه آنچنان که انتظار بکشم و برای رسیدن
بهش زحمت بکشم...
اما از لحظه شهادت قائد و محبوب دلم
این رویا برای من رنگ گرفت...
فکر اینکه با شهادت محبوب و عزیز دلم
رو میبینم برق از سرم میبره...
من این روز ها دلتنگم...
خیلی زیاد دلم گواهی بودن خلائی رو در
درون خودش میده...
این خلأ جز با دیدن قائد شهیدم برطرف
نمیشه...
ترو خدا دعا کنید تو این شب عزیز
که مقدر میکنند برای انسان ها....
دعا کنید منِ بی لیاقت هم لایق این
شهد شیرن شهادت شوم...
من حقیقتا دلتنگم...
هدایت شده از استاد علی صفایی حائری
با خدا چه کنیم؟.mp3
زمان:
حجم:
6.9M
📻 با خدا چه کنیم؟
امشب بنشینیم ببینیم میخواهیم با خدا چه کنیم؟
آیا ما به خدا جواب دادهایم که میخواهیم او هم جواب ما را بدهد؟
ما عذر میآوریم و اصرار هم داریم او عذر ما را هم بپذیرد!
ما مغرور به خوبیهایمان شدهایم.
ما اگر بخواهیم گناه کنیم روی شیطان را هم سفید می کنیم!
اصلاً تو حتی یک مکروه هم در عمرت انجام ندادی. خب، در این عمرت چه تولیدی در این عالَم داشتهای؟
🎧 در این پادکست، نکات دیگری هم استاد درباره محاسبهی خودمان در شبقدر، گفتهاند که میشنویم.
▪️ #عین_صاد | عضو شوید👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/2964258817C4593522bca
متن محسن چاوشی درباره آهنگ جدیدش
به نام خدا
از اول اعتراضات و نزدیک به دو ماه است فکر میکنم و رصد میکنم تا نکتهای را در آنسوی مرزها بیابم که جذبم کند و حرف حق باشد اما به وجدانم قسم که هرچه گشتم ناامیدتر شدم، پس سکوت کردم!
و در این سکوت دیدم حق با بعضی از شماست: من «وسطم»
«وسط» مثل عابری که دی ماه در خیابان به گران شدن گوشت فکر میکرد و از پشت تیر به سرش خورده بود
وسط مثل پیرزنی روستایی که نه تلویزیون دارد و نه گوشی موبایل؛ فقط آلزایمر دارد و پسری که بیکار شده و چند ماه است قرصهایش را به موقع نمیرساند…
و این «وسط»خیلی جای بزرگی است و خیلیها در آن جا میشوند
اصلا جریانی که این «وسط» را ندارد نمیتواند انقلابی را رقم بزند یا حکومتش را حفظ کند!
در این دو ماه قلبم سوخت برای کشتهشدگان…
اما دست خودم نبود!
من به عنوان کسی در وسط، قلبم برای پلیس و معترض و عابر با هم میسوخت و برای هر هموطنی که ناچار به خیابان آمده بود و دیگر به خانه برنگشت…
در خانهی من نه صدا وسیما یکریز جمهوری اسلامی را تبیین میکند نه اینترنشنال و منو تو مجال حضور دارند
در خانه من اما هنوز چراغ منطق روشن است و ذهن جستجوگرم آزاد است به هر مباحثهای وارد شود و هر حرف حقی، مهر تایید دریافت کند و مهم نباشد که این حرف از دهان چه کسی خارج شده است.
در این دو ماه خیلی فکر کردم و کسانی را دیدم که حتی یک دقیقه فرصت آزادانه و در خلوت فکر کردن را نداشتهاند و هرچه از رسانه به خوردشان داده بودند را پشت هم تکرار میکردند ؛ آنچنان مسخ و مسحور که از کینهی حاکمیت حاضرند شب را روز بنامند و روز را شب…
و ایران امروز ما چقدر در فضای رسانه باخته است.
به این فکر کردم که اگر برای هر کشوری حتی سوییس هم دهها شبکه اپوزیسیون به زبان خودشان سالها و شبانه روز محتوا تولید میکردند که “سوییس کشور خوبی نیست” اکنون درصدی از همین کسانی که در رفاه مطلق هستند نیز به دنبال براندازی بودند…
آری همین رسانه کاری با کشور ِساموراییهای متعصب کرد که در خیابانها به سربازان آمریکایی لبخند گرم بزنند بیآنکه یادشان بیاید در هیروشیما و ناکازاکی چه بلایی به سرشان آوردهاند…
به هر حال هر چه فکر کردم دیدم نمیتوانم از بیگانه بخواهم به کشورم حمله کند!
دیدم نمیتوانم کنار سلبریتیهایی باشم که به اعتقادات لااقل نیمی از مردم کشورم ناسزا میگویند و تهدید به قرآنسوزی میکنند و بدون اینکه خندهشان بگیرد، بشارت آزادی میدهند!
دیدم حتی نمیتوانم از اهالی جزیرهی اپستین بخواهم به جان کودکان و دختران بیگناه وطنم کاری نداشته باشند!!
تا اینکه جنگ شروع شد و کمکها رسیدند،همچنان که قبل از ما کمکها به ویتنام و افغانستان و عراق و لیبی و… رسیده بودند
دیدم جنگ است و فقط میتوانم بخوانم!
که اگر در زمان پهلوی و قاجار هم بودم و بیگانهای به کشورم یورش میبرد همین کار را میکردم…
برای دلگرمی مردم و کسانی که از مردمم دفاع میکنند خواندم…
«حسبی الله» گفتگوی من با مولایم علی (ع) است
و براستی خدا برای ما بس است…
اکنون به عنوان کسی در وسط، حاضرم ۴۷ سال دیگر به جمهوری اسلامی فرصت بدهم نقایص خود را برطرف کند تا اینکه با عدهای همصدا شوم و پوریم دیگری را در تقویم اسراییل رقم بزنم که در فردای به اصطلاح آزادی با چکمه روی سنگ قبر هموطنانم سرود شادی بخوانند!
و آن عده!
آن عده خیلی دیر میفهمند که در جهان هیچ کشوری جز به منافع خودش فکر نمیکند و علاج واقعی در وطنهاست!
این را هم به آن عدهای که سمت درست تاریخ را به من گوشزد میکنند میگویم:
اصلا سمت درست تاریخ و هرچه میبافید ارزانی خودتان…
من ترجیحم این است که
در همین وسط بایستم و بمیرم
وسط مدرسه میناب
وسط خانههایی که سفرههایشان کوچک شد
وسط صدای اذان در حیاط مسجدی فرو ریخته…
وسط خیابانهای شهرم…
محسن چاوشی/ اسفند ۱۴۰۴