💠اردکان به روایت یک انگلیسی؛ ۱۲۸ سال پیش در چنین روز
🔹128 سال پیش، در چنین روزی 15 مهر، یک انگلیسی وارد اردکان میشود. دبلیو کینگ وود معاون سرپرست ادارهی تلگراف هندواروپا است که در سال 1898 به مناطق مرکزی ایران سفر میکند تا مسیر مناسب برای توسعهی خط تلگراف ایران مرکزی را بررسی کند. او از شهرها و مناطق مختلف، بهویژه اردستان تا یزد، بازدید میکند و در کنار ارزیابی وضعیت خط تلگراف، ویژگیهای این مناطق را نیز ثبت میکند. ویژگیهایی که پس از گذشت 128 سال، میتواند ما را با گذشتهی این مناطق آشنا کند. وود آنچه را در مسیر میبیند توصیف میکند. توضیحات او به دو بخش تقسیم میشود، یکی توصیف راه و مسیری است که طی میکند و دیگری ثبت ویژگیها و مختصات شهرها و روستاها. در اینجا ابتدا توصیف او از مسیر را میآورم و سپس ویژگیهایی که دربارهی عقدا، اردکان و میبد گفته است. او درنهایت، ارزیابیای از وضعیت خط تلگراف منطقه به دست میدهد.
🔹الف ـ از پاگُنده تا رکنآباد
جادهای بسیار خوب از پاگنده در جهت جنوبشرقی خارج میشود و از روی یک پهنهی هموار، شنی و ریگلاخی میگذرد؛ در سمت چپ، یا شمالشرقی، چیزی در چشمانداز دیده نمیشود و خط تلگراف در فاصلهی یکونیم مایلی در سمت جنوبغربی، یعنی سمت راست ما، قرار دارد. تپهها بهتدریج از هر دو سو نزدیک میشوند و تا اندازهای از عرض دره میکاهند.
🔹در مایل ۴٫۳۸، در فاصلهی ده یاردی سمت راست ما، یعنی جنوبغربی، از کنار دو آبانبار خوب میگذریم که آب شیرین دارند. باغهای حومهی اردکان در مایل ۵٫۵۸ در سمت چپ، یعنی شمالشرقی، آغاز میشوند؛ این باغها حدود چهار مایل با ما فاصله دارند و روستای فیضآباد نیز در همان حوالی قرار دارد. در مایل ۶٫۱۸، روبهروی مزرعهآقا قرار میگیریم که آن نیز در فاصلهی چهار مایلی است. این باغها بهتدریج به جادهی منتهی به اردکان نزدیکتر میشوند.
🔹در مایل ۷٫۰۸ از مجموعهای از قناتهای آبشور عبور میکنیم و در مایل ۷٫۸۰۴، روستای بزرگ ترکآباد در سمت چپ، یعنی شمالشرقی، در کنار جاده قرار دارد. در اینجا به سمت جنوب میپیچیم و در این ناحیه تودههای ماسهای روان مشاهده میشود. حرکت نیز در این قسمت دشوار و سنگین است.
🔹باغها در سمت راست پایان مییابند و عقب مینشینند و تا مایل ۹٫۶۹۰ جای خود را به دشتی شنی میدهند؛ در این نقطه کشتوکار اردکان آغاز میشود و جاده بار دیگر به سمت جنوبشرق میرود. جادهای بسیار خوب، با زمینهای زیر کشت در دو طرف، تا مایل ۱۰٫۶۵ ادامه دارد؛ در اینجا کوچهها آغاز میشوند.
در مایل ۹٫۹۶۷، خط ]تلگراف[ به سمت چپ عبور میکند. در مایل ۱۰٫۱۳۸ از کنار یک آبانبار بسیار خوب در سمت راست میگذریم و در مایل ۱۰٫۸۸ کوچهها پایان مییابند و جای خود را به زمینهای کشاورزی میدهند.
