eitaa logo
دنیاے قــــدیم...💯
139.9هزار دنبال‌کننده
16.4هزار عکس
4.3هزار ویدیو
6 فایل
﷽ 📸مجموعه ای بسیار نفیـــس و خاطره انگیز از تصاویر آرشیوی و حکایتــــ های قدیمــــی پیش ماست همراه ما بمانید 😎🤞 #همراه‌با‌کلی‌مطالب‌نوستالژی. اگه‌این‌کانال‌حالتوخوب‌کرد‌به‌بقیه‌هم‌معرفیش‌کن🪻 ‌فقط تبلیغات👇 @ham_18 کپی فقط با درج لینک🚫
مشاهده در ایتا
دانلود
دختر کوچولو به مهمان گفت : " میخوای عروسکامو بیارم ببینی ؟! " مهمان با مهربانی جواب داد: بله ... حتما .... دخترک دوید و همه ی عروسک ها را آورد .... بعضی از اونا واقعا با نمک بودن ... ولی در بین اونا یک عروسک خیلی قشنگ دیگه هم بود مهمان از دخترک پرسید: کدومشونو بیشتر از همه دوست داری ... ؟! و پیش خودش فکر کرد حتما اونی که از همه قشنگ تره ...!!!! اما خیلی تعجب کرد وقتی دید دخترک به عروسک تکه پاره ای ک یک دست هم نداشت اشاره کرد و گفت : " اینو " مهمان با کنجکاوی پرسید: اینکه زیاد خوشکل نیست ؟!! دخترک جواب داد: " آخه اگه منم دوستش نداشته باشم دیگه هیشکی نیست که باهاش بازی کنه .... اونوقت دلش می شکنه !! "                     مهربونی یعنی این … زندگی فردا نيست، زندگی امروز است، زندگی قصه عشق است و اميد، صحنه ی غمها نيست. به چه می انديشی؟ نگرانی بیجاست، عشق اينجا و تو اینجا و خدا هم اينجاست، پای در راه گذار، راهها منتظرند، تا تو هر جا كه بخواهی برسی، پس رها باش و رها، تا نماند قفسی. 💯مطالب ناب را در دنیای قدیم مشاهده کنید @oldaxs @oldaxs @oldaxs
 اگر به بستر نیمه شبم بیایی، مرا خواهی دید که در تاریکی اتاق کوچکم آرمیده‌ام و با چشمانی بسته، لبخندی بر لب دارم. خواهی دید که یاد و خاطره خوابیدن روی رخت خواب‌های سرد، پهن شده روی بهارخواب یا پشت بام تب دار از آفتاب تابستان را بغل کرده‌ام و از نرمی و لطافتش غرق لذتم. خستگی جانم را به هیاهوی کودکانه و خنده‌های ریز و مخفیانه پیش از خواب می‌بخشم و به همه چیزهایی فکر می‌کنم که روزی بود… کودکی… رهایی… و دست گرم بی‌بی… رفتن همه‌شان را میبینم و وداع می‌کنم. چشمانم پشت سرشان پیاله آبی بر زمین گونه‌ام می‌ریزد و مشایعتشان می‌کند… بروید به امان خدا… خدا نگهدارتان ‌‌‌ فرض کن بهت بگن میتونی یه چیز یا یه نفر رو از گذشته بیاری، چیکار میکنی؟ 💯دهه‌پنجاهیا،شصتیاو‌هفتادی‌های‌ایتا @oldaxs @oldaxs @oldaxs
نمایی از تهران رو به کوه‌های شمیران سال۱۳۱۲ ‌💯آرشیو نفیس ترین عکسهای قدیمی را اینجا ببینید @oldaxs @oldaxs @oldaxs
‏ما داریم پیر میشیم و نوستالژی های دوران کودکی مون دارن پر میکشن صدای تسوکه هم خاموش شد علامت مأمور مخصوص حاکم بزرگ میتی کومان احترام بگذارید 😔 💯دهه‌پنجاهیا،شصتیاو‌هفتادی‌های‌ایتا @oldaxs @oldaxs @oldaxs
این فقط یک لیست سبزی نیست؛ این «برگه‌ی تقلب» حیاتی تازه‌عروس‌های قدیمه. دست‌خطی که طعم داشت! 💯 کانال دنیای قدیم ایتا👇 @oldaxs @oldaxs @oldaxs
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فرق حموم کردن بچه های الان با دهه شصتیا ‌ میبینم خاطرات خیلیا زنده شد😉 💯ما اینجاخاطرات‌تون‌رو زنده‌میکنیم @oldaxs @oldaxs @oldaxs
نور در کاسه‌ی مس، چه نوازش‌ها می‌ریزد! نردبان از سرِ دیوار بلند، صبح را روی زمین می‌آرد ... 👤سهراب سپهری 💯 کانال دنیای قدیم ایتا👇 @oldaxs @oldaxs @oldaxs
همه چی قدیمیش قشنگ تره ... مخصوصا خاطرات ... 💯ما اینجاخاطرات‌تون‌رو زنده‌میکنیم @oldaxs @oldaxs @oldaxs
از معدود تصاویر رنگی مربوط به کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ 💯 کانال دنیای قدیم ایتا👇 @oldaxs @oldaxs @oldaxs
7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
راز هفتصد ساله‌ی منارجنبان اصفهان چیه؟ تصور کن ۷۰۰ سال پیش معمارای ایرانی بنایی ساختن که تا تکونش بدی، همه جاش به لرزش میفته! ‌ 💯 کانال دنیای قدیم ایتا👇 @oldaxs @oldaxs @oldaxs
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
الآنم این پلاستیک قرمز ها رو میبینی بیاد قدیم و مامان و آشپزخونه ش میفتی 🥹 💯ما اینجاخاطرات‌تون‌رو زنده‌میکنیم @oldaxs @oldaxs @oldaxs
حکایتی ﺯﯾﺒﺎ ﺍﺯ مولانا: ﭼﻮﭘﺎنیﺑﻴﭽﺎﺭﻩ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﻛﺸﺖ ﻛﻪ ﺑﺰ ﭼﺎﻻک ﺍﺯ ﺟﻮی ﺁﺏ بپرد نشد که نشد. ﺍﻭ میﺩﺍﻧﺴﺖ ﭘﺮﻳﺪﻥ ﺍﻳﻦ ﺑﺰ ﺍﺯ ﺟﻮی ﺁﺏ ﻫﻤﺎﻥ ﻭ ﭘﺮﻳﺪﻥ یک ﮔﻠﻪﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻭ ﺑﺰ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺁﻥ ﻫﻤﺎﻥ . ﻋﺮﺽ ﺟﻮی ﺁﺏ ﻗﺪﺭی ﻧﺒﻮﺩ ﻛﻪ ﺣﻴﻮﺍنی ﭼﻮﻥ ﺍﻭ ﻧﺘﻮﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﺁﻥﺑﮕﺬﺭﺩ … ﻧﻪ ﭼﻮبی ﻛﻪ ﺑﺮﺗﻦ ﻭ ﺑﺪﻧﺶ میﺯﺩ ﺳﻮﺩی ﺑﺨﺸﻴﺪ ﻭ ﻧﻪﻓﺮﻳﺎﺩﻫﺎی ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺑﺨﺖ ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ . ﭘﻴﺮﻣﺮﺩ ﺩﻧﻴﺎ ﺩﻳﺪﻩﺍی ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﺎ ﻣﻲﮔﺬﺷﺖ ﻭقتی ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺭﺍ ﺩﻳﺪ ﭘﻴﺶﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ ﭼﺎﺭﻩ ﻛﺎﺭ ﺭﺍ می ﺩﺍﻧﻢ . ﺁﻧﮕﺎﻩ ﭼﻮﺏ ﺩستی ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﻮی ﺁﺏﻓﺮﻭ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺁﺏ ﺯﻻﻝ ﺟﻮی ﺭﺍ ﮔﻞ ﺁﻟﻮﺩ ﻛﺮﺩ . ﺑﺰ ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﺁﻧﻜﻪ ﺁﺏ ﺟﻮﻱ ﺭﺍ ﺩﻳﺪ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺁﻥ ﭘﺮﻳﺪ ﻭ ﺩﺭ پی ﺍﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﮔﻠﻪ ﭘﺮﻳﺪند . ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻣﺎﺕ ﻭ ﻣﺒﻬﻮﺕ ﻣﺎﻧﺪ . ﺍﻳﻦ ﭼﻪ ﻛﺎﺭی ﺑﻮﺩ ﻭ ﭼﻪ ﺗﺄﺛﻴﺮی ﺩﺍﺷﺖ؟ ﭘﻴﺮﻣﺮﺩ ﻛﻪ ﺁﺛﺎﺭ ﺑﻬﺖ ﻭ ﺣﻴﺮﺕ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭼﻬﺮﻩ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺟﻮﺍﻥ می ﺩﻳﺪﮔﻔﺖ : تعجبی ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺗﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﻮی ﺁﺏ می ﺩﻳﺪ، ﺣﺎﺿﺮ ﻧﺒﻮﺩ ﭘﺎﺭﻭی ﺧﻮﻳﺶ ﺑﮕﺬﺍﺭﺩ . ﺁﺏ ﺭﺍ ﻛﻪ ﮔﻞ ﻛﺮﺩﻡ ﺩﻳﮕﺮ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﻧﺪﻳﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺟﻮی ﭘﺮﻳﺪ . ﭼﻪ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﻭ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﮔﺬﺷﺘﻦ ﻭ ﭘﺮﯾﺪﻥ ﺗﺎﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻣﻌﺒﻮﺩ ﻭ ﻣﻌﺸﻮﻕ ﺭﻗﺺ ﺁﻧﺠﺎ ﮐﻦ ﮐﻪ “ ﺧﻮﺩ ” ﺭﺍ ﺑﺸﮑﻨﯽ. ﭘﻨﺒﻪ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﯾﺶ ﺷﻬﻮﺕ ﺑﺮﮐﻨﯽ ﺭﻗﺺ ﻭ ﺟﻮﻻﻥ ﺑﺮ ﺳﺮ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﮐﻨﻨﺪ ﺭﻗﺺ ﺍﻧﺪﺭ ﺧﻮﻥ “ ﺧﻮﺩ ” ﻣﺮﺩﺍﻥ کنند 💯خواندنی ترین حکایتهای قدیمی را اینجا بخوانید @oldaxs @oldaxs @oldaxs