در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
جلوهای کرد رخت، دید ملک عشق نداشت
عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد
عقل میخواست کز آن شعله چراغ افروزد
برق غیرت بدرخشید و جهان بر هم زد
مدعی خواست که آید به تماشاگه راز
دست غیب آمد و بر سینهٔ نامحرم زد
دیگران قرعهٔ قسمت همه بر عیش زدند
دل غمدیدهٔ ما بود که هم بر غم زد
جان علوی هوس چاه زنخدان تو داشت
دست در حلقهٔ آن زلف خم اندر خم زد
حافظ آن روز طربنامهٔ عشق تو نوشت
که قلم بر سر اسباب دلِ خُرّم زد
هدایت شده از بنتِ حیدر
بخشی از نامه استاد علی صفایی حائری
به دخترشان منیره:
حالا تو با اين همه فرياد طلب و زمزمهى انس، و با اين همه آرزو و دعا، چه مىخواهى؟ مىخواهى مثل بزغالهها زندگى كنى؟ مثل گنجشكها بميرى؟ مىخواهى در اين زندگى، مثل سگ ولگرد و بوف كور، با رنجها و كابوسها به ديدار مرگ بروى؟ چهطور مىتوانى شبهاى روشن و روزهاى سازنده نداشته باشى؟ شبهايى كه با خداوند پيوند بزنى و پيمان ببندى؛ و روزهايى كه براى خلق گرفتار و بىخبر، نور و شور و سرور بيافرينى!
تو مىتوانى از همين روزهاى ساكت و شبهاى بلند نوجوانى، براى هدفهاى بلند و كارهاى بزرگ فردايت حساب باز كنى و برنامه بگذارى. بزرگان كه به كارهاى بزرگى دست يافتند، از همين روزهاى خلوت و كارهاى كوچك شروع كردند : )
@bent_heydar1
#روز_دختر
#میلاد_حضرت_معصومه
دختر سیاسی، بهتر از پسر سیاسی است.
مردان انگار که برای حضور در معرکهی سیاست به دنیا میآیند اما زنان، بر این میدان منت میگذراند که پا در آن مینهند ...
هر جا زنی هست که به خاطر عدالت میجنگد، آنجا عطری پیچیده است شیرین و شورانگیز و بهشتی.
ما بدون زنانِ خوب، مردان کوچکیم.
- نادر ابراهیمی