eitaa logo
اُمْ علاء
289 دنبال‌کننده
547 عکس
129 ویدیو
3 فایل
زندگینامه ی بانوی مجاهد و شهید پرور (فخرالسادات طباطبایی) اُمْ علاء به قلم:سمیه خردمند ارتباط با نویسنده : @om_ala_admin ثبت سفارش کتاب همراه با امضای نویسنده : @om_ala_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
🏴دلتنگ که می شوم پناه می برم به روضه... فرقی نمی کند در کدام شهر... کدام محله... فامیل يا آشنا... خانه یا تکیه... اما روضه ی امروز کمی فرق داشت.. چون توی خانه ی برپا شد. همان خانه ی قدیمی در خیابان سمیه. که سالها پیش سید علاء الدین (فرزند اول ام علاء) زمانی که ام علاء از نجف به قم آمد، برای مادر خریده بود. خانم هدایتی(صاحب خانه فعلی ) هرسال ایام فاطمیه روضه برپا می کند. از همان سال اول نوشتن کتاب.. ام علاء را به او معرفی کردم و گفتم قدر این خانه را بدانید، اینجا از در و دیوارش روضه می بارد و اشک می ریزد. وجب به وجب این خانه عطر قرآن می‌دهد و نور از درز و شکافهایش می زند بیرون. امروز که روضه خوان روضه ی عربی را شروع کرد، اُم علای عزیزم را با تمام وجود حس کردم، آه چه طعمی داشت این روضه!!! چقدر چای روضه چسبید!! همه چیز برایم آشنا بود..حتی درخت بزرگ توت... حتی موزاییکهای توی حیاط که روز آخر ام علاء را در آغوش گرفتند... @omalaa
طعمِ این چای به دنیای من آرامش داد
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌿 نگران فردایت نباش، ما اولین بار است که بندگی می کنیم ولی او قرن هاست خدایی می کند @omalaa
https://www.jamejamdaily.ir/?nid=6911&pid=3&type=4 روایت بانوی صبر و مقاومت سپاس از خانم @omalaa
نظرات خوانندگان ام علا.pdf
حجم: 283K
نظرات ارزشمند مخاطبان کتاب ام علاء.
بسم‌الله... | قسمت اول | وقتی در مسیر مادری قرار می‌گیری، به در و دیوار می‌زنی تا بهترین باشی برای فرزندانت، از بهترین کتاب‌ها، سخنرانی‌ها، تجربه‌ی مادران اطرافت و همه و همه کمک می‌گیری تا فرزندانت نور چشمانت در دنیا و آخرت شوند. می‌دانی که صحنه‌گردانِ این میدان شاید در ظاهر تو باشی، ولی در واقع هیچ چیز دست تو نیست. اما این را هم می‌دانی که " لیس الانسان الّا ما سعی" ، حرکت از تو و برکت به دستان خدا ... امّ علاء، قبل از هرچیز مادر است. مادر هجده فرزند. چهار پسرش را در راه اسلام تقدیم کرده و همسر و برادر و دامادش را هم. خواندن لحظات پر فراز و فرود زندگی‌اش، را با این دو خط توصیفی که در مورد ایشان شنیدم، شروع کردم. ماجرای نوشتن کتاب برای خواندن ادامه کتاب ترغیبم کرد و دیگر نتوانستم کتاب را زمین بگذارم. کتاب را جرعه جرعه نوشیدم و تمام نکات مادرانه‌ی امّ علاء به فرزندان و اطرافیانش را در دفترم یادداشت کردم.
| قسمت دوم | او معلم اخلاقی بود که درس‌های مکتبش را زندگی کرده بود. تسبیح از دستانش نمی‌افتاد، چون معتقد بود با تسبیح دستانش در دستان خدا گره می‌خورد، چون نمی‌خواست گم شود. می‌گفت اشکت را برای اهل بیت (ع)، برای طفل رباب خرج کن! وقتی چهارمین فرزندش هم شهید شد، حاضر نشد با ام‌البنین مقایسه‌اش کنند، می‌گفت من کجا و ام‌البنین کجا... روایت زندگی این مادر صبورِ شکور را خواندم و هرچه جلوتر رفتم به این بانوی اصیلِ ایرانیِ تبریزی، بیشتر افتخار کردم. چقدر زیبا از حضرت زهرا (س) و حضرت زینب (س) الگو گرفتی و عاقبت بخیر شدی. ام‌الشهدا! ام اعلای نازنینم! شما مادری کردن را خوب بلد بودی، در پیشگاه حضرت زهرا (س) و فرزندان شهیدت برای ما و اولادمان نیز طلب خیر کن. @omalaa