هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
@ocean_hHans Zimmer __Hold The Ice__(MP3_160K).mp3
زمان:
حجم:
7.2M
وقتی داشتم به انتهای ماه مبارک فکر میکردم، و شب آخر.
این موزیک که تو پستوی پوشه های پلی لیستم قایم شده بود رو پیدا کردم.
حسِ نابی رو بهم تزریق کرد،
شبیه پرواز در آسمانِ مه آلود و در جستجوی آفتاب...
مثلِ درخت زیتونِ گوشه حیاطِ اُم عامر لحظه وداع...
اگر سینمایی أبو زینب رو دیده باشید، با شخصیت جذابِ ام عامر آشنا خواهی شد...
شاید هم مثل معتز و یاران خبرنگارش در قلب غزه...
شاید مثلِ من.
حالا که آخرین روزِ مهمانی و جشن و سرور ماست،
در پی جلب رحمت و نور الهی و عفو وغفرانِ محبوب.
لحظه ی نابِ خوف و رجاء،
يأس و اميد،
خير و شر،
و...
*ترجیحا آهنگ بالا رو پلی کنید!
اگر بخواهم امسال متن پی نوشت
این آهنگ را بازنویسی کنم مینویسم:
مرا در این شب جمعه آخر ماه
رمضان، برد کربلا.
لا به لای موج پرچم گنبد امام حسین ع
در تصوراتم حاله ای بود از شب جمعهای
که وعده داده بودند شهدا در آنجا جمعاند
و از دست مادرِ شهیدمان آب مینوشند.
حضرت آقا با عبای مشکی شان و قبای کرمی
با صندل های عنابی، در صدر مجلس نشسته
بودند و حتی ذهنم سمت حاج علی آقا رفت...
حاج علی لاریجانی که امشب اولین شبِ جمعهای
هست که تجربه میکنند...
حتی در پس این مجلس عزیزِ دلم،
چمران را دیدم.
امشب با جمله ایشان را یاد کردم
که میفرموند:
اگر برای آزادی نجنگید برای ابد در بردگی
خواهید ماند.
هرچند که معنای ستایش گونه آزادی را سیاه
کردند جماعتِ سطحی نگر...
اما آزادی از دید چمران یعنی از قید و بند
هر موجودی رها شدن و بنده خدا بودند...
هر مانعی که تو را از او میکَنَد را بِبُر!
در پس آن ها رفتم به سرزمین های اشغالی
که اکنون شبیه سرزمین ارواح با برج های
بی روح اند...
و در میان ویرانه های غزه به دنبال گمشده ام
بودم...
ناگهان منادی آزادی قدس قلب جهان را
شکوفا کرد و من بهار را جشن میگیرم
در میان مردم مسلمان، در حالی که نماز
میخوام و به جوانه های درختان آن
حوالی خیره میشوم...
یعنی امسال تولدم را در میانِ مسجدالاقصی
جشن خواهم گرفت!؟
هدایت شده از بنیاد فرهنگی شهید پالیزوانی(ره)
16.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماه رمضان امسال شبیه نطفه ای بود
که ما رو از جهانی به جهانی دیگر
انتقال داد...
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
من و سجیل/ اولین عکس ۴۰۵_ عیدتون مبارک^^
ولی اگر خرمشهر ۴ میذاشتم با مسمی تر نبود!؟