eitaa logo
اُمْ علاء
284 دنبال‌کننده
555 عکس
130 ویدیو
3 فایل
زندگینامه ی بانوی مجاهد و شهید پرور (فخرالسادات طباطبایی) اُمْ علاء به قلم:سمیه خردمند ارتباط با نویسنده : @om_ala_admin ثبت سفارش کتاب همراه با امضای نویسنده : @om_ala_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
14M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
| 💠 منم آن کودک دهه شصتی.... 📍سرکار خانم سمیه خردمند 🌱فکرت| گفت‌وگویی برای ساخت فردا 🔅@fekratmedia🔅 🔅@omalaa🔅
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
امام_صادق علیه السلام فرمودند : همه خوبیها در سه خصلت فراهم آمده است : ۱ـ نگاه کردن ۲ـ خموشی ۳ـ و گفتار هر نگاهی که مایه عبرت نباشد بی توجهی است، »و هر خموشی ای که با اندیشیدن همراه نباشد غفلت است ، و هر گفتاری که ذکر خدا در آن نشود یاوه گویی است؛ پس خوشا به حال کسی که نگاهش عبرت باشد و سکوتش اندیشه و گفتارش ذکر خدا و بر گناه خویش بگرید و مردم از گزند او در امان باشند. @omalaa
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین ع @omalaa
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
همایش میدان دار ٢ ویژه ی مبلغین اربعین با حضور خانواده های محترم و معزّز شهدا و بانوان مبلّغ سراسر کشور. شعرخوانی و معرفی کتاب شنبه ١١ مرداد ١۴٠۴ @omalaa
12.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
{ ﷽ } شب به شب با مرور خاطرات اربعین _بهترینِ روزهای این زمین_ از خودش سوال می‌کند عاشقانه سوی جاده می‌رود؟ در مسیر آسمان پیاده میرود؟ در دلش، بطریِ داغدار آب _یاد دست‌های ناامید آفتاب_ رود رود گریه می‌کند... بند بند پیکرش روضه خوان شده‌ست: "یک نفر عبا بیاورد لحظه‌‌های ابری اذان شده‌ست... " گیره های مو در شب سیاه جیب های او گریه‌های دختری‌ست مو به مو تار و پود او دسته‌ی عزا شده سینه اش پر از غمِ کربلا شده کوله‌پشتی‌ام گوشه‌ی کمد بغض کرده است... کربلا نمی‌رود؟!!! @tahere_sadat_maleki @omalaa
خاطرات آنلاین اربعین ۸/۱ نمیدونم شما چه قدر به قسمت و رزق معنوی اعتقاد دارید و آنرا تجربه کرده اید؟ چیزی که به آن توفیق اجباری هم میگن. ✨ امروز جمعه صبح تنها به زیارت رفتم. همسفرهام نیاز به خواب داشتند. 😑زیارت دلچسبی کردم به نیابت از همه جلو راه از یک موکب املت عراقی گرفتم خوردم باز به نیابت از همه😊 رسیدم موکب خوابیدم. حدود ساعت ۱۱ با همسفرها تصمیم گرفتیم بریم حمام💦 بالاخره روز جمعه ست غسل جمعه هم مستحب. جلو راه یک مسجد شلوغ و پر از جمعیت چشم ما را گرفت.رفتیم داخل و سراغ حموم را گرفتیم. گفتند دو تا سر پایی داره. گفتیم خوبه همین رو میریم. با یک مقدار سختی بالاخره دوش گرفتیم و لباس هامون رو شستیم و در حیاط مسجد پهن کردیم تا خشک بشه.🌕 نزدیک اذان شد. گفتیم بریم داخل مسجد نماز بخونیم.🕍 خادم های مسجد زائرها را که خوابیده بودند بیدار می کردند و داد می زدند زائر پا شو صلات جمعه صلات جمعه 📣 ما که تو صف نشسته بودیم یک نگاهی به هم کردیم و گفتیم نماز جمعه.؟!! دوستم گفت الان باید سخنرانی عربی گوش کنیم 🤨 وقتی خطیب جمعه را دیدیم خوشحال شدیم با اینکه نمیشناختیم. یک سید زیبا و نورانی و مهربان که وقتی پشت تریبون رفت با لبخند و لهجه غلیظ عربی ولی به فارسی گفت امروز مجبوریم به فارسی خطبه بخوانیم 🎋 @omalaa