17.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥روایتی از همایش رسانهای در هامانه
▪️گوشههایی از گردهمایی خبرنگاران و فعالان رسانهای شهرستان اردکان در روستای هامانه؛ قابهایی از دیدار، گفتوگو و هماندیشی اهالی رسانه در کنار مسئولان شهرستان و استان.
📍 هامانه | ۲۸ مردادماه ۱۴۰۵
لینک ویدئو در آپارات
https://aparat.com/v/nmudubm
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca
📜شاد زی با سیاهچشمان، شاد
که جهان نیست جز فسانه و باد
🪶رودکی در این بیت، ناپایداری جهان را یادآور میشود و انسان را به بهرهبردن از فرصت زندگی و شاد زیستن دعوت میکند. از نگاه او، روزگار ماندگار نیست؛ پس نباید لحظههای ارزشمند زندگی را در اندوه و غفلت از دست داد.
#رودکی
#ادب_فارسی
#شعر_فارسی
•|روابط عمومی مؤسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca
📰 اخلاق رسانه
انتشار مطالب دیگران بدون اشاره به منبع، تنها مسئله حقوقی نیست؛ احترام به صاحب اثر و امانتداری در نقل محتوا، بخشی از اخلاق حرفهای رسانه است.
#اخلاق_رسانه
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca
🔸تجلیل از دو خبرنگار پیشکسوت اردکان در همایش روز خبرنگار
▪️در این همایش، ضمن تقدیر و تشکر از تمامی خبرنگاران و فعالان رسانهای حاضر در برنامه، از دو خبرنگار پیشکسوت اردکان، خانم مژگان دشتی در بخش بانوان و آقای حسن مروتی در بخش آقایان، به پاس سالها فعالیت و تلاش در عرصه رسانه تجلیل و قدردانی شد.
#هامانه
#بخش_خرانق
#همایش_خبرنگاران
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca
🎶🎼💿 آلبوم «نبض زمین»
«نبض زمین» سفری شنیداری میان فرهنگها، سازها و ریتمهای جهان است؛ اثری که با تلفیق موسیقی ملل، سازهای سنتی، فناوریهای نوین تولید موسیقی، طراحی صدا و ارکستراسیون دیجیتال شکل گرفته و بر پایه استانداردهای روز آهنگسازی، تنظیم، میکس و مسترینگ تولید شده است.
🎧 جهت دانلود و شنیدن آلبوم:
https://ofoghkca.ir/music-18/
▪️ نوازندگان و همکاران ایرانی:
سهیل ملاحسینی
میثم ثقفی
دهناد دهستانی
فرزاد فلاح
▪️ همراهان:
استاد فربد یداللهی
مجتبی ملکثابت
محمدرضا کاظمیان
علی فتوحی
مهدی پورروستایی
نادر پیری اردکانی
مجید هاتفی اردکانی
▪️ نوازندگان و همکاران بینالمللی:
🇺🇸 Zang Records | نیما نیکطبع
🇪🇸🇧🇪 یوهان فامائی لی
🇧🇷🇵🇹 ایویرسون انکارناکائو
🇬🇧 اکین اویکنر
🇹🇷 رضا تاش
🇦🇿 الوین نوروزوف
🇪🇬 عنان عواد
🇪🇬 خالد برانسی
🇮🇷 حامیان در ایران:
مؤسسه فرهنگی هنری افق کویر چادرملو اردکان
مؤسسه فرهنگی هنری پردیس هنر صلح هنر یزد
مجموعه موسیقی کوک یزد
استودیوی میراث
مجموعه تبلیغاتی آلفا
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca
پنجشنبه است و دلها راهی آرامستان میشود…🥀
بیایید امروز این زیارت اهل قبور را هدیه کنیم به همه عزیزانی که از میان ما رفتهاند؛
پدران، مادران، دوستان و همه مؤمنانی که چشمانتظار دعای زندگاناند.
شاید فاتحهای، دعایی یا ذکری که امروز میخوانیم
نوری در قبرشان شود و آرامشی به روحشان برسد.
لطفاً شما هم این زیارت را به نیت همه رفتگان و اموات خود قرائت کنید.
#زیارت_اهل_قبور
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca
✍ کتابت اثر حسین نیک اردکانی
#اردکان_خط
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca
✅ ٢٨ ماه اسارت؛ یک عمر آزادگی!
(مصاحبه با رضا حاجی احمدی، آزاده اردکانی)
خانه ساده بود؛ بیتکلف و بیپیرایه. صاحبخانه هم درست شبیه خانهاش بود؛ آرام، متواضع و بیادعا. آمده بودیم تا در آستانه سالروز بازگشت آزادگان به میهن، پای صحبتهای مردی بنشینیم که ۲۸ ماه از جوانیاش را در اسارت گذرانده بود؛ اما آنچه بیش از همه در همان دقایق نخست به چشم میآمد، نه خاطرات تلخ اسارت، که آرامش و فروتنی او بود.
خودش از ما پذیرایی کرد. انسانی که سالها پیش برای این سرزمین جنگیده، سختی کشیده، اسارت را تحمل کرده و برادرش را در راه همین کشور از دست داده است، امروز در خانهای ساده نشسته بود؛ بیآنکه از کسی توقعی داشته باشد. گویی همه آن سالها را نه برای دیدهشدن، که برای انجام وظیفهای الهی پشت سر گذاشته بود.
