eitaa logo
تا انتهای افق
2.2هزار دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
255 ویدیو
2 فایل
خوب نگاه كن؛ آنجا انتهاي افق است. من و تو بايد پرچم خودمان را آنجا بزنيم؛ در انتهاي افق .. •|موسسه فرهنگی هنری افق کویر|• ارتباط با ادمین https://eitaa.com/ofoghekavir_ar
مشاهده در ایتا
دانلود
خوانش اسناد تاریخی اردکان (٢) 🔰 وقف‌نامه‌های قدیمی؛ پنجره‌ای رو به فرهنگ و زیستِ گذشتگان سندهای وقفی در تاریخ ایران، چیزی فراتر از یک قراردادِ حقوقیِ خشک هستند؛ آن‌ها در واقع «منشورهای اخلاقی» و «گزارش‌های اجتماعی» یک عصر به شمار می‌روند. مطالعهٔ این اسناد به ما می‌گوید که گذشتگان ما در چه بسترهای اقتصادی می‌زیستند، دغدغه‌های معیشتی‌شان چه بود و چگونه تلاش می‌کردند با پیوند زدنِ ثروتِ شخصی به خیرِ عمومی، نابرابری‌های زمانهٔ خود را کاهش دهند. در واقع، وقف‌نامه نوعی «تلاش برای جاودانگی» از مسیرِ خدمت به جامعه است. در این نوشتار، نگاهی می‌اندازیم به یکی از این اسنادِ ارزشمند که مربوط به دورهٔ قاجار است. 🔅معرفی سند: وقف‌نامه «حاجی ابوالحسن اردکانی» این سند یک وقف‌نامهٔ شرعی است که در تاریخ ۱۲ رجب ۱۲۸۵ قمری (مطابق با آبان ۱۲۴۷ شمسی) تنظیم شده است. واقفِ این ملک، «حاجی ابوالحسن اردکانی»، فرزند مرحوم حاجی ملا عبدالغنی است. او در این سند، بخشی از املاک، مزارع، منابع آب و مجاری قنواتِ خود (شامل املاکی در مناطق اصیل‌آباد، زین‌آباد، یافت، نظام‌آباد، غیاث‌آباد امیری، کاظم‌آباد و…) را برای همیشه وقفِ امور خیریه کرده است. تحلیل محتوای این وقف‌نامه، نکاتِ قابل‌تأملی را از نگاه واقف و جامعهٔ آن عصر آشکار می‌کند: ۱. خیرخواهی با رویکردِ واقع‌بینانه: واقف در این سند، نگاهی کاملاً زمینی و دلسوزانه به رنج‌های روزمرهٔ مردم داشته است. او فقط به امور انتزاعی فکر نکرده، بلکه برای تأمین «زغال، لحاف و لباس زمستانی» برای فقرا در فصل‌های سرد، بودجه تعیین کرده است. این نشان‌دهندهٔ درکِ عمیق او از «فقرِ فصلی» و تلاش برای کاهش آلام مردم در شرایط سخت است. ۲. نهادینه‌سازی خیر در تقویمِ زیستی: واقف با اختصاصِ منابع برای شب‌های قدر، ماه رمضان، عید غدیر و عید نوروز، تلاش کرده تا «خیرات» را با نقاط عطفِ تقویمِ مذهبی و ملی مردم گره بزند. این یعنی خیرخواهی نباید امری پراکنده و تصادفی باشد، بلکه باید به بخشی از ساختارِ شادی‌ها و عباداتِ جمعی تبدیل شود. ۳. حمایت از اقشارِ در حالِ حرکت: یکی از نکات جالب توجه این سند، اختصاص بخشی از منافع برای کمک به «زائران پیادهٔ عتبات و مشهد مقدس» است. این موضوع نشان می‌دهد که در آن دوران، «فرهنگِ زیارت» یک فعالیتِ آیینیِ دشوار و طاقت‌فرسا بوده و واقف قصد داشته با تدارکاتِ لجستیکی، از بارِ مشقتِ زائرانِ کم‌بضاعت بکاهد. ۴. تولیت به مثابهٔ مسئولیتِ نسلی: واقف ادارهٔ این موقوفه را پس از خود، به «اکبر اولاد ذکور» (فرزند پسر ارشد) و نسل‌به‌نسل پس از او سپرده است. این رویکرد، در فرهنگِ آن دوره نه تنها برای حفظِ یکپارچگیِ املاک، بلکه به معنای انتقالِ «فرهنگِ مسئولیت‌پذیری» در خانواده است؛ تا نسل‌های آینده همواره با دغدغه‌های معیشتیِ مردم درگیر بوده و حافظِ نیتِ خیرِ جدِّ خود باشند. ۵. سدِ مستحکم در برابرِ زوالِ اموال: واقف با تأکید بر اینکه این اموال «لایُباع و لا یُوهب» (غیرقابل خرید و فروش و هبه) هستند، به دنبالِ ایجاد یک امنیتِ اقتصادی پایدار برای نیازمندان بوده است. او می‌دانسته که در میانِ تلاطم‌های سیاسی و اقتصادیِ دوران قاجار، تنها راهِ بقای این خدماتِ خیریه، خارج کردنِ دائمیِ آن‌ها از چرخهٔ بازارِ آزاد است. 