هدایت شده از آفتابگردونم 🇮🇷
شاید براتون جالب باشه بدونید
سال ۱۳۲۰ که ایران توسط شوروی و انگلیس اشغال شد و به ایرانمون حمله هم ما وسط مذاکره بودیم :)))))
هدایت شده از بیداری ملت
توئیت یک کاربر روس: ایران امروز بهعنوان قدرتمندترین و شجاعترین کشور دوران معاصر ظاهر شده
🔹کشوری که بهتنهایی در برابر دو قدرت هستهایِ بهشدت مسلح میجنگد، در حالی که ۶۰ سال است تحت تحریم قرار دارد.
🔹احترام عمیق من برای ایران.
🔴 اخبار دقیق جنگ را در #بیداری_ملت بخوانید👇
http://eitaa.com/joinchat/963837952Cb758f6bd13
هدایت شده از یک حبّه نور
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 تا کی شب ها در خیابان بمانیم؟! سرده ...
⚠️ تاریخ داره تکرار میشه؛ مبادا نفرینزده و مدیون تاریخ بشیم!
#خیابان_با_ما
🌱|@yek_habbe_nur|
هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
13.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با اختلاف،
بهترین ادیت که دیدم^^
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
با اختلاف، بهترین ادیت که دیدم^^
این ادیت متعلق به جنگ ۱۲ روزه💔
هدایت شده از - قرین -
خدا ، خدای دعای ابوحمزه ثمالیه ! همونجایی که میگه : متنجزٌ ما وعدت من الصّفح عمّن أحسن بک ظنـٰا ـ وعدهی عفو گذشتم برای کسی که به من حسن ظن دارد قطعیست: ))))) آه خدای من ، تو چه خدایی هستی ..
هدایت شده از معلم روزهای آبی
رنج آدمِ کوچیک رو بزرگ میکنه
اونقدر بزرگ که دیگه توی پیرهنِ قبلیش جا نمیشه. اون آدمِ اولی هنوز دلش لک زده برای یه فنجون چایِ بیدغدغه، برای خوابی که توش صدای انفجار و واهمهی فردا نباشه. حق هم داره، کیه که دلش آرامش نخواد؟
اما اون آدمِ دومی، اون که از دروازهی رنج رد شده، انگار یه چیزی رو کشف کرده که از آرامش قیمتیتره. اون فهمیده که بعضی وقتها آرامش فقط یه اسمِ شیک برای تسلیم شدنه . فهمیده که اگه نجنگه، اگه نایسته، اون خندهها و چای خوردنهایِ بعد از این هم دیگه مزهای نمیده؛ چون بویِ ترس و ذلت میگیره.
انگار زندگی یه نقابِ قشنگ داشت که توی سختیها از صورتش افتاد. حالا ما موندیم و یه واقعیتِ عریان. یکی هنوز داره سوگواری میکنه برای اون دنیایِ فانتزی که فرو ریخته، اما اون یکی... اون یکی آستینهاش رو بالا زده. نگاهش دیگه دنبالِ پناهگاه نمیگرده، دنبالِ سنگر میگرده.
شاید واقعاً برای جنگیدن به دنیا نیومده بودیم، اما حالا که وسطِ معرکهایم، میبینیم فقط همین مبارزه است که به نفس کشیدنمون رنگِ شرف میده. ما داریم یاد میگیریم که انسان بودن، فقط به خندیدن و آسودگی نیست؛ گاهی انسان بودن یعنی بلد باشی چطوری توی طوفان، ریشههات رو محکمتر کنی و از پا نیفتی.
ما از اون دروازه رد شدیم و حالا دیگه راهِ برگشتی نیست. اون آدمِ قبلی همونجا پشتِ دیوار موند و مُرد؛ و این آدمِ جدید، با همهی زخمهاش، تازه داره معنایِ واقعیِ ایستادگی رو زندگی میکنه.
معلم روزهای آبی