🔹در مایل ۱۱ به دروازهی غربی شهر میرسیم و خط تلگراف بار دیگر در سمت راست دیده میشود. در امتداد دیوار شهر، همراه با خندق آن، حرکت میکنیم و در مایل ۱۱٫۱۳۲ از کنار دفتر تلگراف، که در سمت چپ ما قرار دارد، عبور میکنیم. سپس در مایل ۱۱٫۲۹۲ به دروازهی دوم و در مایل ۱۱٫۳۴ به دروازهی سوم میرسیم. این دو دروازه بهترتیب به میبد و یزد راه دارند.
خط تلگراف دیده میشود که به سمت یزد ادامه مییابد و جهت آن ۱۵۶ درجه است. جاده در تمام این مسیر بسیار خوب است.
🔹درست بیرون اردکان مقداری ماسه وجود دارد که در اثر باد به دیوارهای شهر میچسبد، اما این مسئله تأثیری بر احداث خط تلگراف نخواهد داشت.
🔹میتوانستم میبد را در سمت راست، در فاصلهای حدود ۸ تا ۱۰ مایل، ببینم و به نظرم میرسید که زمین آن ناحیه بهشدت بهوسیلهی قناتها و مجاری آب قطع و تکهتکه شده است. جادهی پاگنده مسیر بهتری است و آب بهتری دارد و به گمان من روستاهای بیشتری نیز در امتداد آن قرار دارند.
🔹اردکان را که در آنجا هوا را گرم یافتیم ترک کردیم و در جهت جنوب به حرکت ادامه دادیم. ابتدا از میان کوچهها و زمینهای زیر کشت عبور کردیم و سپس در امتداد بالای یک خطالرأس حرکت کردیم؛ حرکت در اینجا به دلیل ماسهی نرم بسیار دشوار بود.
🔹مشاهده شد که در این مسیر کالسکهها نیز رفتوآمد کردهاند، اما گاهی به دلیل باریکی جاده، ناچار شدهاند جاده را ترک کنند و از میان زمینهای اطراف عبور کنند. خط تلگراف دیده میشود که در جهت جنوبغربی، به سوی میبد، میرود و در اینجا تنها ۲۰۰ یارد با ما فاصله دارد.
🔹پس از طی نیم مایل، شریفآباد را در سمت چپ و در فاصلهی ۲۰۰ یاردی پشت سر میگذاریم. در مایل ۰٫۷۳، باغستان یا باغها آغاز میشوند و تا مایل ۱٫۴۲ ادامه دارند.
🔹میبد، همراه با حومههایش، در فاصلهی حدود چهار مایلی در سمت راست دیده میشود و در امتداد آن سمت، به طول سه مایل، گسترده شده است.
در مایل ۲٫۲۹، دهآباد را در فاصلهی دو مایلی سمت راست پشت سر میگذاریم.
زمین سمت چپ ما، یعنی شرق، بهشدت بهوسیلهی قناتها شیارخورده و قطعهقطعه شده است و به دلیل نرم بودن خاک شنی، بارندگی نیز مجاری و آبراهههای متعددی در آن ایجاد کرده است.
...
🔹در مایل ۸٫۴۵۵ از یک درهی عمیق، بر روی پلی ساختهشده از آجر پخته، عبور میکنیم و در همین نقطه روستاها و زمینهای کشاورزی پایان مییابند.
به دلیل دشواری مسیر، طی کردن ۹ مایل از اردکان تا رکنآباد چهار ساعت و نیم طول کشید و چون اینجا بهترین مکان برای توقف بود، در همینجا توقف کردیم. ماسه و باریکی جاده حرکت را دشوار میکند، اما با این حال مسیر برای تردد وسایل نقلیهی چرخدار قابل استفاده است. به نظر من این مسیر از مسیر میبد بهتر است، زیرا به نظر نمیرسد زمین آن به همان اندازه قطعهقطعه و شیارخورده باشد. این ناحیه همچنین بازتر است، در حالی که زمینهای اطراف میبد، در فاصلهی ۸ یا ۹ مایلی از اردکان، مجموعهای پیوسته از باغها را تشکیل میدهند.