🔻سخن پایانی سندِ حاجی ابوالحسن اردکانی، روایتِ یک «خیرِ نهادینه‌شده» است. او با این کار، ثروتِ شخصیِ خود را از دایرهٔ مصرفِ شخصی خارج کرده و به یک «سرمایهٔ اجتماعی» تبدیل نموده است تا پس از عبور از دنیا، همچنان بخشی از راهکارهایِ حلِ بحران‌های معیشتیِ جامعهٔ خود باشد. این سند، سندی است برای درکِ پیوندِ عمیق میان «دیانت» و «خدمتِ اجتماعی» در ایرانِ سده‌های پیشین. ✍️ حامد کمالی اردکانی •|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|• @ofoghkca
«سوررئالیسم» (Surrealism) یا فراواقع‌گرایی، در واقع هنرِ «به تصویر کشیدنِ رویاها و دنیای ناخودآگاه» است. اگر بخواهیم خیلی ساده آن را تعریف کنیم، این‌طور به آن نگاه کنید: تصور کنید دارید خواب می‌بینید؛ در خواب، قوانین دنیای واقعی وجود ندارند. مثلاً ممکن است یک ساعت دیواری را ببینید که مثل پنیر در حال ذوب شدن است، یا ماهی‌ای را ببینید که در آسمان پرواز می‌کند. این دقیقاً همان کاری است که سوررئالیست‌ها انجام می‌دهند. یک مثال معروف: حتماً تابلوی نقاشی معروف «تداوم حافظه» اثر "سالوادور دالی" را دیده‌اید که ساعت‌های جیبی مثل پارچه روی شاخه‌های درخت آویزان شده‌اند و در حال ذوب شدن هستند. این نقاشی بهترین تعریف سوررئالیسم است: یک صحنه کاملاً غیرمنطقی که با جزئیاتِ خیلی دقیق کشیده شده تا واقعی به نظر برسد. خلاصه اینکه: سوررئالیسم یعنی «واقعیتِ برتر»؛ یعنی عبور از دنیای خسته‌کننده‌ی واقعی برای رسیدن به دنیایِ آزادِ ذهن و رویا. •|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|• @ofoghkca
حاج علی پهلوان؛ پیرغلامی که عمرش را پای هیأت گذاشت! 👇👇👇👇 •|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|• @ofoghkca
حاج علی پهلوان؛ پیرغلامی که عمرش را پای هیأت گذاشت! در مسجد کوشکنو نشسته بودیم و منتظر بودیم فیلم‌بردار تجهیزاتش را آماده کند. حاج علی مدام می‌گفت: «من که حرفی برای گفتن ندارم، این همه آدم بهتر از من هستند...» از دوربین و مصاحبه فراری بود و هرچه اصرار می‌کردیم، با تواضع خودش را کنار می‌کشید. بالاخره راضی شد و گفت‌وگو را آغاز کردیم. خودتان را معرفی می‌کنید؟ من علی هاتفی اردکانی هستم، متولد ۱۴ مرداد ۱۳۲۸. البته کمتر کسی مرا با نام خانوادگی می‌شناسد؛ همه می‌گویند «علی پهلوان». این لقب از کجا آمده؟ لبخندی زد. وقتی بچه بودم، ننه، من را بغل می‌کرد، بالا می‌انداخت و می‌گفت: «پهلوون ننه، پهلوون ننه...» از همان موقع این اسم روی من ماند و دیگر همه مرا به همین نام صدا زدند. از چه زمانی با هیأت کوشکنو آشنا شدید؟ از بچگی. آن زمان هیأت دست عمویم، مرحوم حاج قنبر بود. من هم کنار ایشان در هیأت رفت‌وآمد داشتم و کم‌کم با کارهای هیأت و مسجد آشنا شدم. مسئولیت هیأت چگونه به شما واگذار شد؟ بعد از عمو حاج قنبر، مرحوم آیت‌الله بهجتی طی حکمی مکتوب مسئولیت هیأت را به من سپردند. لطف مردم هم همیشه شامل حالم بوده و هست. خدا را شکر هنوز هم مردم محله به من اعتماد دارند. هیأت کوشکنو در گذشته چگونه بود؟ آن زمان بیشتر هیأت کوشکنو بود و بازارنو. البته قدیم به اندازه امروز رونق نداشت. هرچه گذشت، جمعیت و فعالیت‌ها بیشتر شد. مدیریت هیأت سخت است؟ خیلی. یک دوره اختلافاتی در هیأت پیش آمد و من کنار کشیدم. اما بعد دوباره آمدند سراغم. آن موقع فهمیدند که اداره هیأت به این راحتی‌ها نیست. هیأت فقط برنامه و مراسم نیست؛ واسطه‌گری می‌خواهد، ریش‌سفیدی می‌خواهد، باید بین آدم‌ها صلح و آشتی برقرار کنی. خودتان چه نوع عزاداری را بیشتر می‌پسندید؟ نظر شخصی من بیشتر روی سینه‌زنی، سخنرانی و کارهای معرفتی است. مرحوم آیت‌الله بهجتی هم همین نظر را داشتند. اما مردم و بچه‌های هیأت هنوز دوست دارند زنجیرزنی و حرکت در کوچه‌ها و خیابان‌ها هم باشد. ما هم سعی می‌کنیم همراه مردم باشیم. راز ماندگاری هیأت را در چه می‌دانید؟ من همیشه به بچه‌های هیأت گفته‌ام که ما مردم را جمع نمی‌کنیم؛ این امام حسین(ع) است که آدم‌ها را جمع می‌کند. یک وقت فکر نکنیم کاری از دست ما ساخته است. ما فقط توفیق خدمت داریم. این خود امام حسین(ع) است که دل‌ها را به سمت هیأت می‌آورد. برای شهادت آیت الله خامنه ای هم که در هیات مراسم گرفتیم واقعا خیلی خوب بود و مردم آمده بودند. خدا اینها را می آورد. ما کاره ای نیستیم. وقتی به گذشته نگاه می‌کنید، چه احساسی دارید؟ وقتی عمرم را مرور می‌کنم، می‌بینم بخش زیادی از آن در مسجد و هیأت گذشته است. زحمتش را کشیده‌ام، اما چشم امیدم هم به همین خدمت‌هاست. ان‌شاءالله روزی اهل‌بیت(ع) دست ما را بگیرند. از خانواده‌تان بگویید. خدا چهار فرزند به من داده؛ سه پسر و یک دختر. الحمدلله از همه شون راضی هستم. مهم‌ترین توصیه شما به فرزندانتان چیست؟ من نه سواد زیادی دارم و نه ادعایی. اما خدا را شکر بین مردم یک اعتبار و آبرویی دارم. همیشه به بچه‌هایم گفته‌ام این اعتبار را حفظ کنید. آبرو و خوشنامی چیزی است که به راحتی به دست نمی‌آید. تنها توصیه من به آن‌ها همین بوده که مراقب وجهه و اعتبارشان بین مردم باشند. گفت‌وگو که تمام شد، حاج علی دوباره همان جمله اول را تکرار کرد: «من که حرفی برای گفتن نداشتم...» اما حقیقت این بود که زندگی او، سال‌ها خدمت بی‌ادعا در مسجد و هیأت، خودش یک روایت شنیدنی بود. ✍ موسسه فرهنگی افق کویر (به گزارش حامد کمالی اردکانی) •|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|• @ofoghkca
✅ نشست صد و هجدهم خواندن و گزارش شاهنامه فردوسی، دوشنبه ۲۵ خرداد در محل تالار دانشگاه اردکان با حضور بیش از ۲۰۰ نفر از علاقه مندان برپا شد. 🔸 در این نشست افزون بر خواندن و گزارش بخش هایی از داستان شیرین و بی مانند رستم و سهراب، ثنا سعادتی و جانا پورکاوه به شاهنامه خوانی پرداختند؛ برپایی آزمون و قرعه کشی هفتگی نیز از دیگران برنامه های نشست صد و هجدهم بود. •|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|• @ofoghkca
⚫️ روایت آیین نخل برداری شب اول محرم در هیئت اعظم شریف آباد اردکان عکاس و راوی: ریحانه شاکر •|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|• @ofoghkca