هدایت شده از "مَعا الی الجنَّه"
+لینکِ مستند (کامل) :🥰👇🏻
https://drive.google.com/file/d/1dERBe-XUUzkgqQp8YEdswf2bHjAH-cCi/view?usp=drivesdk
افُقْ ...
+لینکِ مستند (کامل) :🥰👇🏻 https://drive.google.com/file/d/1dERBe-XUUzkgqQp8YEdswf2bHjAH-cCi/view?usp
مستند راهیان هزار و چهارصد و دو ...
یادش بخیر🌱
#سال_صفر_دو ؛ #راهیِ_نور
هدایت شده از رو به راه|Roberah
29.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از زندگی و نوجوونی:)🍃
@Roberah_ir✨
افُقْ ...
از زندگی و نوجوونی:)🍃 @Roberah_ir✨
اینو میبینین؟
حامد عسکریِ محبوبم و حرفاش از روزای نوجوونی..
راستشو بگم!
من هنوز همینم...
یه نوجوونم!
هنوز اون آدمِ پر ایده و پر آرمان و پر دغدغه که هر بار به چیزایی که تو ذهنش میگذره فکر میکنه، قراره دنیا رو متحول کنه! قراره جهان رو بهم بریزه...
من هنوز نوجوونم.
هنوز شورِ نوجوونی تو سرمه و فکر میکنم میشه که دنیا رو متحول کرد. میشه که جهان رو بهم ریخت. میشه که خیلیییی کارا کرد.
هنوز نوجوونم که سر هر چیزی، کلی ایده میگذره تو سرم، کلی براش رویا پردازی میکنم.
اما ...
امان از این اما ها!
اما همون که حامد عسکری میگه:
زندگی، زیست و جامعه خیلی خشن تر از این حرفاست.
با آدم بزرگا که راجع به رویاهام حرف میزنم، میشه عین یه سوزن که میخوره به بادکنکِ ذهن پر رویای من و اونو تو یک ثانیه میترکونه.
با آدم بزرگا که رو به رو میشم، پنچر میشم.
پنچر میشم که کسی حرفمو نمیفهمه؛ کسی منو نمیفهمه؛ کسی حرفامو جدی نمیگیره؛
با آدم بزرگا که حرف میزنم پنچر میشم از شدت عاقل بودنشون. که دو دوتاشون فقط چهارتاست. که دیوانگی نمیکنن، که رویا پردازی نمیکنن، که فقط میخوان ممکنهارو ببینن...
آدم بزرگا کیان؟ لزوما سنشون خیلی از من بزرگتر نیست!
حتی اون رفیقم که هم سنیم ولی هیچ کدوم از این رویاپردازی های منو نمیفهمه و هربار که باهاش حرف زدم، پقی زده زیر خنده هم جزء همین آدم بزرگاست..
راستشو بگم؟!
من یه نوجوونم که کلیییی آرمان تو ذهنم میگذره؛
ولی؛
وقتی با آدم بزرگا حرف میزنم، با تمااام وجود دلم میخواد بشم یه آدمِ بی آرمانِ بی دغدغه...
یه آدمی که غرق بشه تو مثلث برمودای (کلاس، خونه، سلف) دانشگاه ...
یه سیب زمینی که هیچی براش مهم نیست و فقط اومده تو این دنیا که مثل همه بزرگ بشه، مثل همه درس بخونه، مثل همه ازدواج کنه، مثل همه بچهدار بشه، مثل همه بچهشو بزرگ کنه و تهش هم مثل همه بمیره!
اما
بازم به قول حامد عسکریِ محبوبم:
زندگی با همه فراز و نشیبهاش، با همه سختیهاش؛ دلپسنده...((:
هووووف؛
نوشتن، آدمو خیلی آروم میکنه! خیلیی زیاد...
میدونی چیه؟!
یه روزایی برمیگردم و پیامهای سال یازدهممو مرور میکنم؛
پیام هام با خانم ف، با خانم ا، تو گروه دبیرا، تو کارگروه، با زهرا و ...
پیامهای اونجا رو، نوجوونیمو، آرمان ها و دغدغههامو مرور میکنم.
اونجا یه نوجوون بودم که نه تنها کسی بادکنک ذهن پر آرمانم رو نمیترکوند؛ بلکه کمکم میکردن برای بیشتر باد کردنش...
هروقت اونجا رو مرور میکنم؛ حس میکنم اون روزا آدم خوشبخت تری بودم!
یا اصلا پارسالمو مرور میکنم؛
تو انحصار کنکور، یه دفتر پر کردم از هرچییی ایده و آرمان که اون سال دست و پام بسته بود و نمیشد برم سمت اجرا کردنش؛ ولی پایین هر ایده مینوشتم که:
این روزا هم تموم میشه و بعدِ کنکور، جهانو متحول میکنی!
اما ...
خلاصه که یاد حرفِ خانم ف بخیر که میگفت:
بچهها دنیایِ بعد کنکور، خیلییی ترسناک تره!
.
.
.
که واقعا دنیای بعدِ کنکور، خیلیی ترسناکتره...
#دفترچه ؛ #فکت
افُقْ ...
بی مردم ... #نوآزش
بسم الله الرحمن الرحیم
قطعهی بیمردم بیش از آن که برای مردم خوانده شده باشد، برای آنانی خوانده شده است که امروز در حکومت اسلامی، جای حکمرانان و فرمانداران و مسئولانِ حکومت أمیر المؤمنین علیه السّلام نشستهاند. این قطعه بیش از این که از مردم دعوت کند؛ خود را در ادارهی سرنوشت خویش شریک کنند -که این کار را هم میکند-، مطالبهای مبتنی بر تاریخ از مسئولین است که از سرانجام کنار گذاشتن مردم عبرت بگیرند.
