eitaa logo
افُقْ ...
122 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
187 ویدیو
11 فایل
/کرانه/چشم‌انداز/دورنما/ افُقْ؛ راهنمایِ گمشد‌ه‌های زمین واسه پیدا کردن مسیرِ آسمون ...! - روزمرگی‌هامو میزارم اینجا - حرفی، صحبتی، نقدی: @CHERICKY313
مشاهده در ایتا
دانلود
که امروزمان‌ را به شما مدیونیم آقا سید روح‌الله...
من امروز توفیق داشتم که به عنوان عضوی از گروه رسانه‌ای دفتر رهبر انقلاب توی نمازجمعه حاضر بشم. من از نزدیک‌ترین زاویه ممکن، از میان جایگاه مسئولین در جلوترین صفوف نمازجمعه، شاهد مرد بزرگی بودم که ابهت و صلابتش چندین برابر تصاویر رسانه‌ها و تصور من بود. مردی که در تهدیدآمیز ترین زمان و مکان ممکن، آرام آرام بود و تمام حرکات و سکناتش سرشار از آرامش و شجاعت بود؛ ذکر می‌گفت، قرآن می‌خوند، لبخند می‌زد و زیر آفتاب ظهر تهران می‌نشست. انگار که یک روز عادی در پایتخت است و او امام جماعت مسجدی کوچک در میانه‌های شهر. در نقطه‌ای که هرآن امکان برخورد چندین کلاهک منفجره یا انفجارهای انتحاری از بین جمعیت وجود داشت، او بقدری باطمأنینه بود که از لحظه ورودش، تمام دل‌ناگرانی‌ها و اضطراب‌های ما فراموش شد. ما همه در میان خطبه‌ها، دیگر فراموش کرده بودیم که در یکی از امنیتی‌ترین تجمع‌های ممکن نشسته‌ایم و شاهد مردی هستیم که در صدر لیست سرخ تروریست‌هاست. او امروز، خود آرامش بود و از آن بالکن بزرگ مصلی، با نگاه نافذش، آرامش را تا صفوف انتهایی نمازگزاران بسط می‌داد. من امروز دوباره آرام شدم و دوباره، از نزدیک‌تر، شیفته آیت‌الله خامنه‌ای شدم. «مهدی مولایی»
امروز ((((:
در باب این روزها: یک هفته‌ است که آقا حکم جهاد فرض دادن! یک هفته است که از شهادت سید حسن می‌گذره! سرعت تحولات منطقه به سرعت نوره! یکی دو روز دیگه دقیقا میشه یک سال از شروع طوفان‌الاقصی! جمعه نصر! وعده صادق۲! و روزهای عجیب و پر اتفاقی که داره می‌گذره... اما؛ اما من خیلی آرومم! خیلی منفعلم! بی‌کنش شدم! امروز، بیشتر از هروقت دیگه‌ای باید دوید که از قافله جا نموند. که نشیم جزء جامونده‌ها! وقتی امسال توی کتاب آه اون تیکه‌شو خوندم که، امام حسین توی راه کربلا، یک نفر رو دیدن و بهش گفتن که به ما ملحق شو! و گفت باید برای خانواده‌م‌ آذوقه ببرم. میرم و برمی‌گردم. و امام حسین گفت: اگر قصد یاری مارا داری؛ عجله کن... و اون رفت؛ و تاریخ میگه اتفاقا عجله هم کرد. و تاریخ میگه دلش با حسین بود. و تاریخ میگه خواست خودشو برسونه. اما توی راه کربلا بود که خبر شهادت امام رو بهش دادن. و نرسید... و نرسید... و نرسید. از وقتی اینو خوندم، بیشتر از قبل دلهره نرسیدن دارم. و این روزها دقیقا حالم، حال نرسیدنه! که این همه اتفاق افتاده و من هیچ جای اون‌ها نبودم. و‌ من هیچ نکردم. و من منفعل‌ترین روزهای عمرم رو می‌گذرونم. اما گم شدم که باید چیکار کنم؟! باید چیکار کنم؟! جهاد؟! من کجای جهادم؟! بعد پرت میشم روزهای دانش‌آموزیم... و حسرت اون روزا رو می‌خورم که عجب روزهای نابی بودن! و بعد با پوست و استخوون درک می‌کنم این جمله رو که: «قدر عضویت در انجمن اسلامی را بدانید.» اون روزا عمق این حرفا رو نمی‌فهمیدم که: «آقا گفتن بچه‌های انجمن اسلامی غریق نجاتن. شما افسر جنگ نرمید. هرجا که هستید اونجا رو مرکز عالم بدونید. باید منشاء اثر باشید.» من اون روزا عمق این حرفارو نمی‌فهمیدم. ولی با این حال، همه تلاشمونو می‌کردیم که توی مدرسه حتی راه رفتن‌مون هم اثر داشته باشه... کوچک‌ترین اتفاق باعث میشد که با بچه‌های مدرسه یه کاری کنیم. ولو اینکه روی تخته کلاس یه جمله بنویسیم. ولی هرکاری از دستمون بر می‌اومد رو می‌کردیم. نه اینکه اون‌ روزا همه چی نرمال باشه‌ها! نه.... مدیر و معاونی که باهامون راه نمی‌اومدن و اعتماد نمیکردن./ معلم مدرسه‌ای که باهامون لج می‌کرد و دلیلش فقط این بود که داریم کار فرهنگی می‌کنیم. ولو اینکه درس‌مون هم اوکی بود. / بچه‌هایی که خیلی وقتا نبودن و با یکی دونفر کار رو پیش می‌بردیم. اما اون روزا انگار اثرمون بیشتر بود.‌ اون روزا انگار آدم زنده‌تری بودم. انگار اون روزا که هیچی نمی‌فهمیدم، جهاد برام ملموس‌‌تر بود. و حالا... توی اوج روزهایی که باید دوید تا از قافله امام جا نموند؛ منفعل شدم. و حالا من این روزها، توی دوران فارغ‌التحصیلی‌ام در اتحادیه، در روزهایی دانشجویی و هویت بسیج دانشجویی‌ام، و همه‌ی آنچه که میشود کاری کرد؛ هیچ کاری نمیکنم. چه باید کرد؟! پ.ن: اگر این متن رو می‌خونید، شما دعایی کنید که این روزها جا نمانم... برسم... منفعل نباشم... و اگر نصیحتی دارید برای احوالات این روزهایم، تمام و کمال می‌شنوم. ((:
اگر بپرسید این روزها دلت می‌خواهد کجا باشی؟! همین نقطه که سید علی صدری‌نیا و چند نفر دیگر ایستادن و هی پست‌ها و استوری‌هایشان را با دقت می‌خوانم و می‌بینم و دوباره برمی‌گردم و از اول می‌خوانم و بعد هی غبطه می‌خورم؛ غبطه می‌خورم؛ غبطه می‌خورم...
