در سحرگاه سیزدهم رجب، آنگاه که ماه از نیمه گذشته بود و سکوتِ آسمان با نجوای عابدان درهم آمیخته، سنگهای خانهی کعبه به شوقِ طلوعِ خورشیدی فروزان شکافت. شکافتهشدن دیوار، گویی نخستین نغمهی بشارت و اتمام حجتی برای تمام تاریخ بود:
«علیٌ مع الحق و الحق مع علی».
او از دامانِ فاطمهای پای به جهان نهاد که خود بانوی طوافِ حقیقت بود. کعبه، درهای معرفت خویش را گشود و این مولود، خورشیدِ حقیقت و قبلهای شد تا راه را گم نکنیم.
او نفسِ «رحمةً للعالمین» بود؛ و از همین رو، در معراج، پروردگار با صدای او با پیامبرش سخن گفت.
اگر گوش جان بسپاریم، از خشتخشتِ بیتالحرام، قصهی
«لا فتیٰ إلا علی، لا سیف إلا ذوالفقار»
را خواهیم شنید و آنگاه، محوِ آن شکافِ مبارک خواهیم شد.
آن هنگام که جبرئیل، پایِ کِسا، آیهی تطهیر را تلاوت کرد، فرشتگان، آیهی
«قَد أفلَحَ المؤمنون»
را بر دُرّ نجف نگاشتند و تاج بر سر نهادند.
علی، حتی برای آن شاعرِ مسیحی نیز مظهر عدالت است؛ و عطرِ انصافش از تکتکِ اشعار او به مشام میرسد. او همان است که در رکوعِ نماز، سائل را بر خویش مقدّم میدارد.
او علی است؛ نامش گرهگشای صد و ده گرفتاری، و ندای «یا علی» حاجتدهندهی دلهای حاجتمند.
پس بگو:
«یا علی»
و باز بگو:
«یا علی»
و باز هم بگو:
«یا علی»
✍ زهرا اخلاقی
✾࿐༅•🍃📝🍃•༅࿐✾
#افق_بصیر | #بصیرا | #امیر_المومنین | #متن_ادبی |
📲 @Ofogh_basir
🌐 www.ofoghbasir.ir
باباي كودكان يتيم ايران
آن روز را هيچ وقت فراموش نمي كنم. هميشه، تا ابد گوشه اي از ذهنم، ميان افكار بهم ريخته ام خواهد ماند.
روز سختي بود. تا ابد عقربه هاي ساعت براي رسيدن به يك و بيست دقيقه بامداد دلهره خواهند داشت.
مثل هميشه براي نماز صبح بيدار شدم. در چشمان اهل خانه، اضطراب موج مي زد. هنوز معلوم نبود. مردم اميد داشتند كه مرد ميدان زنده مي ماند. نتوانستم ترسي كه ميان خانواده بود را تحمل كنم. به اميد آنكه صبح تمام خبرها جعلي اعلام مي شنود، به خواب رفتم.
اي كاش آرزويم برآورده مي شد. اما روزگاز نمي خواست. صبح كه چشمانم را باز كردم، با خودم مي گفتم نگران نباش، الان خانواده دور ميز صبحانه نشسته اند و خوشحال از اينكه خبرهاي ديشب فقط يك شايعه بودند، به خوردن صبحانه مشغول شده اند. اما اينطور نبود. چشمان اهل خانه قرمز شده بود و گونه هايشان خيس. بالاي صفحه تلويزيون آرم مشكي ديده مي شد. خانه در سكوت غرق شده بود و تنها صداي مداحي تلويزيون به گوش مي رسيد. صداي گريه هاي مادر مرا به خود آورد و دگر باورم شد كه سردار دلها از ميانمان پر كشيده است.
شش سال از شهادت او مي گذرد و امسال سالگرد او با تولد پدر امت شيعه، يكي شده است. با خودم مي گويم سردار چقدر شبيه پدرش اميرالمومنين بوده است. انگار توانسته به خوبي الگوپذيري را به جا آورد.
فيلم هاي حاج قاسم را از تلويزيون مي بينم. در ميان قنوت، گل را از دستان پسربچه يتيم مي گيرد. ياد مهرباني اميرالمومنين با يتيمان مي افتم.
شجاعت هايش را نشان مي دهد. ياد شجاعت هاي سردار بخير. چقدر شبيه پدرش است. همچو او شجاع در ميدان و مهربان ميان كودكان. دلم برايش تنگ شده است. دل يك ايران برايش تنگ شده است.
با خودم مي گويم اي كاش من نيز بتوانم همچو سردار دلها، الگوي خويش را اميرالمومنين قرار دهم و در تمام مراحل زندگي ام همچو او رفتار كنم.
الهي آمين...
✍ سیده معصومه طباطبایی
✾࿐༅•🍃📝🍃•༅࿐✾
#افق_بصیر | #بصیرا | #حاج_قاسم | #سالگرد_شهادت|
📲 @Ofogh_basir
🌐 www.ofoghbasir.ir
آقاجان سلام!
از دست شما خیلی خیلی ناراحت هستم؛ چون شما جواب نامههایم را نمیدهید. شاید دیگر دوستم ندارید و یک دختر جدید برای خودتان پیدا کردهاید و برای او نامه مینویسید. حتماً حتماً حرفهای دختر و پدری را هم با او میزنید. خب حالا که اینطور است من هم دیگر برایتان نامه نمینویسم تا شما با خیال راحت برای دختر جدیدتان نامه بنویسید...
داستانی با ماجراهای شنیدنی
کتاب ((گوشوارههای آلبالویی)) با محوریت دفاع مقدس برای کودک و نوجوان در نشر جمکران به چاپ رسید. این کتاب در چهاردهمین کتاب سال سلام در بخش کتابهای دفاع مقدس برگزیده و امسال یکی از پرفروشترینهای نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران شد.
گوشوارههای آلبالویی، ماجرای دختری نه ساله به نام ریحانهسادات است که پدرش میخواهد راهی جبهه شود. ریحانهسادات دوست ندارد پدرش برود، برای همین پوتینهای پدر را پنهان میکند. سرانجام پدر به جبهه میرود. با رفتن پدر، ماجراهای تازهای برای ریحانهسادات پیش میآید.
نویسنده: لعیا اعتمادی
لعیا اعتمادی شهریورماه 1354 در قم به دنیا آمد. او نویسنده و منتقد کتاب است. وی سال ها با صداوسیما و ارشاد همکاری داشت. عضو شورای بررسی داستان در مجلات پوپک، سلام بچهها و سنجاقک بود.
تاکنون برخی از آثار ایشان به خط بریل برای نابینایان به چاپ رسیده است.
✾࿐༅•🍃📝🍃•༅࿐✾
#افق_بصیر | #بصیرا | #معرفی_کتاب | #گوشواره_های_آلبالویی|
📲 @Ofogh_basir
🌐 www.ofoghbasir.ir
«آدمی که عاشق مسیر است از آدمی که عاشق مقصد است، جلوتر خواهد رفت.»
سال_دی_استفانو
✾࿐༅•🍃📝🍃•༅࿐✾
#افق_بصیر | #بصیرا
📲 @Ofogh_basir
🌐 www.ofoghbasir.ir
کتاب «قهرمانان کوچک» نوشتهی سیده زهرا طباطبایی، با موضوع مقاومت مردم فلسطین، توسط انتشارات جمکران به زبان ترکی ترجمه و منتشر شد. این اثر که پیشتر در ایران با استقبال گستردهای روبهرو شده بود، اکنون با هدف معرفی آرمان فلسطین به مخاطبان ترکزبان، در دسترس علاقهمندان قرار گرفته است. ترجمه این کتاب گامی مؤثر در ترویج فرهنگ مقاومت و همبستگی با ملت مظلوم فلسطین به شمار میرود.
✾࿐༅•🍃📝🍃•༅࿐✾
#افق_بصیر | #بصیرا |
📲 @Ofogh_basir
🌐 www.ofoghbasir.ir
با یک قیامت است هم الغالبون حسین
در این قیام نقطه پرگار زینب است
زینب سلامالله، بانویی است که در دل تاریکی شام بلا، چون ماه درخشید. صدای رسایش، پژواک حقیقت بود در میان طوفان ظلم. او که در مکتب عشق خاندان اهلبیت علیهمالسلام پرورش یافته بود، با قامتی استوار، پیامآور خون شهیدان کربلا شد. او در اسارت، با کلامی آتشین، کاخ ستم را لرزاند و تاریخ را به حیرت واداشت.
زینب، تجسم ایمان و فریاد عدالت بود. بانویی که در اوج مصیبت، پرچم آزادگی را برافراشت.
✾࿐༅•🍃📝🍃•༅࿐✾
#افق_بصیر | #بصیرا
📲 @Ofogh_basir
🌐 www.ofoghbasir.ir