⚔️ نماز، سختترین میدان جنگ انسان است. اگر در این جنگ پیروز شوی، در بسیاری از جنگهای بیرونی زندگی هم توان پیروزی پیدا میکنی؛ چون بیرون، آینهی نماز توست. هرجا در زندگی احساس شکست میکنی، شاید لازم باشد به درون نمازت نگاه کنی.
راه رفتن به سوی الله در این «جهنم طبیعت» آسان نیست؛ باید بسیار مجاهده کنی تا بتوانی حواست را جمع کنی، از کششهای دنیا فاصله بگیری و یک نماز زیبا و باحضور بخوانی. 🌿
امام صادق(ع) میفرماید: بدان که در پیشگاه خداوندی؛ اگر تو او را نمیبینی، بدان که او تو را میبیند. خلاصهی این نگاه، ادب در محضر خداست. 🕊️
در فقهالرضا نیز بر این تأکید شده که سست و خوابآلود به نماز نرو؛ با فروتنی، وقار و درنگ به نماز بایست. نماز را چنان بخوان که گویی آخرین نماز توست.
اگر احساس کسالت و بیحالی کردی، به خودت یادآوری کن:
🌙 «نکند این آخرین نماز من باشد؟»
همین توجه میتواند دوباره نشاط و تمرکز را به دلت برگرداند.
محراب، یعنی محل حرب و جنگ؛ و چه جنگی سختتر از جنگی که در نماز، میان تو و نفس، دنیا و حواسپرتیها شکل میگیرد؟
⚔️ حالا صحنهی این نبرد را دقیقتر ببینیم؛ چه کسانی تلاش میکنند نماز تو را خراب کنند و نگذارند در این میدان پیروز شوی؟
#نماز_سکوی_پرواز
#قسمت_چهارم
#استاد_شجاعی
میخواهم بیشترین تلاشم را برای زندگیام بکنم. مطمئنم که زندگی هم در عوض، بهترینهایش را به من عرضه میکند.
وقتی از کالج فارغالتحصیل شدم، آیندهام مثل جادهای مستقیم پیش رویم بود. احساس میکردم میتوانم ادامهاش را تا صدها کیلومتر دورتر ببینم.
اما حالا پیچی در این جاده ایجاد شده و من نمیدانم آن طرف این پیچ و خم چه چیزی وجود دارد. با این حال، میخواهم به خودم بقبولانم که چیزهای خوبی در انتظارم هستند.
مگر دنیای آن طرف این پیچ هم ممکن است جذابیتهای خاص خودش را داشته باشد. شاید جاده از سرزمینهای سبز و سایهروشنهای زیبایی بگذرد، چشماندازهای جدیدی پیش رویم بگشاید و مرا با تپهها و درههایی در دوردست آشنا کند.
#آنشرلی_در_گرین_گیبلز
#کتاب
پینوشت:امروز جلد اول کتاب آنشرلی
تموم شد.✨❤️
دوستان راستش خیلی
سعی کردم چیزی نگم...
چون بنظرم بچگانه اومد...
اما دوست دارم درمیون بگذارمش.
حقیقتا این صفحاتی که مینویسم،
این عکس هایی که با شوق خودم دانلود
میکنم و احساساتم رو توصیف
میکنم همه تکه هایی از وجود من هستند.
چیز هایی که من رو توصیف میکنه...
واقعا ناراحت میشم احساسات من،
توصیفات من، حتی اگر خالق اون
عکس یا موسیقی نباشم، کپی میشه
بدون اینکه نام کانال من خورده باشه...
عینا کپی کردنش قلبم رو میشکنه...
احساس میکنم کسی روح من رو تکه تکه
کرده و بخشی از اون رو برداشته و برده...
و اون رو نقابی کرده برای خودش...
دوست دارید آهنگ و تصاویر رو...
مشکلی نیست بردارید.
اما از کلمات و توصیفات من استفاده نکنید...
بنظرم توصیف و نگاه شما
معنای جدیدی بهش میده.
پس از اون استفاده کنید و
اون اثر رو برای خودتون معنا دار کنید.
این خیلی زیبا تره...
هدایت شده از آفتابگردونم 🇮🇷
آخه رواست من براش نمیرم الان؟😍😭
از دیروزه هی یادش میفتم ذوق میکنم
ولی متاسفانه وقت نداشتم ذوقمو بروز بدم.
کانال زده، انگلیسی توش ژورنال نویسی میکنه. با موضوع اتفاقات روزمره
منم قراره توش بنویسم البته. یه مامن انگلیسی برای دوتاییمون. و یه فرصت هر چند کم و کوتاه، برای تمرین روزمره انگلیسی فکر کردن و با انگلیسی زندگی کردن.🤩
~ تو یکی از کتاب درسیامون، رسیده بودیم به ژورنالنویسی. کتاب پیشنهاد داده بود برای پیشرفت زبان، ژورنالنویسی کنیم. اتفاقات روزمره یا سفرایی که رفتیم، با پیوست عکس، بنویسیم و بچسبونیم و طراحی کنیم. بابونه هم که عشق این کارا، گفت درست میکنم! گفتم هر کی نکنه! گفت بیا با هم بنویسیم. گفتم پایتم🫶🏻
این شد که «فردای عزیز» متولد شد.
ژورنال دو نفرهای که نه فقط یادبود گذشته
که درمورد امید به آیندست🌻🪐
👩🏻🏫 #تیچرمملکت
هدایت شده از اشاره
علیالطاهر صرفا یک سلسله جبال نبود. یک نماد بود. نمادی از تهاجم در مقابل هجوم وحش.
علیالطاهر صرفا یک نماد نبود، زنجیرهای از شبکه تامین بود. تامین خطی از الجلیل تا ناقوره.
علی الطاهر صرفا یک شبکه تامین نبود، یک نقطه راهبردی بود که اکنون با فقدان آن، اشراف بر صیدا و جنوب لیطانی تکمیل میگردد.
@yakfiheleshareh
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
علیالطاهر صرفا یک سلسله جبال نبود. یک نماد بود. نمادی از تهاجم در مقابل هجوم وحش. علیالطاهر صرفا
امیدوارم امیدوارم امیدوارم دروغ باشه...