الگو | حامد گلپیچی
#تحلیل ۱. یک گزارهی تحلیلی مشهور از گذشته تا کنون این بوده که «اگر #آمریکا ناوهای خود را به ایران
۴۰۰ کیلو اورانیوم را تحویل داده و بازداشتیهای آشوبها را آزاد کنید تا به شما حمله نکنیم!
@Muhallel
هدایت شده از علی قلهکی | طلسمات
#بسیار_مهم
🔹در بخشِ هستهای مذاکرات، «خروجِ ۴۰۰ کیلو اورانیوم غنی شده از ایران» بابت تجربه تلخِ گذشته (خروج مواد غنی شده در برجام به روسیه) منتفی بود، ولی برخی تحرکات اخیر نشاندهندهی آن است که در مورد این موضوع هم گفتوگو شده؛ اما آیا بر فرضِ موافقتِ سختِ تهران با «خروج ۴۰۰ کیلو اورانیوم از ایران»، «سایه جنگ» از کشور موقتا دور میشود و یا دشمن راحتتر دست به «حماقتِ نظامی» میزند؟!
#علی_قلهکی
▪️لینک توییت👇👇👇
https://x.com/i/status/2017330419687907567
▪️عضو کانال شوید👇👇👇
@ali_gholhaky
https://t.me/+k5vwYFON3XU1OWY0
◾️ کانال شخصی علی قلهکی
http://eitaa.com/joinchat/3914792963Ca9cd435324
هدایت شده از حضرت آیت الله سیدعلی شفیعی
▪️مراسم چهلمین روز ارتحال فقیه مجاهد و آگاه؛ آیت الله سیدعلی شفیعی رضوان الله علیه
و
چهارمین سالگرد ارتحال عالم پرتلاش، خدوم و بصیر، حجت الاسلام والمسلمین سیدمحسن شفیعی رضوان الله علیه
🔺زمان: پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴؛ ساعت ۱۵ تا ۱۷
🔸مکان: مصلی مهدیه اهواز
🔺لینک عضویت در کانال آیت الله شفیعی
https://eitaa.com/joinchat/1152516155Cd97963e2cc
30M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢نماهنگ سبزقبا
🔹شعر و دکلمه:
حجت اله کفشیری
📲الگو | حامد گلپیچی
@olgu_ir
"یک بوق برای رضاشاه! بوقِ ممتد به افتخار جمهوری اسلامی"
یکم. توی اینستا فیلمی گذاشته بود از عبورِ یک قطار از پل ورسک. زیرش نوشته بود «قطارها وقتی از روی پل رد میشوند به احترام رضاشاه که دستور ساخت آن پل را داده یک بوق میزنند. یکی زیرش نظر گذاشته بود که با این حساب، آن رانندگانِ قطار در تمام طول روز، وقتی در جادهها و پلهایی که #جمهوری_اسلامی ساخته تردد میکنند باید دستشان روی بوق باشد.»
دوم. این هفته برای شرکت در جشن عروسی یکی از دوستانِ قدیمیِ هم دورهای راهیِ شیراز شدم. قبل از سفرْ کمی استرسِ ترافیکِ تنگه ابوالحیات را داشتم. هر چه به تنگه نزدیکتر میشدم، باران شدیدتر و جاده لغزندهتر میشد. تنها بودم، چراغهای ماشینم کم سو بودند و یک ساعت بیشتر تا غروب آفتاب نمانده بود. تمامِ دغدغهام این بود که قبل از تاریکیِ هوا تنگه را رد کنم؛ اما با تجربهای که از سفرهای دوره دانشجویی داشتم، میدانستم که شدنی نیست. نیم ساعت قبل از غروب به ابتدای تنگه رسیدم.
واردِ تنگه شدم، استرسم یکباره به شوق و شعفی وصف ناشدنی بدل شد.
سوم. تنگه از آخرین سفرم در سال ۱۳۹۸ تا امروز تغییرات زیادی کرده بود. مسیرِ باریکِ رفت و برگشت جای خودش را داده بود به دو مسیر کاملاً مجزا که حتی در آن جاده لغزنده و خیس هم میشد با سرعت حدوداً ۸۰ کیلومتری از آن گذشت.
حسِ من را احتمالاً فقط کسانی متوجه میشوند که آن جاده پُر پیچ و خمِ قدیمی که بر فراز درهها واقع شده بود و ترافیکش، سفرِ شیرینِ هر مسافری را مقادیری تلخ میکرد به یاد داشته باشد.
