eitaa logo
افُقْ ...
122 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
187 ویدیو
11 فایل
/کرانه/چشم‌انداز/دورنما/ افُقْ؛ راهنمایِ گمشد‌ه‌های زمین واسه پیدا کردن مسیرِ آسمون ...! - روزمرگی‌هامو میزارم اینجا - حرفی، صحبتی، نقدی: @CHERICKY313
مشاهده در ایتا
دانلود
افُقْ ...
طوفان: /tufAn/ کولاک، غوغا، هیاهو، کار فوق العاده، شاهکار/ حالا یک سال و چند روز از یک طوفان میگذرد. از یک کولاک، یک غوغا، یک هیاهو، یک کار فوق العاده، یک شاهکار... از یک طوفان که چه فریم‌هایی خلق کرد. چه فریم‌هایی...! البته که من گیر کرده‌ام که روزشمارم را بگذارم از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به بعد؛ یا از همان اول ماجرا که حالا هفتاد و چند سال می‌گذرد. و چه قصه‌هایی خلق شده... که هر قصه، ابر قهرمانی دارد و هر قصه پر از جزئیات است. هر قصه که هیچ دوربینی با هیچ نمایی، نمیتواند عمق ماجرا را روایت کند و گویی باید ساعت‌ها به یک عکس و یک سکانس و یک فیلم چند ثانیه‌ای زُل بزنی و عمیق شوی و عمیق شوی و عمیق شوی و بعد هم بُهت زده پلک بزنی و توی ذهنت تک‌تک جزییات را مرور کنی و بعد با هر عکس بیشتر از قبل، قلبت پر شود از زندگی! زندگی...؟! زندگی: /zendegi/ تعیش، حیات، زندگانی، زیست، هستی/ زندگی کدام لحظه است؟! به قول او که نوشته بود: «عمیقا به این فکر میکنم که گاهی درباره اینکه کدام لحظات نامش زندگی است، اشتباه می‌کنیم. آن لحظات غیرمعمول و گاه آمیخته به رنج که گمان می‌کنیم کوتاه است و مقدمه‌ای است برای زندگی واقعی؟ یا همان زندگی روزمره و باثبات که همه چیزش روی حساب و کتاب و مطابق پیش‌بینی است؟ نام کدام را "زندگی" بگذاریم؟» و زندگی دقیقا همان عکس پسرک غزه است که چند ساعت بعد از شهادت اسماعیل هنیه، روی خرابه‌های خانه‌شان ایستاده و عکس رهبر شهید حماس را به دست گرفته و علامت پیروزی نشان میدهد و لبخندی از جنس غم میزند و عکاسش درست چند ساعت بعد از خلق آن عکس، شهید میشود. به این فکر میکنم که ما زنده‌تریم یا آن خانمی که وسط خرابه‌ها نان می‌پزد و بوی خوشِ دودش از توی عکس هم حس میشود و عکس تکثیر میشود تا صدایشان عالم را پر کند که: «اینجا زندگی و مقاومت ادامه دارد!» مقاومت: /moqAvemat/ استواری، ایستادگی، پافشاری، پایداری، توانایی، دوام، طاقت، قدرت/ به آن‌ دستخطی فکر میکنم که یک گوشه از ذهنم نقش بسته که نوشته است: «بسمه تعالی قطعا سننتصر...» و این یک جمله بود و یک راه! یک جمله بود و یک جهان! یک جمله بود برای ما! ما که باید چند روز بعدش، غمِ عالم شانه‌هایمان را سنگین کند و برای بار چندم، توی این چند ماه گذشته از سال ۰۳، بنویسیم: «انا لله و انا الیه راجعون» و بعد دلمان را گره بزنیم به روضه جدش و آرام شویم که در عالم رازی‌ست که جز به بهای خون فاش نمیشود! و همان لحظه، اشک‌هایمان را پاک کنیم و دلمان را قرص کنیم که باید برای بچه‌هایمان از این روزها بگوییم و عکس او را نشان‌شان دهیم و برایشان تعریف کنیم که لهجه استوار عربی‌اش حتی بعد از شهادتش هم دلمان را قرص میکرد و انگشت اشاره‌اش، هفت آسمان را می‌شکافت و حزب خدا را به خدا می‌رساند. او که صدای قهرمانانه‌اش توی گوشم است که محکم می‌گفت: «نحن شیعة علی‌بن ابی‌طالب...» قهرمان: /qahremAn/ پهلوان، یل، برنده، پیروز/ نوجوانی هرکدام‌مان‌ گره خورده به یک قهرمان که یک انیمیشن یا یک فیلم را با تراژدی عجیبی اوج می‌دهد و ناجی دنیا میشود و البته ناجی روزهای نوجوانی ما که دائما فکر میکنم اگر بخواهم سهمی در تاریخ داشته باشم، باید خودم را شبیهش کنم. و حالا مردی ۶۳ ساله، قهرمان‌تر از همه قهرمان‌های انیمیشن‌ها و فیلم‌ها، قهرمان‌تر از همان قهرمانِ قصه‌ای که هرشب مادر برایم تعریف میکرد، قهرمان‌تر از همه قهرمان‌ها، یک فیلم ۴۷ ثانیه‌ای را خلق میکند که قلبت پر میشود از یک "طوفان" و "زندگی" و "مقاومت"! اسمش یحیی است... قهرمان روزهای نوجوانی و جوانی‌ام... یحیی یعنی زنده کننده، زندگی‌بخش! و او زنده کننده همین روزهای من است. او که زندگی‌اش و حیاتش و مماتش آرزویم شده... او که صدایش ذهنم را پر کرده که: «باید در مسیری که شروع کرده‌ایم پیش برویم؛ یا بگذار کربلای جدیدی رخ دهد.» پایان: وإنه لجهاد نصر أو استشهاد..‌.
افُقْ ...
طوفان: /tufAn/ کولاک، غوغا، هیاهو، کار فوق العاده، شاهکار/ حالا یک سال و چند روز از یک طوفان میگذرد.
چند روز قبل نوشته بودمش. اما برای انتشارش دست و دلم راضی نمیشد🚶🏻‍♀