4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✔️ عصبانیت خبرگزاریهای رسمی اسرائیل و حمله به #حسینیه_معلی شبکه سه/ تصاویری که از کودکان غزه نشان دادند هوش مصنوعی است!
خبرگزاری اسرائیلی “کیکار هشبات” که متعلق به حریدیها و متعصبین صهیونیست است، در گزارشی با تیتر: “برنامه شرمآور در ایران به زبان عبری” و با ابراز خشم نسبت به نشان دادن “ستاره داوود شکسته شده” در حسینیه معلی٬ نسبت به استفاده از پرچمهای فلسطین و حزبالله لبنان و تصاویر شهدای مقاومت و همچنین حضور دختران با چادر در این برنامه اظهار عصبانیت کرد!
این پایگاه خبری در ادامه گزارش خود با ابراز خشم از این برنامه که “پیامی را به زبان عبری پخش کرده و با استفاده از جملات کتاب مقدس یهودیان جنایتهای صهیونیستها را در تمامی این سالها محکوم کرده” با ادعایی مضحک اعلام کرد که تمامی عکسهای کودکان کشته شده در غزه که در این برنامه به نمایش آمده، جعلی و ساخته شده با هوش مصنوعی هستند!
#دلنوشته_های_یک_طلبه
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 سردار حاجیزاده: همانطور که وعدۀ صادق ۱ و ۲ انجام شد وعدۀ صادق ۳ حتما انجام خواهد شد.
🔸این یک طلبی در دست ماست و آن را مُفت از دست نخواهیم داد.
منتظر مرگ پدرم بود
زندگی مشترک من و همسرم به بیست ماه نکشید و به صورت توافقی از هم جدا شدیم. ده سال با مرارتهای بسیار درگیر بدهکاری مهریه بودم اما فقط موفق به پرداخت بخشی از آن شدم.
یک روز تصمیم گرفتم از تهران به شهرستان محل اقامت همسر سابقم بروم و از پدرش که همه کاره دخترش بود بخواهم که با بزرگواری و گذشت از مطالبه مابقی مهریه بگذرد. حرفم این بود که برای کمتر از دو سال زندگی ده سال است که گرفتارم و تاوان بسیار داده ام وضع مالی ام هم مناسب نیست. دخترتان هم که مایل به جدایی بود از طرفی شما هم که الحمدلله ثروتمند هستید و به هیچ وجه نیاز به این پول ندارید و... همه این حرفها را در مسیر رسیدن به شهرستان با تلفن به پدر خانم سابق گفتم و اجازه خواستم که حضوری ببینمشان ایشان اما با تندی با من صحبت کرد و گفت حاضر نیست مرا ببیند و حتی گفت نه تنها از مابقی مهریه نمی گذرد که منتظر است به زودی از ارثی که به من خواهد رسید و در حالی که من هنوز داغ دارم و لباس سیاه بر تن دارم مابقی مهریه را یکجا از من بگیرد. او مطلع بود که پدرم بیمار است و مدت هاست که در بستر افتاده و.... خلاصه این که منتظر مرگ پدرم بود از میانه راه دل شکسته و غمگین به تهران برگشتم
کمتر از دو ماه بعد یکی از دوستانم به من خبر داد: فلانی که پدر خانمت بوده از دنیا رفته و چند روز پیش مراسم چهلمش برگزار شده است. بسیار شوکه شدم. ابتدا باور نکردم و آن را فقط مشابهت اسمی دانستم تا این که چند روز بعد که به آن شهرستان ،رفتم قبرش را پیدا کردم و مطمئن شدم
تا آنجا که من میدانستم و پرسیدم، او بسیار سالم بود. هیچ بیماری خاصی نداشت و خیلی ناگهانی و فقط با یک سکته مغزی و درست چند روز بعد از آن که آن حرفها را به من زده بود از دنیا میرود پدر من اگرچه بیمار ولی الحمد الله هنوز زنده است.
بر سر قبرش با او صحبت کردم و از نامهربانی هایش در این سالها گفتم نمیدانم همان شب بود یا فردا شبش که به خوابم آمد، در حالی که با لباسهای کهنه و پاره شده بالای قبرش نشسته بود. او از من خواست دیگر به آنجا نروم.
به دلیل ملاحظات اخلاقی امکان نام بردن از شخص نیست.
یه فرمول
اصلا یه کد
نمیخواد فرزندتون رو تربیت کنید
آنچه بک دیدن کند ادراک آن
سال ها نتوان نمودن با بیان
تئاتر دو نفره بازی کنید
با مهربانی و احترام و حرف های خوب به هم دیگه،تربیت رو یادش بدید
نکاه به کوچولو بودنشون نکنید
اینا خیلی باهوشن و دوربینشون(چشماشون ) داره همه چیو نگاه و ضبط میکنه
پس باهم طوری رفتار کنید که بهترین تصاویر،تو ذهنش نقش ببنده
بعدها خواهید دید که بچه ها نصایح شما رو گوش نمی دن، بلکه عملکردتونو میبینن
به این جمله خیلی خیلی دقت کنید👇
هیچ گاه بچه ها به والدین خود بی احترامی نمی کنند،مگر این که یکی از والدین رو پشت خود ببینند.
حتی یک تصمیمی که باهم گرفتید اما توش اشتباه هم هست بهتر از تصمیم درستیه که یکیتون بگیرید ،اما بینتون شکاف بندازه
کودک متوجه خواهد شد و با طرف دیگر تیم میشه
راستی بین خودمون باشه
یاد دادن تربیت با اجرای تئاتر برا خودمونم خوبه و باعث مستحکم شدن زندگی خودمونم میشه
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برید سراغ کارهای نشدنی تا بشود ....
اللهم احفظ قائدنا الخامنهای
❌مراقب چشمانت باش
✅جوانی به حکیمی گفت: «وقتی همسرم را انتخاب کردم، در نظرم طوری بود که گویا خداوند مانندش را در دنیا نیافریده است.
وقتی نامزد شدیم، بسیاری را دیدم که مثل او بودند.
وقتی ازدواج کردیم، خیلیها را از او زیباتر یافتم.
چند سالی را که را با هم زندگی کردیم، دریافتم که همه ی زنها از همسرم بهترند.»
حکیم گفت: «آیا دوست داری بدانی از همه ی اینها تلختر و ناگوارتر چیست؟»
جوان گفت: «آری.»
حکیم گفت: «اگر با تمام زنهای دنیا ازدواج کنی، احساس خواهی کرد که سگهای ولگرد محله ی شما از آنها زیباترند.»
جوان با تعجب پرسید: «چرا چنین سخنی میگویی؟»
حکیم گفت: «چون مشکل در همسر تو نیست.
مشکل اینجا است که وقتی انسان قلبی طمعکار و چشمانی هیز داشته باشد و از شرم خداوند خالی باشد، محال است که چشمانش را به جز خاکِ گور، چیزی دیگر پر کند. آیا دوست داری دوباره همسرت زیباترین زن دنیا باشد؟»
جوان گفت: «آری.»
حکیم گفت:
✅《مراقب چشمانت باش》
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
😅 وقتی میگن همه دزدن به جز ما
طرف به سر تا پای نظام فحش میده اما خودش هزار جور فساد و کم فروشی و تقلب انجام میده