eitaa logo
تا انتهای افق
2.2هزار دنبال‌کننده
3.9هزار عکس
274 ویدیو
2 فایل
خوب نگاه كن؛ آنجا انتهاي افق است. من و تو بايد پرچم خودمان را آنجا بزنيم؛ در انتهاي افق .. •|موسسه فرهنگی هنری افق کویر|• ارتباط با ادمین https://eitaa.com/ofoghekavir_ar
مشاهده در ایتا
دانلود
رهبر شهید انقلاب در سفر خود به استان یزد در سال ۱۳۸۶، وقتی متوجه می‌شوند که نویسنده‌ی برجسته‌ی داستان‌های کودک و نوجوان، آقای مهدی آذریزدی هم در جلسه حضور دارد، او که خیلی‌ها اسمش را با کتاب «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» می‌شناسند، از ایشان تجلیل کرده و فرمودند: «من چندی پیش در یک برنامه‌ی تلویزیونی دیدم که از ایشان تجلیل کرده بودند. من با اینکه وقتم هم کم است، از وقتی تلویزیون را روشن کردم و دیدم که از ایشان دارد تجلیل میشود، پای آن برنامه نشستم، صحبتهای خود ایشان را هم گوش کردم. ایشان در آنجا میگفتند که در طول آن سالهای پیش از انقلاب هیچکس کمترین تشکری، تقدیری از این مرد زحمتکش و خدوم نکرده. آن برنامه را که من دیدم، نکته‌ای در ذهنم بود و دلم خواست که آن را یک وقتی به ایشان بگویم، فکر میکردم دیگر امکان ندارد و عملی نیست؛ کجا حالا ما آقای آذر یزدی را زیارت کنیم! حالا تصادفاً امشب ایشان اینجا هستند. آن نکته این است که من خودم را از جهت رسیدگی به فرزندانم، بخشی مدیون این مرد و کتاب این مرد میدانم.» •|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|• @ofoghkca
شلنگ و تخته انداختن. بالا و پایین جستن و رقص بی‌قاعده و حرکات مستانه و غیرعادی کردن؛ رقص شتری کردن. مثال: - این پسره به عوض اینکه دنبال کار و زندگی باشه، صبح تا شب یللی تللی می‌کنه و شلنگ تخته می‌اندازه. آخه این هم شد کار؟ - با این موسیقی‌های اَجق وَجَق شلنگ تخته می‌اندازند و اسمش را هم می‌گذارند رقص ایرانی، این خارجی‌های احمق هم گمان می‌کنند که درست است. توضیح: شلنگ تخته در اصل نوعی حرکت ورزشی در زورخانه و بخشی از مشق کشتی‌گیری بوده است که به ترتیب خاص بر روی تخته‌ای که بدین منظور ساخته شده بوده، انجام می‌شده است. اما بعدها رفته رفته با از میان رفتن رسم شاطری و عیاری این نوع ورزش نیز متروک شد. شِلَنگ یا شَلَنگ واژه‌ی ( عامیانه‌ی ) کهنه‌ی فارسی به معنی قدم بلند است. چنین که بر در مردم شلنگ تخته خواهی زد ترقی گر کنی آخر تو کشتی‌گیر خواهی شد. ( سیدحسن خالص- از فرهنگ آنندراج ) •|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|• @ofoghkca
حافظا، می خور و رندی کن و خوش باش، ولی دامِ تزویر مکن چون دگران قرآن را حافظ بیش از آنکه با دینداری مخالف باشد، با ریاکاری و استفاده ابزاری از دین مخالفت می‌کند. او هشدار می‌دهد که خطرِ نفاق و تظاهر، از آشکار بودن خطا بیشتر است. صداقت، حتی اگر با کاستی همراه باشد، ارزشمندتر از ظاهرسازی و فریب است. •|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|• @ofoghkca
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری سعدی در این بیت، با نگاهی ژرف به جهان، یادآور می‌شود که برای رسیدن یک لقمه نان به دست انسان، مجموعه‌ای از عوامل طبیعت و تلاش بی‌شمار انسان‌ها در کارند. پس شایسته نیست که انسان، این همه نعمت و کوشش را نادیده بگیرد و زندگی را با غفلت سپری کند. 🔻این بیت، دعوتی است به شکرگزاری، مسئولیت‌پذیری و قدرشناسی. هر نعمتی که در اختیار ماست، حاصل زنجیره‌ای از لطف الهی، نظم طبیعت و زحمت دیگران است. اگر این حقیقت را فراموش نکنیم، هم سپاسگزارتر خواهیم بود و هم در مصرف و رفتار خود مسئولانه‌تر عمل خواهیم کرد. •|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|• @ofoghkca