متولد اول شهریور ۱۳۳۶ هشت ساله بود که پدرش را از دست داد. سه برادر بودند و در نبود پدر، مادر نقش بزرگی در زندگی آنها داشت؛ مادری که خودش مکتبدار بود و به گفته او، بزرگترین لطف خداوند در زندگیشان همین مادر فهمیده بود.
مادر، سه فرزندش را در مسیر دین و اسلام تربیت کرد؛ مسیری که بعدها بخش مهمی از زندگی او را شکل داد.
دبستان را در مدرسه منطقی گذراند، بعد به دبیرستان شرف رفت و سپس وارد دانشسرای مقدماتی شد. اما آن سالها برای او فقط سالهای تحصیل نبود. نوجوانیاش همزمان بود با روزهایی که جلسات گفتوگوی دینی، آرامآرام نسلی را برای آیندهای متفاوت آماده میکرد.
جلسهای زیر نظر آیتالله خاتمی و با مدیریت بهجتی شفق برگزار میشد. نوجوانها در آنجا مقاله میخواندند، شعر و سرود اجرا میکردند و درباره مسائل دینی و اجتماعی گفتوگو میکردند. خودش هم در این جلسات حضور داشت و مسئولیت مدیریت داخلی جلسه را بر عهده گرفته بود.
از آن روزها خاطرهای را با حس خاصی تعریف میکند؛ آیتالله خاتمی خطاب به جوانان جلسه گفته بود:
«همه امید من به این جلسه است.»
شاید آن جمله برای نوجوانی که آن روزها در آن جمع نشسته بود، معنای امروز را نداشت؛ اما سالها بعد، وقتی انقلاب پیروز شد و جنگ آغاز شد، معنای آن امید را بهتر میشد فهمید.
سال ۱۳۵۵ به استخدام آموزش و پرورش درآمد. سه برادر در فعالیتها حضور داشتند. عضو جهاد سازندگی شدند.
با آغاز جنگ، اردکان به یکی از محلهای آموزش و اعزام رزمندگان تبدیل شد و او هم مانند بسیاری از جوانان، بارها راهی جبهه شد.
تا اینکه یک روز در شلمچه، مسیر زندگیاش برای مدتی طولانی تغییر کرد.
او و چند تن از همرزمانش؛ حسین جماعتی، حسین ابوالحسنی، محسن آثاری و محمدرضا برزگر چاهافضلی، به اسارت نیروهای عراقی درآمدند.
از لحظات بازجویی میگوید؛ از مشتها و لگدها و تهدیدها. بازجو وقتی سربند مسافر کربلا را در جیبش پیدا کرد، با چاقو تهدیدش کرد که سرش را خواهد برید.
با آرامش تعریف میکند:
«من ذاتاً یکخورده ترسو هستم؛ ولی آن لحظه، خدا میدونه، ذرهای نترسیدم.»
بعد از العماره، آنها را به زندان الرشید بغداد منتقل کردند. ۲۱ روز در آنجا بودند و سپس دوران طولانی اسارت آغاز شد؛ ۲۸ ماه.
محیطی تنگ و کوچک. جایی برای دراز کشیدن و خوابیدن وجود نداشت. آب کافی نبود. مجروحان در میان جمع بودند.
بعضی بچهها تب میکردند؛ گاهی آنقدر شدید که از حال میرفتند.
صبحها آنها را به محوطه زندان میبردند. همان دم در، کابلها انتظارشان را میکشید. برای آب خوردن، فقط چند ثانیه فرصت داشتند. اگر بیشتر طول میکشید، کابل فرود میآمد.
این فقط یک روز نبود. داستان هر روز اسارت بود.
اما در میان آن همه تاریکی، چیزی بود که نگذاشت امیدشان خاموش شود.
خودشان به هم امید میدادند. نمیگذاشتند بچهها امیدشان را از دست بدهند. باور داشتند خداوند این کار را به سرانجام خواهد رساند. شاید همین باور بود که تحمل ۲۸ ماه اسارت را ممکن کرد.
ماهها گذشت.
صدام بعد از حمله به کویت اعلام کرد که روزانه دو هزار اسیر آزاد خواهند شد. ایران نیز اعلام کرد اگر عراق روزانه دو هزار اسیر آزاد کند، ایران چهار هزار اسیر آزاد خواهد کرد.
و بالاخره روز آزادی رسید.
بعد از ۲۸ ماه، دوباره خاک وطن را دیدند.
و مردم اردکان، آنطور که خودش با رضایت و لبخند تعریف میکند، به استقبالشان آمدند.
اما برای من، مهمترین بخش این دیدار نه خاطرات جنگ، که رفتار امروز او بود. مردی که آن همه سختی کشیده بود، همچنان ساده و بی توقع زندگی میکرد.
در میان تمام حرفهایش، یک جمله بیش از همه در ذهنم ماند:
«هرکس با خدا معامله کند، خدا کار را برایش تمام خواهد کرد.»
شاید راز آرامش همین جمله باشد.
وقتی از خانهاش بیرون آمدم، ذهنم درگیر سؤالی شده بود که تا ساعتها رهایم نکرد:
ما چگونه باید این آدمها را به نسل جدید معرفی کنیم؟
✍️ گروه فرهنگی و رسانه موسسه افق کویر
#مصاحبه
#تاریخ_شفاهی
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca