موقع جنگ جوان پانزده شانزده ساله میرفت خط مقدم و میگفتند شجاع است. اما الان حاضر نیستند از یک شغل و از چندین شغل خود بگذرند و جایشان را به جوانی بدهند تا خودش را ثابت کند، می گویند بی تجربه است!!!
چطور آن وقت که می خواست دم تیر برود شجاع بود و با تجربه اما الان که می خواهد روی صندلی بنشیند ترسو هست و کم تجربه؟!
💯 کانال دنیای قدیم ایتا👇
@oldaxs
@oldaxs
@oldaxs
#حکایت_قدیمی
«قاضی و دروغ»🤥
گویند قاضیای بر منبر نشسته بود و
مردم را پند میداد. گفت:
«ای مردم! دروغ گفتن گناهی عظیم
است. هرگز دروغ مگویید!»🗿
ناگاه در همین حال، یکی از خادمانش
درآمد و گفت: «ای قاضی! شترت
گریخته است.»🐫
قاضی فریاد زد: «هر که شتر مرا بازآورد،
فلان درهم مزد دارد!»
مردی برخاست و گفت: «من شتر تو را
یافتهام.»
قاضی پرسید: «کجاست؟»🤨
گفت: «هماکنون از این کوچه میآید!»
قاضی بیدرنگ از منبر فرود آمد و
دوید.
مردمان گفتند: «ای قاضی! مگر تو ما را
از دروغ گفتن نهی نکردی؟»🤔
قاضی گفت: «آری، اما دروغ گفتن.
منکراست و شنیدن دروغ واجب!
💯خواندنی ترین حکایتهای قدیمی را اینجا بخوانید
@oldaxs
@oldaxs
@oldaxs