کوه[صَبرم]مَن ؛ولی اَز غُصه میدانم شَبی
بی گُمان این [غَم] مَرا آخَر ز دنیا میبَرد
گهیگریان،گهیخندان،گهیچونابرسرگردان
گهیعاقلترازعاقل،گهینادانترازنادان
تنهاییِواقعیآنجاستکه
دردهایترادرسکوتدفنمیکنی،
چونجاییبرایگفتنشنداری؛