📖 دلنوشتهای از دل یک دانشجوی جوان برای امعلاء
من، دانشجوی ۲۰ سالهای هستم که تازه پا به دنیای بزرگترها گذاشتهام؛ دنیایی پر از انتخاب، پر از تردید، پر از سؤال. در میان این همه سردرگمی، کتاب «امعلاء» مثل نوری در تاریکی بود؛ نوری که نشانم داد زن بودن یعنی قدرت، یعنی ایمان، یعنی ایثار.
امعلاء برای من فقط یک شخصیت تاریخی نیست؛ او مثل مادری است که از دور، دستم را گرفته و گفته: «اگر میخواهی راهت را پیدا کنی، باید دل بدهی، باید صبر کنی، باید عاشق باشی.» او با تقدیم عزیزترینهایش، به من یاد داد که زندگی فقط نفس کشیدن نیست، بلکه نفس دادن در راهی است که به خدا ختم میشود.
حالا هر بار که در مسیر زندگیام تردید میکنم، به یاد امعلاء میافتم؛ به یاد زنی که با دلش جنگید، با اشکش دعا کرد، و با ایمانش تاریخ ساخت. باشد که من هم، در این مسیر پر پیچوخم، ردپای او را دنبال کنم.
〽️ بانوی ایثار، چراغ راه زندگی ✨🕊️📖
---🌹🌺🌺❤️✍✍✍
#ارسالی_مخاطب_عزیز🌹
@omalaa
📖 دلنوشتهای از دل یک مادر برای امعلاء
من، زنی ۵۲ سالهام؛ مادری که طعم اشک و لبخند را با هم چشیدهام، و سالهاست که با دل نگران و قلب امیدوار، فرزندانم را در مسیر زندگی همراهی میکنم. وقتی کتاب «امعلاء» را خواندم، گویی با زنی روبهرو شدم که دردهایم را میفهمد، و صبرش، آینهای شد برای دل خستهام.
امعلاء، بانویی بود که نه فقط مادر بود، بلکه معلمی بود برای ایمان، چراغی برای راه، و پناهی برای دلهای بیقرار. او با تقدیم همسر، برادر، داماد و چهار فرزندش، نشان داد که عشق به خدا، از جنس فداکاری است؛ از جنس سکوتهایی که پر از فریادند.
در هر صفحه از این کتاب، اشک ریختم؛ نه از غم، بلکه از عظمت روح زنی که مادر بودن را به اوج رساند. باشد که من هم، در مسیر مادری، ردپای امعلاء را دنبال کنم؛ با صبر، با عشق، و با امیدی که از ایمان زاده شده است.
〽️ بانوی ایثار، چراغ راه زندگی ✨🕊️📖
🌸🌹🌹🌺✍✍✍✍✍✍✍
#ارسالی_مخاطب_عزیز🌹
.
این کتاب صبر را به من اموخت...🥲
دیشب خوابم نبرد و این بار نه از ناراحتی، بلکه از بزرگی یک مادر.
دیشب بالاخره کتابی رو شروع کردم که اسمش رو زیاد شنیده بودم ولی هیچوقت نمیدونستم چقدر قراره رو دلم اثر بذاره…
«أمّ علاء» – روایت زندگی فخرالسادات طباطبایی، مادری که نه یک فرزند، نه دو تا… که ۴ شهید تقدیم اسلام کرده.
از نیمه شب تا صبح خوندم و گریه کردم… خندیدم وسط یادآوری خاطرههای سادهش، بعد دوباره اشکهام جاری شد وقتی فهمیدم این زن چقدر صبر کرده، چقدر جنگ دیده، چقدر داغ دیده، فقط برای اینکه اسلام زنده بمونه.
با خوندن این کتاب، انگار چشمم باز شد به حقیقتی دردناک…
به اینکه این همه عزت و آرامش امروز ما، نتیجهی خون جوونهایی بوده که خودشون و مادرهاشون همه چیزشون رو فدا کردن تا «دین» بمونه.
اما حالا… میبینم چقدر بعضی چیزها ساده فراموش شده؛ با بیتفاوتی، با بیحجابی، با بیاعتنایی به همون ارزشهایی که اونها برایش جان دادند.
دیشب وقتی کتاب رو بستم، فقط یه حس توی دلم بود:
باید خودم رو بسازم، باید اون صبر و ایمان رو یاد بگیرم، باید مادر بهتری بشم…
چون مادرِ ۴شهید فقط نمادِ درد نیست نمادِ قدرتِ درونی و پاکیِ واقعیِ زنِ مسلمانه.
#ارسالی_مخاطب_عزیز🌹
@omalaa
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ترک دارد دلم همچون انار آخر پاییز
همه شبهای دلتنگی بدون تو شب یلداست...
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
@omalaa