eitaa logo
افُقْ ...
122 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
187 ویدیو
11 فایل
/کرانه/چشم‌انداز/دورنما/ افُقْ؛ راهنمایِ گمشد‌ه‌های زمین واسه پیدا کردن مسیرِ آسمون ...! - روزمرگی‌هامو میزارم اینجا - حرفی، صحبتی، نقدی: @CHERICKY313
مشاهده در ایتا
دانلود
افُقْ ...
آدم‌هایی هستند که انگار خداوند برخی نام‌ها را برای آن‌ها خلق کرده است. «یحیی سنوار» از آن آدم‌هایی است که اسم و شخصیتش عجیب به هم می‌آیند. گویا که عالم دست‌به‌دست هم داده تا این نام را به صاحب اصلی‌اش برساند. زمانی که دنیا ما را سرگرم خویش کرده بود و ما از خویشتن خالی شده بودیم، او به دنبال احیای ما بود. او با طراحی عملیات طوفان‌ الاقصی، نه فقط برای فلسطین و مقاومت، بلکه روح تازه‌ای در معنای انسان دمید و باطن ناپاک شیطان را رسوا کرد که این سال‌ها با نقاب بشردوستی به میدان آمده بود. با همهٔ این‌ها، هنوز آن‌چنان که باید او را نشناخته بودیم. دیگر وقت سفر کردن فرا رسیده بود و خداوند اراده کرد که گرد هرچه غبار و تهمت را از دامن این مجاهد عزیز خویش برهاند و دنیای مرده‌ را با عشق او زنده کند. این بار خداوند صحنه‌ای چید که خلاصه‌ای از زندگی پر برکت و مجاهدانه او باشد؛‌ گویی که در همین چند ثانیه،‌ همهٔ زندگی یحیی را پیش چشمان ما احضار کند. صحنه تاریخی این‌گونه بود: «مردی مجاهد با لباس‌های نظامی خاکی، تکیه‌داده بر مبل، هم‌چون فاتحان در دل میدان، عصای موسی بر دست، شال فلسطینی بر صورت، و چشمانی که یادآور «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ» است». شهادت او، ما را یاد این شعر «میلاد عرفان‌پور» می‌اندازد: شهادت بده ای شهادت «که بودیم؟» غریبیم و با تو، شناساندن ما مردی که در کل زندگیش چیزی از او نمی‌دانستیم و نیافته بودیم و حرفی چندان نزده بودیم، حالا به تک‌تک اشیاء دور‌وبری‌اش جان بخشیده و برای اهل هنر نمادین شده است؛ یکی از چوب و عصای مبارزه‌اش می‌گوید. یکی از چفیه فلسطینی‌اش و چشمان نافذش. دیگری از مبل و آرامش بدون ترسش. کسی از زخم روی بازویش. یکی از عطر و دعا و اسلحه و اشیاء همراهش... حلالت باد این نام برای تو «یحیی»؛ چقدر درخشان معنای این نام را برای ما به نمایش گذاشتی و به بهترین شکل حق نامی را ادا کردی که از پیامبر الهی گرفتی. تو به غزه، به ما،‌ به چوب، به مبل، به همه اشیاء زندگی بخشیدی. سلام برتو باد روزی که زاده شدی، و روزی که شهید شدی، و روزی که زنده برانگیخته خواهی شد. رسانه بافتار
آقا امروز یه استوری از محسن اسلام‌زاده دیدم نوشته بود: سفر قضا شده زیاد دارم.... خیلی دقیق بود این جمله(((: چقدر سفر قضا شده دارم ...
چه قصه‌هایی که توی سرزمین فلسطین خلق شده‌..... چه قصه‌هایی....(((: