هدایت شده از انتشارات شهید کاظمی
🖨 شکر خدا کتاب «ام علاء» باز هم تجدید چاپ شد.
چاپ یازدهم.
⁉️ اما یک سوال: چرا «ام علاء» انقدر طرفدار داره و خود مخاطبان عزیزمون به دیگران پیشنهادش میدن؟
🔸صداقت و صمیمیت بینظیر
🔹جزئیات حیرتانگیز از زندگی روزمره یک مادر شهید
🔸صبر و رضا به قضای باورنکردنی
🔹زبان ساده، روان و بدون دستانداز
🔸نثر شاعرانه، عاطفی و احساسی
🔹شخصیت پاک و عارفانه امالشهدا
اگه خواستی میتونی از اینجا تهیهاش کنی:👇
https://manvaketab.com/book/391366/
📌 انتشاراتشهیدکاظمی
🆔https://eitaa.com/joinchat/1573650433C72276e8cc1
🖤🖤🖤🖤
وقتی اسرای کربلا به مدینه برگشتند، به حضرت امالبنین گفتند چهار پسرت به شهادت رسیدند، فرمود از اباعبدالله الحسین به من خبر دهید
عن ام البنین (علیها السلام):
«أخبِرنی عَن أبِی عَبدالله الحُسَین، …أولادی وَمَن تَحتَ الخَضراء کُلُّهُم فداءُ لأبی عَبدِاللهِ الحُسین»
«از ابا عبدالله الحسین (ع) به من خبر بده! …فرزندانم و تمام کسانی که زیر آسمان کبودند، همه به فدای ابا عبدالله الحسین (ع) باد!»
حسون، اعلام النساء، ۱۴۱۱ق، ص۴۹۶-۴۹۷
#وفات_حضرت_ام_البنین
مداحی آنلاینمداحی آنلاین - باور ندارم - رسولی.mp3
زمان:
حجم:
7.2M
روضه حضرت ام البنین(س)
باور ندارم سرو شهیدم
با خاک عجین شی ...
روضه
مهدی_رسولی🎙
#ام_البنین
#حضرت_ام_البنین
#وفات_حضرت_ام_البنین(س)🏴
@omalaa
هدایت شده از انتشارات شهید کاظمی
😭 نشستم روبه رویش و هر دو با هم گریه کردیم و روضه خواندیم. با گریه گفتم: «فخرالسادات! حالا مثل ام البنین چهار پسر فدا کردی.
☑️ دستی به صورتش کشید و میان هقهق گریههایش گفت: «ابو علاء! من کجا و ام البنین کجا؟ ام البنین تمام داراییاش را تقدیم کرد؛ اما من هنوز پنج پسر دیگر دارم.»
📘 ام علاء| سمیه خردمند
#ام_البنین
📌 انتشاراتشهیدکاظمی
🆔https://eitaa.com/joinchat/1573650433C72276e8cc1
تسجيل جديد 534_۲۰۲۵_۱۲_۰۸_۰۸_۲۶_۱۹_۳۹۷.m4a
حجم:
492.9K
🏡اینجا خانه ی دایی سید محمد تقی است.(برادر ام علاء)
☀️سال ١٣۶٩ هجری شمسی
١٠ روز قبل، ام علاء با اتوبوس و همراه فامیل از عراق حرکت کردند و از مرز کردستان عراق وارد ایران شدند.(داستانش را مفصل توی کتاب نوشته ام)
🚙دایی سید محمد تقی همراه سید صدرالدین رفتند لب مرز به استقبال.
ام علاء را با ماشین شخصی آوردند، شرایط جسمی خوبی نداشت، لذا زودتر از بقیه آمد قم.
👥خانه ی دایی غلغله بود.
همه جا را آذین بسته بودند و چند مدل غذا بار گذاشته بودند. همه ی اقوام ظهر دعوت بودند، ام علاء رسید، نوه ها گروه سرودی تشکیل داده بودند و چند روز تمرین کرده بودند تا برای بی بی ام علاء سرود بخوانند و اهلاً و سهلاً بگویند.
🎵این صوت روح شما را تازه میکند.
صدای این بچه ها زلال است و خوشحالی شان عمیق..❤️
روزهای آینده با شنیدن یک صدای آرامش بخش از دل تاریخ شگفت زده خواهید شد.. 😍
#بانوی_تراز
#ام_علاء
#خاطره_نگاری
@omalaa
ma45.mp3
زمان:
حجم:
679.5K
💎شما صدای ام علاء را می شنوید
⏳سال ١٣۶٩ هجری شمسی
قم
🏡منزل آقا سید محمد تقی طباطبایی (برادر ام علاء)
همه جمعند و ضیافتی برای بازگشت #ام_علاء برپاست
آقا سید محسن طباطبایی (برادر کوچکتر ام علاء) از ایشان پرسید:
(چه حسی دارید از اینکه بعد از سالها آمدی ایران و عزیزانت را دیده ای)
✔️همانطور که میدانید بین #ام_علاء و بعضی از فرزندانش بخاطر جنگ، سالها جدایی و فراق افتاده بود.
😭#ام_علاء می گوید:
خدا را شکر
خدا را شکر
نمی دانم چه کاری کرده ام که خداوند این همه نعمت بر سرم نازل کرده⁉️
هرچقدر خدا را شکر کنم بازهم کم است!!
راننده ی همین اتوبوسی که ما را از عراق آورد، گفت من تا بغداد میرفتم، ماشینم پنچر می شد، اما شما را تا کردستان عراق آورده ام، در این جاده های صعب العبور و ماشینم پنچر نشد.
ما همیشه وضعمان نسبت به گرفتاریهای دیگران بهتر بود و این چیزی جز فضل خدا نیست.🥺
آخر مگر برای خدا چه کار کردیم که لایق این تفضلها و نعمتها هستیم⁉️
😭😭😭
این صوت زمانی ضبط شده که ام علاء ٧ شهید را تقدیم اسلام کرده بود.
روزت مبارک ام علای عزیز❤️
صدای ام علاء را با اجازه از فرزند ارشد ایشان در کانال گذاشتم
#بانوی_تراز
#ام_علاء
@omalaa