521.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️دبیرکل حزب الله لبنان: اگر بخواهیم به دنبال نبردی با مشروعیت کامل باشیم، هیچ نبردی مانند جنگ با صهیونیست ها نیست.
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥ببینید/اگر تا امروز روی سرشان آب ریخته بودیم
🚨 هر مسلمان یک سطل آب بریزد اسرائیل را سیل میبرد
امام خمینی ۲۴ مرداد ۱۳۵۸
خیلی قشنگه حتما بخونين👌
از قدیم گفتن اگه کسی رو خواستی بشناسی باهاش همسفر شو
با یکی از دوستام تازه آشنا شده بودم یه روز بهم گفت فردا میخوام برم شیراز.
گفتم: منم کار دارم باهات میام.
1- سر وعده اومد در خونه مون سوئیچ ماشینشو دو دستی تعارف کرد گفت بفرما شما رانندگی کنید.
گفتم ممنون؛ حالا خسته شدی من میشینم. معرفت اول
2- رسیدیم سر فلکه خروجی شهر خواستیم از دکه یه چیز خوردنی برا تو راه بگیریم . من رفتم از دکه اولی بخرم گفت بیا از اون یکی بخریم. گفتم: چه فرقی داره؟!!!
گفت: اون مشتریهاش کمتره، تا کسب اونم بگرده...
3- ایستگاه خروجی شهر گفتم صبر کن دوتا مسافر سوار کنیم هزینه بنزین در بیاد.
گفت: این مسافرکش ها منتظر مسافرن، گناه دارن، روزیشون کم میشه.
4-بین راه یه مسافر فقیری دست بلند کرد. اونو سوار کرد. مسیرش کوتاه بود؛ پول که ازش نگرفت، 5هزار تومن هم بهش داد.
گفتم رفیق معتاد بود ها.
گفت: باشه اینها قربانی دنیاطلبان روزگار هستن. مهم اینه که من به نیّت خشنودی خدا این کار را کردم.
5-رسیدیم کنار قبرستان شهر، یه آدم حدود چهل ساله یه مشما قارچ کوهی دستش بود. بهش گفت: همش چند؟ گفت: 13هزار تومن. ازش خرید.
گفتم: رفیق اینقدر ارزش نداشتا. گفت میدونم میخواستم روزیش تامین بشه..
6- رسیدیم شيراز، پشت چراغ قرمز یه بچه 10ساله چندتا دستمال کاغذی داشبردی دستش بود. گفت 4تا 5هزارتومن.
4تا ازش خرید. گفتم رفیق اینقد ارزش نداشتا.
گفت: میدونم، میخواستم روزیش تامین بشه. گناه داره تو آفتاب وایساده.
یه جای دیگه هم از یه بچه یه کتاب دعا خرید 2 هزاروتومن!!!
7- از روی یک پل هوایی رد میشدیم، یه پیرمرد دستگاه وزنه (ترازو) جلوش بود. یه کم رد شدیم، یه دفعه برگشت گفت میای خودمونو وزن کنیم؟
گفتم: من وزنمو میدونم چقدره. گفت باشه منم میدونم اگه همه مثل من و تو اینجوری باشن این پیرمرد روزیش ازه کجا تامین بشه؟!!!
گفتم باشه یه پولی بهش بده بریم. گفت نه، غرورش میشکنه، میشه گدایی؛ اینجوری میگه کاسبی کردم.
8-یه گدایی دست دراز کرد. یه پول خورد بهش داد. گفتم: رفیق اینها حقه بازنا.
گفت: ما هیچ حاجتمندی را رد نمیکنم. مبادا نیازمندی را رد کرده باشیم.
9-اگه میخواستم در مورد یکی حرف بزنم بحث رو عوض میکرد
میگفت شاید اون شخص راضی نباشه در موردش حرف بزنیم و غیبتش رو کنیم...
10-یکی بهش زنگ زد گفت پول واریز نکردی؟!!!
گفتم: رفیق، بچه هات بودن؟
گفت: نه، یه بچه فقیر از مهدیه رو حمایت مالی کردم. اون بود زنگ زد.
گفتم: چن بهش میدی؟!!!
گفت سه مرحله در یک سال 900 هزار تومن. اولِ مهر، عید و تابستان سه تا سیصدتومن.
11-تو راه برگشت هم از سه تا کودک آویشن کوهی خرید. گفت اگر فقط از یکیشون بخرم اون یکی دلش میشکنه.
میدونین من تو این سفر چقد خرج کردم؟!!!
3هزار تومن!!!
