eitaa logo
افُقْ ...
122 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
187 ویدیو
11 فایل
/کرانه/چشم‌انداز/دورنما/ افُقْ؛ راهنمایِ گمشد‌ه‌های زمین واسه پیدا کردن مسیرِ آسمون ...! - روزمرگی‌هامو میزارم اینجا - حرفی، صحبتی، نقدی: @CHERICKY313
مشاهده در ایتا
دانلود
افُقْ ...
دشمنان نظام جمهوری اسلامی خیلی زود فهمیدند که با شیوه‌های سخت‌افزاری نمیشود انقلاب را شکست داد؛ رفتن
در منطقه با این حرکتی که در سوریه انجام گرفت و با جنایتهایی که رژیم صهیونیستی دارد انجام میدهد و جنایتهایی که آمریکا دارد انجام میدهد و کمکهایی که بعضی دیگر به اینها میکنند، خیال کردند که قضیّه‌ی مقاومت تمام شد؛ اینها سخت در اشتباهند. روح سیّدحسن نصرالله زنده است، روح سنوار زنده است؛ شهادت، اینها را از عرصه‌ی وجود بیرون نبُرد؛ جسم اینها رفت، روحشان باقی است، فکرشان باقی است، راهشان ادامه دارد. شما ببینید روزانه به غزّه دارد حمله میشود و شهید میگیرند، روزانه! باز هم ایستاده‌اند، باز هم مقاومت میکنند؛ لبنان مقاومت میکند. البتّه رژیم صهیونیستی به خیال خودش دارد خودش را از طریق سوریه آماده میکند که نیروهای حزب‌الله را به خیال خود محاصره کند و ریشه‌کن کند، امّا آن کسی که ریشه‌کن خواهد شد اسرائیل است. ما در کنار مبارزین فلسطین ایستاده‌ایم، در کنار مبارزان مجاهد فی‌سبیل‌اللهِ حزب‌الله ایستاده‌ایم و از اینها حمایت میکنیم؛ هر چه بتوانیم به اینها کمک میکنیم؛ و امیدواریم ان‌شاءالله اینها ببینند آن روزی را که دشمن خبیثشان در زیر پاهای آنها لگدمال میشود.
Hossein Sotode ~ UpMusicHossein Sotode - Leila (320).mp3
زمان: حجم: 2.9M
لیلا شدی مجنون بشم آره؛ مجنون تو رو خیلی دوست داره... دنیا به ما یه کربلا آقا بدهکاره! مرهمه کربلا... هرکی غم یکی رو خورد من غم کربلا(((:
مهمونی خانوادگی؟! بعدش یه ده جلسه تراپی نیازه!!!
همین که زهره نوشته بود...
آقا اینقدر به من نگید چرا میای باهنر🤣 خود دانشگاه باهنر هم هنوز نتونسته با رفتن من کنار بیاد. هنوز بهم پیام میده🤣👩🏻‍🦯
افُقْ ...
چرا اینقدر زندگی داره سریع عمل میکنه🚶🏻‍♀
این روزها اینقدر که سریع میگذره؛ جا میمونم از نوشتن درباره یه سری اتفاقا....
افُقْ ...
این روزها اینقدر که سریع میگذره؛ جا میمونم از نوشتن درباره یه سری اتفاقا....
اینکه مثلا پنجشنبه قبل؛ رفیقِ شفیق من، زهرای عزیزم؛ عقد کرد و روزهای جدیدی به روش باز شد... و من از راه دور؛ دل تو دلم نبود برای این لحظه و ثانیه‌ش... زهرا نعمتِ روزهای نوجوانی‌م توی اتحادیه است. که کی فکرشو میکرد، من از کرمان و زهرا از مرودشت استان فارس باهم اونقدر رفیق شیم، که بشیم یه روح توی دو جسم.... و از همین راه دور، توی خیلی لحظات، کنارم حسش کنم و خوشحالی و ناراحتی روزهامو باهاش درمیون بذارم... و حالا درسته که بازم توی این لحظه از هم دور بودیم؛ اما کل اون ساعت و لحظات، منم از راه دور، قلبم براش تند تند میزد.... مبارکت باشه این همسفری زهرای من(((:✨
افُقْ ...
این روزها اینقدر که سریع میگذره؛ جا میمونم از نوشتن درباره یه سری اتفاقا....
یا اینکه مثلا نتونستم بنویسیم از اینکه هربار توی هیئت انصارالمهدی؛ زیر این سقف، وقتی که بچه‌ها واسه هیئت، خالصانه بدو بدو میکنن و تهِ هیئت، نوای آل یاسین پخش میشه، چقدر ته دلم براشون ذوق میکنم و خداروشکر میکنم باید نعمت وجودشون! و خداروشکر میکنم که خدا به ما توفیق داده تا کنارشون نفس بکشیم و زندگی کنیم.... کلمات یاری نمیکنه برای نوشتن از لحظاتی که کنارشون نفس میکشم؛ که اون لحظات خودِ زندگیه....! و تو اون لحظات بیشتر از هر موقع دیگه، زنده‌ام... و روحم زنده است. الحمدلله....🌱