چهارم. به اعتقاد من، ساختِ پُل و جاده و سَد و بُرج اگر چه مهم و به نوعی نشانهای از تلاش حاکمان یک کشور برای توسعه و پیشرفت است؛ اما برای قضاوتِ میزانِ خدمتگزاریِ حاکمان به مردم و سنجشِ موفقیتشان، شاخص کاملی نیست.
اما سوال مهم اینجاست: کسانی که برای ساخت یک پُل توسط آلمانیها به دستور رضاشاه (که عمده منفعتش را متفقین بردند) آن همه مشعوف میشوند و حماسه میسرایند، چرا وقتی به سازههایِ دوره جمهوری اسلامی میرسندبیتفاوت از کنار آن عبور میکنند؟ (در حالی که توسط جوانان خودمان ساخته شده و تمامِ منفعتش را مردم میبرند)
🗓 ۱۴۰۳/۱۲/۵
📲الگو | حامد گلپیچی
@olgu_ir
هدایت شده از شهید غلامعلی رشید
10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شما صدای مادر شهید امین عباس رشید را میشنوید...
#روز_جوان
@gh_rashid_ir
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روایتهایی کوتاه از زیست شخصی، خانوادگی، سیاسی و اجتماعی #فقیه_مجاهد_و_آگاه ابوالشهید حضرت آیتالله سیدعلی شفیعی
روایت #اول: ارتباط با جوانها
برای مثل منی که در خانواده ای بزرگ شده بودم که پدربزرگها و مادربزرگها حال و حوصله و روحیهای برای ارتباط گرفتن با جوانها نداشتند و دنبال وجه مشترکی برای شروع گپ و گفت با جوانترها نمیگشتند و اگر گفتوگویی هم شکل میگرفت بیشتر از باب نصیحت بود و نقل خاطره ولاغیر؛ ورود به جمع خانواده آیتالله سیدعلی شفیعی و مواجهه با ایشان، غیر منتظره و خاطره انگیز بود.
خاطرم هست که از همان اولین مراحل آشنایی، همواره ایشان دنبال وجه مشترکی برای گپ و گفت و شوخی با من بودند تا نوعی صمیمیت و احترام متقابل شکل بگیرد. آن هم نه از نوع تصنعی و از بالا به پایین بلکه از همان جنس روابطی که در جامعه ما بین بزرگترها و جوانها کیمیاست.
مثلا خاطرم هست که یکبار در رابطه با مشخصات فنی تندر90 که در آن زمان خودروی ما بود پرسیدند در صورتی که من و ایشان اصولاً آدمهای فنی نبودیم. یا اینکه میپرسیدند میتوانی با گویش دزفولی صحبت کنی و گاهی معنی بعضی ضربالمثلهای دزفولی را از من میپرسیدند که مسلّماً من میدانستم اما همه اینها نشان میداد که برای ایشان اصل گفتوگو مهمتر از موضوع آن است.
برای من که طلبه نبودم و پیش از آن سابقه سکونت در اهواز نداشتم، چه مطلبی برای طرح بحث به جز همینها وجود داشت؟
آنچه که من در این سالها دیدم این بود که ارتباط بسیار خوبی با جوانها داشتند از جنس ارتباطاتی که رهبری با جوانان دارند.
📲الگو | حامد گلپیچی
@olgu_ir
الگو | حامد گلپیچی
#تحلیل ۱. یک گزارهی تحلیلی مشهور از گذشته تا کنون این بوده که «اگر #آمریکا ناوهای خود را به ایران
هر چه میگذرد این تحلیل بیشتر به واقعیت نزدیک میشود.
روایتهایی کوتاه از زیست شخصی، خانوادگی سیاسی و اجتماعی #فقیه_مجاهد_و_آگاه ابوالشهید حضرت آیتالله سید علی شفیعی
روایت #دوم: به دور از رانت
شاید در ذهن دوستان و برخی از اعضای دورتر خانواده خودم بود که به محض ورود به خانواده آیتالله سیدعلی شفیعی، به خاطر اتصالی که این خانواده با حاکمیت دارند؛ من سریعاً در یک اداره دولتی با حقوق بالا شاغل خواهم شد یا ظرف مدت کوتاهی مسئولیت خواهم گرفت. این را همان اوایل ازدواج چندین نفرشان به زبان آوردند.
این اتفاق نیفتاد و هیچگاه من درخواستی در این زمینه نداشتم و ایشان هم ورودی نکردند.
حتی چندسال بعد هم که استخدام شدم، با اینکه مسئول ما ارادت قلبی و قبلی به آیتالله شفیعی داشت، هیچ گاه اشاره نکردند که داماد ما هم آنجاست و هوایش را داشته باشید.
📲الگو | حامد گلپیچی
@olgu_ir