یه بسنی برا رفیقم خریدم چون همینقدر بیشتر پول تو جیبم نبود. من کارت داشتم رفیقم پول نقد تو جیبش گذاشته بود. به من اجازه نمیداد حساب کنم.
میدونین شغل رفیق من چه بود؟!!! برق کش، لوله کش، تعمیرکارِ یخچال و کولر و آبگرمکن بود و یه مغازه کوچک داشت.
میدونین چه ماشینی داشت؟!!! پرایدِ 85
میدونین چن سالش بود؟!!!
34 سال.
میدونین من چه کاره بودم؟!!!
کارمند بودم، باغ هم داشتم.
میدونین چه ماشبنی داشتم؟
206 صندوق دار؛ کلک زدم گفتم خرابه که اون ماشینشو بیاره..
دوستم یه جمله گفت که به دلم نشست:
بنده مخلص خدا بودن به حرکت است نه ادعا
بعضیها بزرگوار به دنیا اومدن تا دیگران هم ازشون چیزایی یاد بگیرن
@omid3010013
چه نوع اسباب بازی برای کودکان بخریم ؟
1ـ با سن و جنس کودک هماهنگ باشد.
2ـ ارزان قیمت تا کودک بتواند آن را دست کاری کند.
3ـ برای کودک تازگی داشته باشد.
4ـ بی خطر باشد.
5ـ کودک احساس رضایت و شعف کند و زود خسته نشود.
6ـ به نیاز و سلیقه کودک توجه و از هرگونه اجبار یا القای نظر خودداری شود.
@omid3010013
آقاپسرهای متشرع و مومن؛
از اینکه دوست ندارید با نامحرم همصحبت بشید بسیار ارزشمند و خوبه،
اما قضیه ازدواج و خواستگاری فرق میکنه...
نکنه یه وقت با این فکر، فقط به نظر مادر یا خواهرتون بسنده کنید و بدون دقت و توجه اقدام به انتخاب همسر کنید و خدای نکرده در آینده پشیمون بشید...!
@omid3010013
اگه آرزوی برآورده شدن رویاهاتو داری ،باید شجاعت دنبال کردنشو داشته باشی
#غلامی#
@omid3010013
دختر کوچولو وارد بقالی شد و کاغذ به طرف
بقال دراز کرد و گفت ؛مامانم گفته چیزهایی که در این لیست نوشته رو بهم بدی ، اینم پولش ...
بقال کاغذ را گرفت و لیست نوشته شده در
کاغذ را فراهم کرد و به دست دختر بچه داد ، بعد لبخندی زد و گفت ؛ چون دختر خوبی هستی و به حرف مادرت گوش میدی
میتونی یک مشت شکلات به عنوان جایزه
برداری ...
ولی دختر کوچولو از جای خودش تکان نخورد
مرد بقال که احساس کرد دختر بچه برای
بر داشتن شکلات ها خجالت میکشه گفت ؛
" دخترم ! خجالت نکش ، بیا جلو خودت شکلاتها را بردار " دخترک پاسخ داد ؛
" عمو ! نمی خوام خودم شکلاتها را بردارم ،
نمیشه شما بهم بدین ؟"
بقال با تعجب پرسید؛ چرا دخترم ؟
مگه چه فرقی میکنه ؟و دخترک با خنده ای
کودکانه گفت ؛ اخه مشت شما از مشت من
بزرگتره !
خدایااااااااااااااااااااااا تو مشتات بزرگتره
میشه از رحمت وجود و کرمت به اندازه مشتای خودت بهمون ببخشی نه به اندازه مشتای کوچک ما دعا میکنم ...
برای تو ...
برای خودم ...
برای همه مان ...
کسی چه میداند ...
شاید خدا دسته جمعی
نگاهمان کرد
دعا میکنم
برای دلهایمان ...
برای چشم هایمان ...
برای گریه ها و
خنده هایمان ...
دعا میکنم ...
مهربان خدای من !!!
میدانم که تا آسمان
راهی نیست ولی تا
آسمانی شدن راه بسیار
است ، این دستهای
خالی به سوی تو بلند
میشود ما بی سلیقه ایم
طلب آب و نان میکنیم تو
خود ای خزانه دار بخششها،
بهترین ها را
آنچه برای خوبانت
به استجابت رساندی
برای تک تک ماها محقق کن
برای کل خانواده هایمان
همگی به استجابت برسان
الهی آمین یارب العالمین
درحق همدیگر دعا رافراموش نکنیم
@omid3010013
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جای حاج قاسم خالی❤️🔥
هر کس از خدا ترسید، خدا همه چیز را از او می تر ساند
ممنونیم خمینی جان
تو به ما جرات طوفان دادی