eitaa logo
اُمْ علاء
290 دنبال‌کننده
546 عکس
127 ویدیو
3 فایل
زندگینامه ی بانوی مجاهد و شهید پرور (فخرالسادات طباطبایی) اُمْ علاء به قلم:سمیه خردمند ارتباط با نویسنده : @om_ala_admin ثبت سفارش کتاب همراه با امضای نویسنده : @om_ala_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از کانال حسین دارابی
این کتاب‌ها رو از چند ماه قبل با دقت دونه به دونه مطالعه و انتخاب کردیم: پیشنهاد میکنم بسته بالارو کامل تهیه کنید چون: 👈۱۲ درصد تخفیف حدود دویست تومن 👈ارسال رایگان ( حدود ۱۰۰تومن هزینه‌شه ) 👈گل متبرک حرم حضرت معصومه 👈بلیط نیم‌بهای سینما برای ۱۰نفر (فیلم‌های مجنون و یوز) 👈حرز حضرت فاطمه(س) ✅ ۵درصد از فروش صرف آزادسازی مادران زندانی میشه کتابهارو توی عکس توضیح دادم حتما بخونید 1️⃣ ام علاء (روایت زندگی ام‌الشهدا فخرالسادات طباطبایی) روایت دلنواز از مادری که ۱۸ فرزندش رو در یک خانه ۶۰ متری در نجف بزرگ کرده! این کتاب شمارو میبره به خانه‌ای با صفا و پر از معنویت در کنار حرم امیرالمؤمنین. روحتون پرواز میکنه. ۷ تن از این خانواده شهید میشن 2️⃣ رمان امنیتی «مارپیچ خون» یه رمان خفن👿 از دوره تاریخی‌ای که کمتر در موردش صحبت میشه. سرگذشت دو مامور اطلاعاتی ایرانی که در زمان جنگ تحمیلی با یه سری اتفاقات خاص وارد پادگان اشرف (منافقین) میشن و... 3️⃣ جلد۲ نهج‌البلاغه جوانان جلد یکش تو نمایشگاه پرفروش‌ترین کتاب شد. و الان جلد ۲ کتاب چاپ شده و با یک سیر موضوعی، جذاب و خوشخوان از نهج‌البلاغه روبرو میشید (اگر دو جلد رو داشته باشید، نهج‌البلاغه کامل میشه) 4️⃣ مجموعه ۵ جلدی سرداران ایران زمین که از یک مجموعه ۱۵ جلدی انتخاب شده (برای ۹تا ۱۵ ساله‌ها) -مصطفی چمران -ابراهیم همت -میرزاکوچک‌خان جنگلی -میرمُهنا -آریو برزن چند تا کتاب دیگه هست که خیلی نیازتون میشه. مث احکام دختران و پسران و کتابهای تقریظی رهبری. تو لینک زیر انتخاب کنید تهیه کتاب‌ها👇👇 ketabresan.net/campaign/NEQ8V پشتیبانی @sefaresh_ketab
هدایت شده از کانال حسین دارابی
اینجوریاس😎 خیلی خوشش اومده بود کتابای این سری رو وقتی باز میکنی تا تمومش نکنی ول کن نیستی من البته کتاب ام علا رو چون خیلی حال خوبی بهم میداد، هی تیکه تیکه میخوندمش. حیفه یهویی همشو بخونی تموم بشه😍 مطلب سنجاق رو بخونید
هدایت شده از کانال حسین دارابی
🔻تو کتاب اُم علاء چند قسمت از کتاب با صفت پنجم متقین یعنی کنترل نگاه مرتبط بود 1⃣عکس اول یکی از علمای بزرگ وارد اتوبوس میشه، دختر اُم علاء به مامانش میگه وای مامان فلانی فلانی، مامانش نگاه نمیکنه و میگه.... 2⃣عکس دوم هم همسر ام علاءس در دوران جوانی.... تازه دقت کنید میگه پوشیه رو بالا زدم. یعنی طرف به زن پوشیه زده که هیچی از صورتش مشخص نیست هم نگاه نمیکنه.... المتقون... غ غَضُّوا اَبْصارَهُمْ عَمّا حَرَّمَ اللّهُ عَلَيْهِمْ شاید بگیم خب این نگاه که لزوما حرام نیست، سختگیری نیست؟ استادی میفرمود "همین نگاه‌هایی که شاید حلال باشه نگاه رو در نهایت از کنترل خارج میکنه. مثلا خیلیا میگن نگاه اول حلاله، خب یعنی نگاه اول به قیافه‌های آنچنانی تاثیر روی دل نمیگذاره؟ بله یه وقت نگاه آدم میفته. یه وقتی به نیت نگاه اول حلاله نگاه میکنیم این یه بحث دیگه اس" اینهارو از اساتید میگم چون خودم در حدی نیستم که نصیحت کنم. خودمم نمیدونم عامل هستم یانه کتاب ام علاء عالیه. روح آدمو جلا میده برای تهیه مجموعه کتاب‌های هفته کتاب مطلب سنجاق رو بخونید
هدایت شده از کانال حسین دارابی
حکم اعدام ۷۵ نفر از وکلای آیت الله صدر در تیرماه ۱۳۵۸ شمسی صادر شد. همسرم صدرالدین هم یکی از همین وکلا بود. دنیا برایم تیره و تار شد. نمیخواستم باور کنم. نه خواب داشتم نه خوراک. کارم فقط گریه بود. تصور زندگی بدون سید برایم طاقت فرسا بود. حرف‌های خاله بیدارمان کرد. همان امیدهای همیشگی. خاله ام‌علاء از یاس و ناامیدی بدش می‌آمد. اعتقاد زیادی به دعا (وتوسل) داشت و همیشه می گفت دعا صخره را سوراخ می‌کند. ❓سؤالی توی چشم بعضی از زنان فامیل و همسایه بود. آن هم اینکه با این همه دعا چرا عماد و عزالدین را از دست دادید؟ خاله ام‌علاء می‌دانست فامیل و همسایه این حرفها را پشت سرش می زنند، اما همیشه سرش را بالا می‌گرفت و میگفت: «خوشحالم که پسرم مرگ با عزت داشت و فدای دین شد وظیفه ما دعا کردن بود که انجام دادیم ولی خدای متعال تقدیر بهتری براشون رقم زد. حالا هم شاكرم مطمئن باشید اگر همه پسرهام شهید بشن باز هم افتخار میکنم.» حالا که احساس مادر بودن را چشیده بودم هضم این حرفها برایم سخت‌تر بود. میدانستم قلب مادر به قلب اولادش گره می‌خورد و جدایی مادر و فرزند خصوصاً برای همیشه، دل بزرگی می‌خواهد و ایمانی راسخ که خاله ام‌علاء داشت. یک ماه و ۲۸ روز از اسارت سید گذشته بود. کارمان شده بود ختم و دعا دست برنمی‌داشتیم از دعا کردن تسبیح پشت تسبیح ذکر می‌گفتیم و هر کسی هر ختم مجربی بلد بود، انجام می‌دادیم. توی همان سرداب صبح و عصر، حتی شب‌ها تا نیمه‌های شب بیدار می‌ماندم و برای آزادی سید دعا میکردم. این دستگیری‌ها ۹۹ درصد منجر به اعدام می شد. اما ام‌علاء سماجت در دعا را یادم داده بود. تصمیم گرفتم کم نیاورم و هر طور شده برات آزادی‌اش را از خدا و اهل بیت بگیرم. 😢یک روز عصر قنداقه حسناء را بغل گرفتم و از پله های مارپیچ خانه خاله رفتم روی پشت بام هوا هنوز گرم بود. نگاهی به گنبد انداختم و به خون شش ماهه حسین قسمش دادم. بعد به آسمان نگاه کردم و با دل شکسته گفتم خدایا! نزدیک دو ماه است از شوهرم خبری ندارم. روزی چند بار هم دعا می کنیم و ختم برمی داریم چند چله برای آزادی سید گرفتیم. خدایا! من طاقت جدایی از همسرم را ندارم. اگر دعای من را نمی‌پذیری سید را به این طفل دوماهه ببخش. به خاطر طفل رباب به خاطر حنجر بریده علی اصغر. اشک هایم دانه دانه می افتاد. دستهای حسناء را از توی قنداق درآوردم گرفتم رو به آسمان گفتم: «خدایا! پدر این طفل را به مظلومیت پدر شش ماهه کربلا برگردان. کبوترهای حرم بالای پشت بام خانه پرواز کردند. حسناء چشمهایش را باز کرد و لبخند زد. من غرق گریه بودم. 🔻حدود دو ماه بعد، یعنی ۳ شهریور ۱۳۵۸ سید از زندان آزاد شد. لاغر و کبود شده بود. شنیدیم همه ۷۴ نفر که وکلای آیت الله صدر بودند اعدام شدند. اما خدا سید را به دست های کوچک حسناء بخشیده بود. "بخشی از کتاب اُم علاء" ✍ واقعا هر صفحه از کتاب اُم علاء یک درس و یک کلاس فوق العاده‌ عرفانی و اخلاقی هستش. برای اطلاعات بیشتر از این کتاب مطلب سنجاق رو بخونید | عضوشوید 👇 http://eitaa.com/joinchat/443940864Cf192df24f0
هدایت شده از کانال حسین دارابی
نشستم رو به رویش و هر دو باهم گریه کردیم و روضه خواندم. با گریه گفتم: فخر السادات حالا مثل ام البنين چهار پسر فدا کردی دستی به صورتش کشید و میان هق هق گریه هایش گفت: ابوعلاء من کجا وام البنین کجا؟! ام البنين تمام دارایی اش را تقدیم کرد، اما من هنوز پنج پسر دیگر دارم....
علی اکبر حائریenc_16719026017068626334064.mp3
زمان: حجم: 4.2M
نماهنگ دنیام فاطمه 🎙علی اکبر حائری مگه میشه گریه نکرد با این 😭