eitaa logo
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
234 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
521 ویدیو
35 فایل
📸📜✒️ روزنوشتِ آدمیزادی که در پی زیستن و کشف کردن و تجربه کردنه|🌿✨️ مهاجرُ إلى رَبّي|🕊𓂆 ☫ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_hn9ph2b&btn=ناشناسِ.زِنوبا🪽🌠 ☕️🪐☁️ @nasrollah403/برای شهید سید حسن نصرالله
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام و عرض ادب از اونجایی که دیدار با خانواده‌های شهدا و جانبازین رو شروع کردیم و در تلاش هستیم یک سری فضاها از جمله: حال روحی خانواده ها . احساس همدردی . کمک‌هایی که ممکنه نیاز داشته باشند. بعضی ممکنه به مشکل مالی خورده باشند. تهیه هدایایی برای بچه‌ها و حتی بازماندگان. فراهم کردن پزشک براشون. بعضا روایت حال و‌احوال این عزیزان. و... به مقدار قابل توجهی کمک‌های مردمی نیازمند هستیم حالا از ۵۰ هزارتومن به بالا هرمقدار که در توان هست جمع‌آوری کنیم تا بتونیم حتما در کنار هموطن‌های داغدارمون باشیم... از این جهت شماره کارت پایین در خدمت شماست هرمقداری که صلاح دونستید شریک شوید🙏🏻♥️
۶۲۱۹۸۶۱۹۰۱۶۸۱۹۳۱
حنانه خالقی
هدایت شده از معلم روزهای آبی
ستارخان در خاطراتش می گوید: من هیچوقت گریه نکردم، چون اگر گریه میکردم آذربایجان شکست میخورد و اگر آذربایجان شکست میخورد ایران شکست میخورد. اما یک بار گریستم و آن زمانی بود که 9 ماه در محاصره بودیم بدون آب و بدون غذا از قرارگاه آمدم بیرون، مادری را دیدم با کودکی در بغل، کودک از فرط گرسنگی به سمت بوته علفی رفت و بدلیل ضعف شدید بوته را با خاک ریشه میخورد. با خودم گفتم الان مادر کودک مرا ناسزا میدهد و میگوید لعنت به ستارخان! اما مادر، فرزند را در آغوش گرفت و گفت: "اشکالی ندارد فرزندم، خاک میخوریم، اما خاک نمیدهیم." آنجا بود که اشک از چشمانم سرازیر شد!