ما آن بخش تاریخ می‌شویم که در امتحان سوال‌های زیادی از آن می‌آید!
سه روزه دارم با سرعت 2x گوش میدم، ولی هنوز تازه رسیدم اینجا 😂😐
۷ اکتبر؛ طوفان‌الاقصی....!
سلام بر 7 اکتبر تقریبا همین ساعت ها‌.... 🔻یک سال از آن صبح غافل گیرنده و سالی پر از تحولات و اتفاقات عجیب گذشت؛ گویی صد سال گذشت! به عنوان یک علاقه مند به مسئله فلسطین و دوستدار مقاومت فلسطین، خواستم از برخی ( که میشناسم و به ذهنم میرسد) که انصافا در این یک سال اخیر برای فلسطین و ملت فلسطین وقت و زندگی و روان و جان شان را وقف 7 اکتبر کردند تشکر کنم: ❤️قطعا ده ها نفر هستند که یا من نمیشناسم یا نمی‌توان اسمشان گفت؛ دم شماها هم گرم! ولی برخی رو دوست داشتم تشکر کنم😁 ✳️اخ في الله شیرازی عزیز، یک دیوانه همیشه پای کار. ✳️روح الله عزیز و رسانه فهم و خستگی ناپذیر ✳️صمصامی جان با اون اجراهای دیدنی ✳️ وحید خضاب عزیز که خیایان های غزه را بهتر از قم می‌شناسد ✳️معصومی زارع همیشه منتقد و پای در میدان ✳️حسین پاک، یک خبرنگار مجاهد و بی ادعا ✳️ علی آقای کمیلی که بسیار از او آموخته ام ✳️علی آقای عبدی همیشه تند و محکم! ✳️و افراد زیاد دیگری که اسم هایشان از گوشه ذهن میگذرد و آدم مزه مزه می‌کند که بگوید یا نگوید اما لیست خیلی طولانی تر میشود‌! خلاصه به دل نگیرید😁 🔥فلسطین دوستان زیادی دارد؛ اما برخی حاضرند برایش فدا شوند؛ مثل لیست بالا که واقعا یک سال زندگی شان را وقف طوفان کردند ✳️در رسانه ها، در مجموعه های مردمی و هیاتی ، در مدارس و حسینیه ها، در فلان گروه جهادی و اداره، فلان هنرمند و مستند ساز و.... چه چیزهای عجیبی در این یک سال دیدم که به وسع و توان و وقت خودشان در کنار دیگر کارهایشان در بزنگاه ها پای فلسطین آمدند و کنشی مخلصانه داشتند. ظرفیت اجتماعی جامعه اسلامی را دست کم گرفته ایم! در روزهایی هستیم که انتقادات به 7 اکتبر بواسطه ترورهای اخیر زیاد است؛ اما 7 اکتبر را با خودش و منطقش و چرایی این تصمیم در 6 اکتبر باید سنجید و روندی دید. ارزش این نقش آفرینی ها را دست کم نگیریم، شاید کمی سهمی در دوران جدید و تحقق "عزت اسلام" و "آبرو بخشی به قرآن" و یک آه مظلوم داشته باشیم کوچک همه شما، محسن @Thirdintifada
افُقْ ...
سلام بر 7 اکتبر تقریبا همین ساعت ها‌.... 🔻یک سال از آن صبح غافل گیرنده و سالی پر از تحولات و اتفاقا
«این ۸ نفر + محسن فائضی» من همیشه میگفتم که این چند نفر آدم‌های خیلییییی خفنی هستند. و به قول عزیزی؛ عاقبت به‌خیرند قطعا.... دمشون گررررم
صبحِ ۷ اکتبرتون بخیر((:
افُقْ ...
صبحِ ۷ اکتبرتون بخیر((:
عملیات طوفان الاقصی رژیم صهیونیستی را ۷۰ سال به عقب برگرداند. پ.ن: توییت صفحه ایکس رهبری همزمان با ساعت آغاز عملیات طوفان‌الاقصی!