اهل سقیفه میخواستند بین حکومت و مردم فاصله بیندازند؛ اما نتوانستند و جریان تاریخ به سمت علی برگشت که حکومتش سراسر مردمسالاری بود. حال این ما هستیم که در نقش امام و امت، در همان امتحانی قرار گرفتهایم که مردم زمان أمیر المؤمنین علیه السّلام قرار گرفتند: آیا ما متفاوت عمل خواهیم کرد؟ آیا بر خلاف روزگار شهادت صدیقهی طاهره، ما مردم برای ادارهی بهتر جامعه، در کنار امام خود و نایبش میمانیم؟ آیا بر خلاف حاکمان روزگار شهادت صدیقهی طاهره، زعمای ما، مردم را در کنار خویش نگه میدارند؟
در روزگار شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها، مردم بودند که میدان را رها کردند و سرنوشت تاریخ به محاق رفت؛ ای کاش در روزگار ما، مسئولین مردم را رها نکنند و ما مردم نیز امام خود را رها نکنیم تا سرنوشت تاریخ یک بار دیگر به محاق نرود.
مردم در حکومت اسلامی همهکارهاند؛ هم هدفند و هم وسیله. این، مهمترین درس اجتماعی فاطمیه است.
توپ تاریخ، امروز در زمین ماست. مردم را جدی میگیریم یا آنها را کنار میگذاریم؟ طرف علی و فاطمه میایستیم یا کنار دشمنانشان؟
- مهدی رسولی
افُقْ ...
با مردم ... #نوآزش
۱. «جدا کردند مردم را ز مولا»
در حکومت شیعه جدایی از مردم، انتخاب امام جامعه نیست؛ بلکه تحمیلی است از بیرون. رهبر شیعی کارش هدایت مردم است. امام اگر بر مسند حکومت مینشیند، برای تثبیت توحید و عبودیت در بین مردم است؛ حال چگونه میتوان تصور کرد جدایی از مردم را انتخاب کند؟ در هر جای تاریخ که امام شیعه از مردم جدا افتاده است، پای آنهایی در میان است که از قدرت مردم میترسند.
۲. «او که پای مردم مانده بود.»
هدف حاکمیت اسلام، استصلاح مردم است. (نامه ۵۳ نهجالبلاغه) امام وظیفه ندارد کسی را به بهشت ببرد؛ بلکه وظیفه دارد زمینهسازی کند که مردم بهشت را انتخاب کنند و خود به اصلاح نفس خود بپردازند. امام شیعه آنقدر پای انتخاب مردم میماند که خودشان هدایت را انتخاب کنند. امام شیعه به انتخاب مردم جهت میدهد؛ اما هر انتخابی که بکنند، به آن احترام میگذارد. حتی اگر آن انتخاب به خانهنشینی و شهادت خودش منجر شود: کشتهی هدایت شد علی!
هر انتخابی هزینههای خودش را دارد؛ چه با امام بودن را انتخاب کنیم و چه دوری از او را. تاریخ به ما میآموزد که انتخاب راه حق همیشه کمهزینهتر است؛ چون هیچ چیزی توی این دنیا نیست که ارزش دوری از علی را داشته باشد!
۳. «امروز اگر گذشت، فردا چه میکنی؟!»
دوری از امام حق، دوری از انسانیت است. وضعیت امروز دنیا را ببینید تا سخنم هیچ توضیح اضافهای نیاز نداشته باشد. علفهای هرز، حتی اگر در کشورهای اسلامی باشند، در مقابل اسرائیل ساکتنپ و دانشجوهای آزادهی آمریکایی زیر پرچم حقطلبی قدم برمیدارند. گویی همه دارند متوجه بیداری تمدن غرب میشوند.
و در این بلوا ماییم که تحت نام علی «برای انسان گرد آمدهایم.» بدون علی، امروز را هم که از سر بگذرانیم، فردا به پوچی خواهیم رسید. انسان از فطرت خویش جدا نمیشود. سرنوشت انسانیت و انسان بازگشت به اصل خویش است. هیچ راهی جز بازگشت به راه علی و علیدوستی است.
۴. «ذوالفقار او در غربت است.»
از سوی دیگر، در حاکمیت علی نمیشود بدون مردم به هدف رسید؛ چرا که اصلا خود مردم و هدایت مردم است که هدف امام است. اگر دنبال عبرتی از زمانهی امیرالمومنین علیهالسلام برای دنیای امروز میگردیم، همین است.
۵. «یا مرتضی علی، با ما چه میکنی؟»
مولا، سرنوشت عالم به دست توست. از ما برای رقم زدن این سرنوشت حق استفاده کن.
یاعلی، تو بدون مردم کاری را در عالم رقم نمیزنی؛ پس ما را وسیلهی تحقق هدفت در عالم قرار بده و مردمی را جایگزین ما نفرما.
اماما، ما را به راهی ببر که میپسندی؛ ما بی تو خستهایم فرزندت مهدی را به ما برگردان.
- مهدی رسولی
دانشجویان عزیزی که بن کتابشون رو استفاده نمیکنن من با کماااااال میل پذیرا هستم. (((((((((((((: 😂❤️🚶🏻♀