✍🏻مترجم
دکتر یوسف سرافراز اردکانی
«وود، ویلیام کینگ. (۱۸۹۹). گزارش بررسی مقدماتی مسیر خط تلگراف مرکز ایران [گزارش]. کتابخانه بریتانیا، اسناد و اوراق خصوصی اداره هند، IOR/L/PS/20/27. کتابخانه دیجیتال قطر»
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca
📜 بر لوح نشانِ بودنیها بوده است
پیوسته قلم ز نیک و بد فرسوده است
در روز ازل هر آنچه بایست بداد
غم خوردن و کوشیدنِ ما بیهوده است
🪶 خیام با نگاهی به تقدیر، از بیهودگیِ نگرانی برای آنچه از اختیار انسان بیرون است سخن میگوید و یادآور میشود که نباید عمر را در اندوهِ ناشناختههای فردا گذراند.
#خیام
#رباعیات
#ادب_فارسی
•|روابط عمومی مؤسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca
🔸 همه تخممرغهایت را در یک سبد نگذار یعنی چه؟
1️⃣ یعنی همه سرمایه، امید یا امکاناتت را روی یک انتخاب متمرکز نکن.
2️⃣ همانطور که با افتادن یک سبد ممکن است همه تخممرغها بشکنند، وابستگی کامل به یک راه نیز میتواند زیان زیادی داشته باشد.
3️⃣ این مثل به اهمیت تقسیم ریسک و داشتن راههای جایگزین اشاره دارد.
🌱 پند مثل: همیشه برای اتفاقهای پیشبینینشده، راه دیگری هم داشته باش.
#پند_و_مثل
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca
🎨 فرامرز پیلارام؛ پیشگام نقاشیخط معاصر ایران
فرامرز پیلارام (۱۳۱۶–۱۳۶۲) نقاش، خوشنویس و مدرس هنر ایرانی و از چهرههای مؤثر مکتب سقاخانه بود. او تحصیلات هنری خود را در هنرستان هنرهای زیبا و سپس دانشکده هنرهای تزئینی ادامه داد و از همان سالهای جوانی در نمایشگاههای مهم هنری حضور یافت.
پیلارام با الهام از خوشنویسی فارسی، نقوش سنتی و عناصر هنر ایرانی، خط را از قالب صرفاً نوشتاری بیرون آورد و به عنصری مستقل در نقاشی تبدیل کرد. به همین دلیل از او بهعنوان یکی از پیشگامان جریان «نقاشیخط» در هنر معاصر ایران یاد میشود. او در سومین دوسالانه تهران نیز مدال طلای نقاشی دریافت کرد.
#مفاخر
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca
بز زنگولهپا
بز زنگولهپا سه بچه داشت: شنگول، منگول و حبهانگور.
یک روز گفت: «من بیرون میروم. تا صدای خودم را نشنیدید، در را باز نکنید.»
کمی بعد گرگ آمد و خواست بچهها را گول بزند. اما حبهانگور با دقت به صدا گوش کرد و گفت: «این صدای مادر ما نیست!»
بچهها در را باز نکردند و گرگ ناامید برگشت.
وقتی مادر آمد، آنها ماجرا را تعریف کردند. بز زنگولهپا آنها را بوسید و گفت: «آفرین که عجله نکردید و خوب فکر کردید.»
پیام قصه: قبل از اعتماد کردن، باید خوب دقت کنیم.
منبع: اقتباس کودکانه و کوتاه از قصه عامیانه ایرانی «بز زنگولهپا» یا «شنگول و منگول و حبهانگور».
#قصه_های_آخرشب
•|روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری افق کویر|•
@ofoghkca