eitaa logo
پیرمرد
242 دنبال‌کننده
12 عکس
4 ویدیو
0 فایل
تلگرام >>> بله >>> ایتا مرگ بر ایتا. از برادر رصدگر هم نمیترسم. با همین آیدی در بله، و خصوصا با این آیدی در تلگرام پیدام کنید: @Friendly_Bookish_Oldman بگو: ble.ir/mediasenderbot?start=YFQKeNWHjWj14r1EW4UsT1ErL
مشاهده در ایتا
دانلود
کاش یه مدت نت داخلی قطع بشه و ما یکم از دست این مذهبی ایتایی ها در امان باشیم تا نریدن تو کشور...
پیرمرد
نهمی، انسان و سرنوشت - شهید مطهری؛
دهمی، امامت و رهبری - شهید مطهری؛
هدایت شده از ریح
بزرگترین نعمت زندگی من کنجکاویه. عامل زندگی کردن و خوشحال بودنم. البته گاهی اوقات این جست‌وجوگری که دارم اذیت کننده هم می‌شه. اونجایی که نمی‌تونم همه چیز رو ببینم و بدونم. اونجایی که وقت کمی دارم برای دیدن کشورها و شهر های مختلف، اونجایی که نمی‌تونم همرمان تاریخ و رمان و دین و سیاست بخونم. و این بعضی اوقات واقعا غمگینم می‌کنه.
نقطۀ انتقال از جوانی به بزرگسالی دقیقا همینجاست؛ اون لحظه‌ای که میفهمی هرچند هدف زیبایی انتخاب کردی، ولی دنیا، دار تزاحم هاست و باید اولویت‌بندی کرد. خداحافظی با عالم کودکی و جوانی غمگینه، ولی رهایی‌بخش هم هست. اینکه میتونی با خودِ ناکاملت کنار بیای، و قبول کنی محدودیت های خودت رو، و بپذیری که همۀ آدم ها ابن‌سینا نمیشن. آدم هایی که هدف های خوبی برای زندگی انتخاب میکنن، همیشه در معرض خطر وسواسی شدن در راه اون هدف ها هستن. مطالعه، برای من اینجوری بوده. از نظر خودم، مطالعه و تلاش برای دسترسی به حقیقت، یکی از بهترین هدف های دنیاست، ولی حتی توی همین هدف زیبا هم نباید اونقدری غرق شد که از زندگی غافل بشی. درسته که تاریخ و فلسفه و ادبیات لازم و قشنگن، ولی زندگی عادی توی همین لحظات عادی جریان داره و چه بخوای و چه نخوای، میگذره. من با این حقیقت کنار اومدم که من احتمالا هیچوقت نمیتونم اون مقداری که میخوام مطالعه کنم، و اونقدری که میخوام سفر کنم. شاید ناراحت‌کننده باشه، ولی دنیا همینه. انقدر همه‌چیز پرفکت نیست. و ضمنا، همیشه باید به خاطر داشت که چیزهای خیلی مهم تری هم توی زندگی هست، که شاید خودم تا چند سال پیش نمیدونستم. مثل خانواده، مثل ایمان، و متاسفانه مثل پول. درسته... من شاید هیچوقت مراکش رو نبینم، ولی آیا این باید مانع حرکت من و مانع لذت بردن من از زندگی بشه؟ اکثر آدم های زمین مراکش رو ندیدن، که چی؟ شاید اونجا خیلی زیبا باشه، ولی گیلان هم زیباست، کردستان هم زیباست، اصفهان و شیراز هم زیبان. امروز توی دفترم نوشتم که «دوست ندارم توی مادیات غرق، توی زندگی روزمره گُم، و توی بقا خلاصه بشم.»، و این جز نگرانی های خودم هم هست. دوست ندارم توی شصت سالگی به خودم بیام و ببینم که کل عمرم صرف همین دنیای خاکی شده. دوست دارم چیزی از من بمونه. ولی درعین‌حال، باید با حقایقِ شاید نه‌چندان شیرین هم کنار اومد. تنها چیزهایی که ارزش حرص خوردن دارن دو چیزن: خانواده، و ایمان. بقیه زندگی رو نباید سخت گرفت. چون وقتی یک چیز کم‌ارزش رو خیلی سفت میگیری، برای نگه داشتن چیزهای مهم اصلی دستت خسته میشه. اصل رو باید چسبید و از مابقی زیبایی های جهان چشم پوشید، هرچند سخت و ناخوشایند...