📖 ماجرای یک خواب؛ شروعی برای روایت از مادر شهید
▫️یک روز دخترم به من گفت: مامان من و خواهرم هر کدام با شهیدی رفیق هستیم شما چرا رفیق شهید نداری؟! من هم با کمی تامل گفتم شهید باید خودش به سراغم بیاید... چند روز بعد در کتابخانهای مشغول خواندن کتابی بودم که عکس شهیدی به صورت تا شده در صفحات کتاب قرار داشت... به دخترانم گفتم این عکس شهید، رفیق من است.
🔹و این آشنایی با رفیق شهید شروع ماجرای بانوی نویسنده بود تا در اثر خوابی که میبیند بانویی را بشناسد که روزهای پر درد او را التیام میبخشد...
بانوی صبر و استقامت به نام امعَلاء.
🖇 گفتگوی خواندنیِ جهانبانو با راوی روایت امعَلاء را اینجا مطالعه کنید
#معرفی_کتاب
#گفتگوی_اختصاصی
📢جدیدترین اخبار زنان ایران و جهان در پایگاه خبری تحلیلی جهـــــ🌐ـــــــان بانـــو
| @jahanbanou_ir |
یادداشت بر کتاب ام علاء
ام علا حکایت عاشقانه های فخرالسادات، مادری ایرانی تبار ساکن کشور عراق در زمان حزب بعث است.
مادری با وسعت قلبی به پهنای بی نهایت؛ به اندازه صفای باطنی سرزمینی از حرم علوی تا بین الحرمین و مرکز داغی که بر جگر سوخته اهل بیت علیهم السلام باقی مانده است.قصه دلدادگی دختران و پسران ام علا و ابوعلا عجیب با قصه کربلا عجین شده.
مادری محجوب و با حیای فاضل و عالم که دم به دم با پسرانش مشق حماسه و عشق می کند و برای دخترانش درس نجابت، صبر و حیا و وفاداری می دهد.
حکایت یک سال و نیم اسارت و زندانی شدن ام علا گره های ذهنی ام در خصوص اسارت بانو زینب سلام الله علیها را باز می کند.
این که حتی دشمن بعثی در خود اجازه و توان جسارت به ساحت مقدس این بانوی مکرمه را نمی بیند. روبنده ای که با وجود گرمای طاقت فرسای زندان تنگ و نمور از چهره این زن پر از قدرت و صلابت برداشته نمیشود که حتی تصورش آسان نیست.
کتاب ام علا دفترچه یادداشتی است که نویسنده انگار کدهایی را در آن وارد کرده و تیتر و عنوان داستان های مفصل و تمام نشدنی را در آن ثبت کرده تا دیگرانی پیدا شوند و با هم بنشینند برای رمز گشایی از روایت های آن.
با نویسنده کتاب فقط در حد چهره به چهره آشنا شده ام, اما اگر نظر من را بخواهید، کتاب را برای دختران نوجوان و جوان و زنان در هر سن و سالی نوشته، که البته خواندن کتاب حتماً برای آقایان نیز خالی از لطف نخواهد بود، خصوصاً اینکه راوی بعضی از روایت ها هم مردانی هستند که مستقیم یا غیر مستقیم در هوای کوی او جان گرفته و به رشد و بالندگی رسیده اند.
#حیدری
#نشر_شهید_کاظمی
@omalaa
16.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با #ملا_امیر همان سال نخست مصاحبه و سفر به نجف آشنا شدم.
آن روزها آغاز نوجوانی اش بود و در تکاپوی مداح شدن. شور و شوقش را در محافل و مراسم و در اجرای مداحی و سرود و تواشیح، شاهد بودم.
امیر هم از همین خانواده است، نوه ی آقا سید صدرالدین و بخشی از وجود #ام_علاء.
ام علاء را ندیده اما منش و روش او در وجودش ریشه دوانده.
چقدر نقش مادری موثر است!
مادر، معماریست که اگر پایه های ستون خانواده را درست بنا کند، دیوار تا ثریا کج نخواهد رفت.
#اُم_علاء
#بانوی_تراز
#اربعين
#امیر_القبانچی
@omalaa
محمد ابراهیمی اصل1_12741573416.mp3
زمان:
حجم:
4M
منم دلم میخاد بیام حرم😭
@omalaa