ﻣﻐﺮﻭﺭ ﻧﺒﺎﺵ ﻭﻗﺘﯽ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺍﯼ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩ،
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﻤﯿﺮﺩ، ﻣﻮﺭﭼﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩ!
ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺑﻪ ﻣﺮﻭﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯿﮑﻨﺪ!!
ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ...
ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺗﺤﻘﯿﺮ ﻧﮑﻨﯿﺪ. ﺷﺎﯾﺪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪ ﺑﺎﺷﯿﺪ
ﺍﻣﺎ زﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪﺗﺮ ﺍﺳﺖ. ﯾﮏ ﺩﺭﺧﺖ،
ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﭼﻮﺏ ﮐﺒﺮﯾﺖ ﺭﺍ ﻣﯿﺴﺎﺯﺩ.ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺯﻣﺎﻧﺶ ﺑﺮﺳﺪ،
ﯾﮏ ﭼﻮﺏ ﮐﺒﺮﯾﺖ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺪ,ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺩﺭﺧﺖ ﺭﺍ ﺑﺴﻮﺯﺍﻧﺪ...!
#روانشناسی_زندگی
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca
✅ قسمتی از خاطرت آیت الله بهجتی در رابطه با آشنای با امام شهید حضرت آیت الله خامنه ای
قبل از تبعيد حضرت امام به نجف اشرف، تقريباً در سال 1338 در يك جلسهاي ادبي خدمت انيس دل و آرام جان و همدم و همزبان خويش، فاضل گرانقدر، اديب سخن سنج و دانشمند آگاه، حضرت آیت الله سيّد علي خامنهاي رسيدم. در آن جلسه هر كس شعري خواند و من نيز غزلي از سرودههاي خويش خواندم.
برادر خامنهاي عزيز، مجموعهاي از شعرهاي پخته و آبدار و پرشوری كه گرد آورده بود، بيرون آورد. حسن انتخاب ايشان در آن مجموعه، مرا مجذوب ايشان ساخت. از ايشان خواهش كردم چند شبي مجموعه ی اشعاري را كه انتخاب كردهاند به رسم امانت به من بدهند تا از آن استفاده كنم . قرار شد روز بعد آن مجموعه شعر را دراختيار من بگذارند.
فردا كه مجموعه شعر را ازايشان گرفتم عاشقانه آن را ورق زدم ديدم در گوشهاي از آن گله نامهاي از دوستان سابق نگاشتهاند كه دفتر ديگري از فراهم آوردههاي زيباي ايشان را گرفته بوده و در نگهداري آن مراقبت لازم روا نداشته آن را گم كرده بود.
ترسيده بود كه اين دفتر نيز به سرنوشت دفتر گمشده دچار گردد. در اين نوشتة ی كوتاه از بيذوقي و سهلانگاري برخي دوستان كه قدر كيمياي سخن خوب و شب چراغ فروزنده اشعار آبدار را نميدانند و حتّي بر گم كردن چنان مجموعهاي تأسّفي هم نميخورند نالهها كرده بود.
اين نوشته ی كوتاه كه بازگو كننده ی عشق وعلاقه ی ايشان به ادبيات اصيل پارسي بود، بيشترمرا مجذوب ايشان ساخت بلافاصله غزلي گفتم و در طرف ديگرِ دفتر به منظور پاسخ به گِله ی ايشان نوشتم و پس از چند روز دفتر را صحيح و سالم به ايشان برگرداندم اين غزل كه حاكي از ارادت بيشائبه و دلدادگي من بود، ايشان را بيشتر به من علاقه مند و دلبسته ساخت. اولين شعله ی اين آتش مقدّس كه شعله ی طور بود و من و او را جذب كرد از اين نقطه برخاست و بعد در غزل هاي من نوشتههاي او در خلال ملاقات ها و ديدارهاي بسيار صميمانه ميان من و او تجلّي خود را آشكار ساخت و اين نور همچنان در دل ما هر دو فروزان است و اميد است كه ره گشاي سعادت ما در آخرت نيز باشد كه پندار خود مان دور از به ملاك صميميّت و عشق به خير بوده است" الاخلاء يومئذ بعضهم للبعض عدو الا المتقين" پس از اين آشنايي كه به سرعت تبديل به يك دوستي گرم و كم نظير شد رشته ی مباحثه را از ديگران بريدم و در تقريرات درس امام مدّظلّه با هم، هم مباحثه شديم به غير از آن نيز جلسات علمي و ادبي ديگري با هم داشتيم و تا آخرين روز كه دوست گرامي جناب آقاي خامنهاي در حوزه بودند با هم، هم بحث بوديم. آن وقت ها برادر عزيزشان جناب حجّت الاسلام آقاي سيّد محمّد خامنهاي كه تأليفات گرانقدري دارند به دانشكدة حقوق ميرفتند، لذا بيشتر حشر و نشر اين ارادتمند با آیت الله سيّد علي خامنهاي بود و در روزها يي كه برادرشان آقاي آسيّد محمّد در قم بودند افتخار معاشرت با ايشان نيز داشتم و به تبع اين دو دوست عزيز، با برادر ديگرشان جناب آقاي آسيّد هادي خامنهاي آشنا شدم.
برگرفته از تاریخ اردکان جلد اول : علی سپهری اردکانی
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca
⚫️ روایتی از تاریخی ترین بدرقه امام شهید،تیرماه ۱۴۰۵
عکاس و راوی:
کوثر حاجی زاده
فاطمه شاکر
امیرحسین زارع
🔸دنباله روایت را در پست های بعدی ببینید...
#عکاسی_تاریخیترین_بدرقه
#روایت_بدرقه
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca
۱۱۱ سال پیش در چنین روزی ...
نامه رئیس مالیه یزد به آقای سید مصطفی امین مالیه اردکان بابت عفو مالیاتی اهالی مالکین قریه حسین آباد صدر آباد برای اخذ دوم مالیات در سال طبق در خواست مجدالعلما از اداره مالیه یزد و تذکر وی بابت یکی بودن مالکین قصبه اردکان و قریه حسین آباد صدر آباد
[اسناد کاکایی در اردکان یزد،ج ۴،ص ۱۱۴]
تاریخ: ۱۲۹۴/۴/۱۴
📖منبع: از کتاب تقویم تاریخ شهرستان اردکان (آماده چاپ)
#گاه_شمار_ده_اَمرداد
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca