به مناسبت روز عکاس📸
زیباترین عکسی که گرفتید رو برام میفرستید!؟
@zeinab_h14
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
به مناسبت روز عکاس📸 زیباترین عکسی که گرفتید رو برام میفرستید!؟ @zeinab_h14
عکساتون خیلی آرامش بخش بود...🥺😭
حیف که دوستانی راضی نیستند والا براتون میفرستادم
یه خبر خیلی خوب...
باز دارن خیمه رو میزنند ولی
اینبار نزدیک شهدای گمنام...✨❤️🌻
این کتاب شخصیت های جذاب و جالبی ساخته...
طوری که هر کدامشان در عین تکثر و تفاوت هایی که دارند در نهایت جایی میایستند که باید...
برای آزادگی و استقلالشان از هیچ نیرویی دریغ نمیکنند.
و صفحات پایانی این کتاب...
۲۹ مردادماه/۲۰ آگوست
گلزار شهدای کرمان
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
سیما یکی از شخصیت های
عجیب داستان بود...
و با اینکه عقایدمون فرسنگ ها
فاصله داشت ولی جایی مماس میشد.
دقیقا عین رابطه حسین و سیما...
و همیشه این سیما بود که دست حسین
رو از تاریکی های غارش بیرون میکشید...
*مربوط به داستان سوم کتاب...
این کتاب سه تا داستان داره که از زمان رضا پهلوی و محمد رضا پهلوی شروع میشن و نقطه پایان هر سه داستان در روز ۳۱ شهریور ماه ۱۳۵۸ در خرمشهر و آبادان هست.
و در جلد های دیگه تقابل این شخصیت ها و دیدار اون ها رو با هم داریم...
هنوز جلد دوم رو پیدا نکردم...
غمگینم...
این داستان ها هر کدامشان شخصیت های متفاوت با خط فکری متفاوتی هستند...
شما از گارد جاویدان کارکتر داری تا عقاید چپی چریکی و لیبرال وطن پرست و انقلابی پیرو خط امام و لائیک و بی دین و متعصب قبیله ای و...
این ها قراره در اون تاریخ در نقطه صفر مرزی درگیر جنگ ایران و عراق شوند...
عاشق تک تک داستان هام...
قلم نویسنده و خط فکری و چالش ها بشدت مجذوب کننده اند..
برق ها رفتن،
یه گوشه نشستم به آسمون خیره
شدم و این مداحی رو گوش میدم....✨❤️