eitaa logo
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
234 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
521 ویدیو
35 فایل
📸📜✒️ روزنوشتِ آدمیزادی که در پی زیستن و کشف کردن و تجربه کردنه|🌿✨️ مهاجرُ إلى رَبّي|🕊𓂆 ☫ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_hn9ph2b&btn=ناشناسِ.زِنوبا🪽🌠 ☕️🪐☁️ @nasrollah403/برای شهید سید حسن نصرالله
مشاهده در ایتا
دانلود
برق رفته. هوا ابریه. و من دارم روز ۳۳ ام جنگ رو اینگونه سپری‌ میکنم. با کتاب خووندن و درس خووندن...
هدایت شده از KHAMENEI.IR
📢 لحظه‌ای شیرین برای رهبر شهید انقلاب 👆خاطره حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از رأی‌گیری روز ١٢ فروردين ۱۳۵۸ ✏️حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: من البته در آن روز[روز جمهوری اسلامی]، روز رأی‌گیری کرمان بودم از طرف امام یک مأموریتی به من محول شده بود که بروم بلوچستان و سر بزنم به شهرهای بلوچستان و مردم آن‌جا را از نزدیک دیدار بکنم و پیام امام را برای آن مردم ببرم. ✏️پیام محبت و دلسوزی را که ملاحظه می‌کنید از همان روزهای اوّل امام به فکر افتادند که با این مستضعفین دورافتاده‌ای که به کلی فراموش شده بودند، حتی در نظام گذشته ملاطفت و محبت کنند و من را که آن‌جا سابقه داشتم آشنائی نسبتاً زیادی داشتم فرستادند آن‌جا برای این کار. ✏️کرمان رسیده‌بودم من در راه بلوچستان که روز رأی‌گیری بود، در فرودگاه بچه‌های حزب‌الهی و داغ کرمان آمدند، صندوق را آوردند چند تا صندوق بود، هر کدام می‌خواستند که بیاورند من تویش رأی بیاندازم. آنها هم من را می‌شناختند. یعنی سابق که کرمان رفته بودم و مردم کرمان با من آشنا بودند. من هم خیلی به مردم کرمان از قدیم علاقه داشتم مردم خیلی بامحبت و جالب بودند همیشه در چشم من. ✏️خیلی لحظه‌ی شیرینی بود برای من، آن لحظه‌ای که این رأی را من می‌انداختم توی صندوق و می‌دیدم آن شور و هیجانی را که مردم کرمان از خودشان نشان می‌دادند در رأی دادن. بعد هم نشان داده شد که خب نودونه درصد آراء به جمهوری اسلامی آری بود. ۶۴/۱/۱۰ 🗓 انتشار به مناسبت ۱۲ فروردین روز جمهوری اسلامی ایران 🖥 Farsi.Khamenei.ir
زندگانی در جنگ...
33.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‼️اثرِ جمهوری اسلامی، ایجاد دشمنی با ایران بود؟ ☫🇮🇷 روز جمهوری اسلامی ایران گرامی باد. 🔻بخشی از همایش ایران قوی ۱۴۰۱ (ره) 📲 سایت | بله | ایتا | سروش+ | روبیکا
ارغوان این چه رازی است که هربار بهار با عزای دل ما می آید که زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است وین چنین بر جگر سوختگان داغ بر داغ می افزاید ارغوان پنجه خونین زمین دامن صبح بگیر وز سواران خرامنده خورشید بپرس کی بر این دره غم می بارند؟ ارغوان خوشه خون بامدادن که کبوترها بر لب پنجره ی باز سحرغلغله می آوازند جان گلرنگ مرا بر سر دست بگیر به تماشاگه پرواز ببر آه... بشتاب که هم پروازان نگران غم هم پروازند ارغوان بیرق گلگون بهار تو برافراشته باش شعر خونبار منی یاد رنگین رفیقان مرا برزبان داشته باش تو بخوان نغمه نا خوانده من ارغوان شاخه هم خون جدا مانده من مرحوم هوشنگ ابتهاج/