🤍••
پلیلیست پخش شد و شجریان خوند که:
هوای روی تو دارم؛ نمیگذارندم!
راستشو بگم، تا قبلش حواسم جمع نبود و نفهمیدم چی میخوند؛
یهویی شد. مثل همون بارونهای یهویی؛ مثل همون رزقهای یهویی؛ مثل همون...
چیشد که دستم رفت به سرچ و متنش رو ببینم، نمیدونم!
اما
نوشته بود که:
کجاست بارشی؛ از ابر مهربان صدایت؟
که تشنه مانده دلم؛ در هوای زمزمههایت!
تهیست دستم اگر نه؛ برای هدیه به عشقت…
آخ چه جای جسم و جوانی؛ که جان من به فدایت!
به قصهی تو هم امشب؛ درون بستر سینه
هوای خواب ندارد؛ دلی که کرده هوایت!
از دیروز وسط شلوغیهای این روزام، این صحنه و این کلمهها تو ذهنم پخش میشن که:
هوای روی تو دارم؛ نمیگذارندم
مگر به کوی تو؛ این ابرها ببارندم…
قرار گذاشته بودم با خودم که نیمهشعبان، یه جور دیگه بنویسم و چیشد که نشد، بماند.
اما بماند که این عکس یهویی شد؛
پخش شدن این کلمهها یهویی شد؛
باز شدن پایِ من زیر بیرق سبزِ انصارالمهدیت یهویی شد. اما چند ساله که زیر همون بیرق میخونیم: بستم با عشقت عهدی؛ نحن انصارالمهدی!
یهوییهایی که میرسونید برامون، خیلی قشنگه...!
خیلییییی(((:!
خلاصه که:
هوای روی تو دارم ...!🌱
- از نیمهشعبان هزار و چهارصد و چهل پنج قمری -
#دفترچه ؛ #قاب ؛ #مآه