eitaa logo
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
229 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
522 ویدیو
35 فایل
📸📜✒️ روزنوشتِ آدمیزادی که در پی زیستن و کشف کردن و تجربه کردنه|🌿✨️ مهاجرُ إلى رَبّي|🕊𓂆 ☫ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_hn9ph2b&btn=ناشناسِ.زِنوبا🪽🌠 ☕️🪐☁️ @nasrollah403/برای شهید سید حسن نصرالله
مشاهده در ایتا
دانلود
وقتی به این فکر میکنم این کلمات از دو لب مبارک امام حسین علیه السلام تراوش کرده، قلبم تکون میخوره. چقدر شما شیرین بیان بودید.🦋🌎
هدایت شده از استاد محمد شجاعی
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💫 نکات لطیف و کوتاه اما کلیدیِ دعایِ عرفه امام حسین علیه‌السلام با کلام | منبع @ostad_shojae | montazer.ir
اسمش رو گذاشتم قاصد✨🌴
هدایت شده از سید هاشم الحیدری
15.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✊ الله الله اکبر امریکا الشیطان الاکبر 📢 [ سید هاشم الحیدری ] @hashemalhaidary
قاسم سلیمانی|
روحي لروحِ الفاقدين الفِداء، ونفسي لنفسِ الصّابرينَ عزاءُ، نحنُ الباقون بفضلِ تضحياتكم، المستندونَ إلى صبرِ عيونكم، الّتي ما زالت تقرأ في ملامحِ الغائبينَ حياة... ما به برکتِ فداکاری‌های شما هنوز ایستاده‌ایم، و به صبرِ چشمانتان تکیه کرده‌ایم؛ چشمانی که هنوز در چهره‌ی غایبان، ردّی از زندگی می‌خوانند…
اختصاراً للمشاعر والكلام ماكو شي بالدنيا أغلى من الإمام خلاصه‌ی تمام احساس‌ها و حرف‌ها اینه توی این دنیا هیچ‌چیز از امام عزیزتر نیست. بيّه يجيب الحب ويودّي ارد اتعلّق بس بالمهدي اوست که عشق را می‌آورد و می‌بَرد... من فقط می‌خواهم دل به مهدی ببندم. ماكو أغلى من الإمام هیچ‌چیز از امام عزیزتر نیست. ماكو أغلى من الإمام هیچ‌چیز از امام عزیزتر نیست. مهدمني بفراكَه دوریِ او ویرانم کرده... وعذابي من الشكل واضح و رنجِ من از چهره‌ام پیداست. بيا نسمه بيا مطرة در هر نسیم... در هر باران... اختلط عطرك يا أبو صالح عطر تو پیچیده، ای اباصالح... أنه الإنسان المتعذب ويريد اهتمام من آن آدم خسته‌ و زخمی‌ام که فقط کمی توجه می‌خواهد. أنه المحروم امن الكَمرة او عايش بالظلام من آن محرومی‌ام که از نورِ ماه بی‌نصیب مانده و در تاریکی زندگی می‌کند. أنه اللي ما غمّضهه اعيونه ولا شاف المنام من همانم که چشم‌هایش خواب را ندیده‌اند. أنه الما فاتحهه اعيونه بعيون الإمام چون هنوز چشمش به چشمِ امام نیفتاده... يختنكَـ بالجمعة يحتاجك أنيس أنه ذاك اليختنكَـ من الخميس جمعه‌ها دلتنگی گلویش را می‌فشارد و به تو پناه می‌آورد... من همانم که از پنجشنبه خفه می‌شود از شوق و انتظار. كون ابصحره وأصيح لوحدي أرد أتعلق بس بالمهدي حتی اگر وسط بیابان تنها فریاد بزنم... باز هم فقط می‌خواهم به مهدی دل ببندم. ماكو أغلى من الإمام هیچ‌کس از امام عزیزتر نیست. ماكو أغلى من الإمام هیچ‌کس از امام عزیزتر نیست. أفكاري تأخذني واذكره ويَّه كل مطرة با هر باران، فکرهایم مرا سمت او می‌برند و یادش در دلم زنده می‌شود. المهدي ماي الله بوجوده تخضرّ الصحره مهدی، آبِ خداست؛ حضورت که باشد حتی صحرا سبز می‌شود. المهدي الماي الله يحييني من أغركَـ أنه بيه مهدی همان آبی‌ست که وقتی غرق می‌شوم، دوباره زنده‌ام می‌کند. المهدي الماي اليرويني من عطش وجي مهدی همان آبی‌ست که عطشِ دردهایم را آرام می‌کند. المهدي الماي اليطفيني من نار العذاب او همان آبی‌ست که آتشِ عذاب را خاموش می‌کند. المهدي الماي اللي ينطيني الرحمة او همان باران رحمتی‌ست که بر دلم می‌بارد. تمطر الدنيا وأصيح بعالي صوت يمته تمطر غيمتك؟ مو راح أموت! دنیا باران می‌گیرد و من بلند فریاد می‌زنم: پس ابرِ تو کِی می‌بارد؟ مگر نمی‌بینی دارم می‌میرم؟ غربة وغير دموعي شعندي أرد أتعلق بس بالمهدي جز غربت و اشک چه دارم؟ من فقط می‌خواهم به مهدی دل ببندم. ماكو أغلى من الإمام هیچ‌چیز از امام عزیزتر نیست. ماكو أغلى من الإمام هیچ‌چیز از امام عزیزتر نیست. معقولة ما أهتم وأكَول الدنيا خلصانة؟ مگر می‌شود بی‌تفاوت باشم و بگویم همه‌چیز تمام شده؟ معقولة للمهدي سبب حزنة اصير انه؟ مگر ممکن است من باعث غمِ مهدی شوم؟ معقولة أجرح قلب المهدي الرّاحمني بدواه مگر می‌شود دلِ کسی را بشکنم که همیشه مرهمِ دردهایم بوده؟ معقولة أتبسم بذنوبي وهو ينادي "آه"؟ مگر می‌شود من با گناهانم بخندم، وقتی او از دردِ من آه می‌کشد؟ معقولة الدنيا تخليني أتجرأ عليه؟ مگر دنیا می‌تواند مرا آن‌قدر دور کند که گستاخِ او شوم؟ معقولة امن اختلي وي نفسي وكأن لا أراه؟ مگر می‌شود در خلوتِ خودم زندگی کنم، انگار که او مرا نمی‌بیند؟ هاي إذاني التطرب لصوت الغناء.. صوت أبو صالح ولا تسمع دعاه؟ این گوش‌هایی که محوِ صدای آواز می‌شوند... چرا صدای اباصالح را نمی‌شنوند؟ بس هالمرة صادق وعدي أرد أتعلق بس بالمهدي اما این بار، قولم واقعی‌ست... می‌خواهم فقط به مهدی دل ببندم. ماكو أغلى من الإمام هیچ‌چیز از امام عزیزتر نیست. ماكو أغلى من الإمام هیچ‌چیز از امام عزیزتر نیست. تقصيري وإسرافي کوتاهی‌ها و زیاده‌روی‌هایم... على نفسي يعذبني خودم را عذاب می‌دهد. اوصل له بس فترة گاهی برای مدتی به او نزدیک می‌شوم... وترد الدنيا تأخذني اما دنیا دوباره مرا با خودش می‌برد. هل ممكن حاسبني المهدي من الغافلين؟ ممکن است مهدی مرا جزو غافلان حساب کند؟ هل ممكن ما شاف دموعي من ابجي اعله الحسين؟ ممکن است اشک‌هایم برای حسین را ندیده باشد؟ هل ممكن فعلاً يطردني؟ لا مو ظني بيه ممکن است مرا از خودش براند؟ نه... گمانم به او این نیست. هل ممكن لالا مو ممكن أعرف بي حنين نه، محال است... من مهربانی‌اش را می‌شناسم. عطفة أكبر من الأم على الرضيع مستحيل المهدي يتركني أضيع مهرِ او از مهرِ مادر به نوزادش هم بیشتر است... محال است بگذارد گم شوم. وهاي الدنيا تحارب ضدي أرد أتعلق بس بالمهدي هرچقدر دنیا علیه من بجنگد... باز هم فقط می‌خواهم به مهدی دل ببندم. ماكو أغلى من الإمام هیچ‌چیز از امام عزیزتر نیست. ماكو أغلى من الإمام هیچ‌چیز از امام عزیزتر نیست. ابرضوى ؟ وين انته؟ ای ساکنِ رضوی... کجایی؟ بعد جم جمعه رددهه تا چند جمعه دیگر باید این را تکرار کنم؟ عزيزٌ عليَّ عيونه ما أشاهدهه چقدر سخت است که چشم‌هایت را نمی‌بینم...