13.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️خشم پرندههای ما اینبار برای پیروزی در یک رقابت ساده نبود؛ ما به یاد و به نام کودکان معصوم و پاک #میناب پرواز کردیم و بردیم
This time, our birds’ rage wasn't just for winning a simple game; we took flight and conquered in memory of the innocent and pure children of
#Minab.
@akhbar_yazd
الان دیگه فایدهای نداره که بیایید بگید «انتقاد با تخریب فرق داره»، «فحش ندید»، «تهمت نزنید»، «رفتارهای دیشب رو تأیید نمیکنیم» و از این حرفها...
اتفاقاً این حرفها رو باید صد روز پیش میزدید. همان روزی که از صبح تا شب، روزی سه وعده به مخاطبتان القا میکردید که «مسئولین خائناند»، «دارن مردم رو دور میزنن»، «دارن خلاف نظر رهبری عمل میکنن»، «به رهبری تحمیل شده»، «کشور فروخته شده» و هر روز با یک شایعه و یک ابهام جدید، بذر بدبینی و بیاعتمادی میکاشتید.
شما فکر کردید مخاطب فقط محتوا را میخواند و رد میشود؟ نه. مخاطب به مرور احساس میگیرد، خشم میگیرد، بدبین میشود و کمکم به این یقین میرسد که عدهای در داخل حاکمیت در حال خیانت به کشور هستند.
وقتی صد روز به یک انسان بگویی فلانی خائن است، فلانی کشور را فروخته و فلانی برخلاف مصالح کشور عمل میکند، دیگر نباید تعجب کنی که روز صد و یکم، همان مخاطب در خیابان به آن مسئول فحش بدهد. شما آتش را روشن کردید؛ حالا از دیدن شعلههایش تعجب نکنید.
این مردم، آتش زیر خاکسترند. شما با محتواهایتان هر روز به این آتش هیزم اضافه کردید و امروز که جرقهای خورده، ناگهان یاد اخلاق و مرزبندی بین انتقاد و تخریب افتادهاید؟
رهبر انقلاب بارها روش درست انتقاد را گفتهاند؛ بارها از تهمت، بدبینی، اختلافافکنی و همصدایی با دشمن نهی کردهاند؛ بارها تأکید کردهاند که هر حرفی زمان و مکان مناسب خودش را دارد و هر انتقادی هم باید به شیوه درست و بدون تخریب سرمایه اجتماعی کشور مطرح شود.
اما آیا شما این خطوط را رعایت کردید؟
آیا وقتی هر روز بدون سند قطعی، مسئولین را خائن، ترسو، سازشکار یا عامل تحمیل معرفی میکردید، به عواقب اجتماعی آن فکر کردید؟
آیا لحظهای با خودتان گفتید اگر تحلیل من اشتباه باشد و اگر این اتهامات نادرست باشد، چه حجمی از بیاعتمادی و نفرت را وارد جامعه کردهام؟
در رفتارشناسی اجتماعی یک اصل وجود دارد؛ هیچ اغتشاش و هیچ رفتار هیجانی یکشبه به وجود نمیآید. قبل از هر انفجار اجتماعی، ماهها و گاهی سالها انباشت خشم، بدبینی، بیاعتمادی و احساس فریبخوردگی وجود دارد.
وقتی شما شبانهروز به مردم القا میکنید که «به شما دروغ میگویند» و «کشور را دور میزنند»، در واقع در حال ساختن همان احساس فریبخوردگی هستید. نتیجهاش هم همین میشود که عدهای تصور میکنند دیگر هیچ راهی جز فریاد، توهین و رفتارهای خارج از چارچوب باقی نمانده است.
بنابراین امروز دیگر دیر شده که فقط بگویید «فحش ندهید». شما باید از خودتان بپرسید در این صد روز چه چیزی تولید کردید؟ امید یا یأس؟ اعتماد یا بدبینی؟ وحدت یا شکاف؟ مطالبهگری یا نفرت؟
چون در نهایت، محتوا بیهزینه نیست. هر کلمهای که در یک کانال منتشر میشود، روی ذهن و رفتار مخاطب اثر میگذارد. کسی که صد روز بذر سوءظن و اتهام بکارد، نباید روز صد و یکم از برداشت خشم و آشوب تعجب کند.
#ارسالی_مخاطبان
┄┅┅❅❁❅┅┅┄
@foroutann_ma
885.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‼️تست اعصاب ما ایرانی ها وقتی اسم مذاکره میاد🤣
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‼️کمدین آمریکایی:
تنها کاری که آمریکا میتونه در مورد ایران انجام بده اینه که دمشو روی کولش بذاره و فرار کنه
19.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقای ما قرار است بعد سالها
برای همیشه از تهران برود...
شنیدم امت مبعوث شده دیشب تو تجمعات درگیر شدن کتککاری کردن. ایول. سطل آشغال کِی آتیش میزنین؟
البته منظورم مبعوث شده نماهاست
ممنون از دوستانی که پیگیر هستند و دلسوزانه تذکّر میدن
😏😒
حرف حساب✌️
قائم مقام وزیر میراث فرهنگی: وقت جمع کردن تجمعات خیابانی، باز کردن فضای سیاسی کشور و آشتی ملی فرا رس
تجمعات برای کور کردن امید دشمنه
شما چرا اقای قائم مقام؟
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
-
لحظات جانسوز حمله به بیت رهبری . .
😭😭😭😭😭
و جان جانان ما
رهبر مقتدر و مظلوم ما
😭😭😭😭😭
تو شیب گودال حسین پیر شد😭😭😭😭
یاد رویش همه عمرسیه پوشم کرد
😭😭😭😭
💚 آخرین دیدار
🔹 دورترین نقطه به زیلوها را انتخاب کرده و نشسته بود. تکیه داده بود به بلوک بتنی سبزرنگ و زل زده بود به عکس رهبر شهید. میدانستم توی حالوهوای خودش است؛ اما دلم نیامد چند جملهای همکلامش نشوم. رفتم و کنارش نشستم. سرصحبت را باز کردم: «دفعهی اوله که میاین؟»
🔸 زن با تهلهجهی ترکی شروع به صحبت کرد. گفت تهران زندگی میکند. چندینبار تاحالا آمده است. آنوقت توی چشمهایم نگاه کرد و گفت: «دیدار آخر آقا با ما تبریزیها بود. منم اونجا بودم.» و اشاره کرد به جایی که نشسته است: «فاصلهام با آقای شهید همینقدر بود. از همینفاصله میدیدمشان.» بعد سکوت کرد و آبدهانش را قورت داد. تعریف کرد حرفهای آن روز آقا چقدر جمعیت را به وجد آورده است. میگفت «آن روز نفهمیدیم آقا چه گفتند، بعدش اما فهمیدیم آن حرفها شبیه وصیتهای آقا بوده.»
🔹 برایم تعریف کرد خیلی وقتها میآید رواق کشوردوست و در فاصلهای مثل دیدار آخر، مینشیند و سعی میکند خاطراتش را از آخرین دیدار مرور کند. وقتی یکی از خادمها، در میانهی گفتوگویمان خم شد و یک صفحه قرآن تعارفمان کرد هرکدام یکی برداشتیم. زن تبریزی رو کرد به من و گفت: «ولی هنوز باورم نشده آقا رفته. فکر میکنم آقا هست. برای همینه که همهش دوست دارم این صفحههای قرآن رو به نیت سلامتی آقا بخونم.»
✍🏻 نجمه حسنیه