نمی شود ناراحت نبود گریه نکرد، اشک نریخت. نمی شود موها را نکند، لبها را نجویید، به مردن فکر نکرد در حالی که بهترین دوره ی سنی ما در گندترین شرایط به هدر می رود.
اصلا کی اهمیت میده؟ زندگیت رو بکن، اون پیام ریسکی رو بفرست، گریه کن، عاشق شو، حذف کن، اشتباه کن، همهاش جزئی از مسیره.
جدیدا قلبم بدون دلیل هم میشکنه،
یعنی نشستم یه گوشه دارم گذران عمر میکنم
یهو تق، صدای شکستنش میاد .
ناگهان به حال خود گریستم، چرا که بعد از هر خوشی، نگران بودم که چقدر طول میکشد تا اندوه دوباره به سراغم بیاید.
به چشمانم عمیقتر نگاه کن، شاید آنهمه غمی که در دلم انباشته است را ببینی که دیگر توان بازگو کردنشان را ندارم.