✅ معرفی مرضیه کرمانیان فعال حوزه ادبیات کودک در سن ۴ سالگی خدمت مادربزرگم قرآن را فراگرفتم و همانجا در محضر او خواندن کتابهای شعر را آغاز کردم پس از آنکه کلاس اول را خواندم به بیماریی مبتلا شدم که درمان فشرده و تمام وقت آن تا ۱۴ سالگی طول کشید به ناچار ادامه تحصیل را از نهضت سوادآموزی پی گرفتم کلاس پنجم و سایر کلاسها رابه صورت متفرقه گذراندم و دررشته بهداشت قبول و وارد دانشگاه شدم پس از اتمام تحصیلم در رشته بهداشت عمومی، مجددا کنکور علوم انسانی ادبیات شرکت کردم و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور قبول شدم بلافاصله پس از لیسانس، ارشد ادبیات را در دانشگاه آزاد یزد پی گرفتم سپس بنا به ضرورت شغلی، کارشناسی ارشد آموزش بهداشت را در دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد خواندم اکنون در مرکز بهداشت شهرستان اردکان مشغول خدمتم •|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|• @ofoghkca
پیرِزن با دست‌هایش راه می‌رفت، خیلی کند اما می‌رفت. مشت، بر زمین می‌گذاشت و خودش را می‌کشید. می‌پرسیدند: «مادر کمک می‌خواهی؟» مشتش را بالا می‌آرود. همه می‌گفتند: «الله اکبر و از کنارش می‌گذشتند.» زنی جفیه‌ی نمداری روی سرش انداخت و گفت: «مادر می‌خوای نروی؟» مادر گفت: «تا تابوتش را نبینم نمی‌رَوم.» زن‌ها گفتند: «ببین مادر دور میدان آزادی شلوغ است پیکر به آنجا برسد مستقیم می‌رود.» پیرزن گفت: «قسم خوردم تا به تابوت نرسم مشتم را باز نکنم.» زن‌ها تکبیر گفتند. پیرزن بیشتر تعجیل کرد. کامیون حامل پیکر به آزادی رسید. پیرزن فریاد زد: «تو را به زهرای چهارده ماهه برگرد، تو را به طفل شش ماهه برگردد.» زنی مراقبش بود گفت: «مادر قسم نده. معصیت دارد.» پیرزن نالید: «دیگر نه او به تهران برمی‌گردد و نه من می‌توانم از تهران خارج شوم.» زمزمه‌ای به راه افتاد که مسیر تشییع پیکر عوض شده است. کامیون میدان آزادی را دور زد. زن‌ها تکبیر گفتند. پیرزن به یکی از زن‌ها گفت: «بیا مادر به دلم افتاده تو می‌توانی.» مشتش را باز کرد. مشتی خاک چرانده شده به زن داد و گفت: «تربت کربلاست روی تابوها بپاش.» 🔸گروه رسانه ای افق کویر ✍ حسین کمالی اردکانی •|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|• @ofoghkca
✍ استاد محمود رهبران •|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|• @ofoghkca
احترام به شخصیت، نظرات، احساسات و نیازهای یکدیگر باعث می‌شود که هر دو طرف بتوانند بدون ترس از قضاوت یا سرزنش، خود را ابراز کنند. این امر موجب ایجاد فضایی صمیمی و امن برای گفت‌وگو و تبادل نظر می‌شود که در نهایت می‌تواند به حل مشکلات و چالش‌ها کمک کند. •|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|• @ofoghkca
«وَإِلَىٰ رَبِّكَ فَارْغَبْ» (سوره شرح، آیه ۸) و تنها به سوی پروردگارت رغبت و امید داشته باش. 🔸پیام آرامش: وابستگی افراطی به آدم‌ها، موقعیت‌ها و امکانات، اضطراب می‌آورد؛ اما کسی که امید اصلی‌اش خداست، در طوفان‌های زندگی آرام‌تر می‌ماند. •|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|• @ofoghkca
🤲🏻 آیت الکرسی •|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|• @ofoghkca
پیش از انتشار یک تصویر یا ویدئو، به زمان، مکان و شرایط ثبت آن توجه کنیم. بسیاری از تصاویر قدیمی یا خارج از زمینه، برداشت نادرست ایجاد می‌کنند. •|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|• @ofoghkca