eitaa logo
حرف حساب✌️
200 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
7.7هزار ویدیو
25 فایل
حضرت علی(ع): سخن زیبا نشانه فراوانی عقل است
مشاهده در ایتا
دانلود
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
😳😳 آخرالزمان جای عجیبیه ها ‼️
سازمان بهشت زهرا: پنج هزار قبر در حاشیه تهران، برای دفن سربازان آمریکایی آماده شده است!/ خبرگزاری مهر
ارژنگ امیرفضلی گفته حکومت کشته‌هارو نگه‌ داشته تا وقتی عامریکا حمله کرد رو کنه.من فکر می‌کردم این نقش امیر دودو عملی رو صرفا بازی می‌کرده، نگو واقعا هست
اسناد اپستین فقط به انحرافات هولناک جنسی محدود نمی‌شه. این حرامزادگان شیطان‌صفت، حتی آدمخواری و بچه‌خواری هم در مراسمات خودشون داشتند. در یکی از عکس‌های افشا شده، یک نوزاد را بین دو مرغ قرار داده‌اند و می‌توان باقی ماجرا را حدس زد.
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اونی که بهش میگین شاه آریایی، به خلیج فارس میگه خلیج ع ر ب ی
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑 تمام سرودهای دریک سرود؛ بسیار زیبا و خاطره انگیز! پنج سرود انقلابی در یک سرود🌷 🎤ایران ایران 🎤خمینی ای امام 🎤به لاله در خون خفته 🎤آمده موسم فتح ایمان 🎤هوا دلپذیر شد
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥این موجودات بی‌وطن فارسی حرف می‌زنند و درخواست حمله به ایران دارند
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گاهی اوقات تغییرات کوچیک اثرات بزرگی به جا میگذاره تا آخر این کلیپو ببینید
زمانی که نادر شاه افشار عزم تسخیر هندوستان داشته در راه کودکی را دید که به مکتب می‌رفت. از او پرسید: پسر جان چه می‌خوانی؟ قرآن. - از کجای قرآن؟ - انا فتحنا…. نادر از پاسخ او بسیار خرسند شد و از شنیدن آیه فتح فال پیروزی زد. سپس یک سکه زر به پسر داد اما پسر از گرفتن آن اباکرد. نادر گفت: چر ا نمی گیری؟ گفت: مادرم مرا می‌زند می‌گوید تو این پول را دزدیده ای. نادر گفت: به او بگو نادر داده است. پسر گفت: مادرم باور نمی‌کند. می‌گوید: نادر مردی سخاوتمند است. او اگر به تو پول می‌داد یک سکه نمی‌داد. زیاد می‌داد. حرف او بر دل نادر نشست. یک مشت پول زر در دامن او ریخت. از قضا چنانچه مشهور تاریخ است در آن سفر بر حریف خویش محمد شاه گورکانی پیروز شد
مردی زیر سایه‌ی درخت گردویی نشست تا خستگی در کند در این موقع چشمش به کدو تنبل‌هایی که آن طرف سبز شده بودند افتاد و گفت: خدایا! همه‌ی کارهایت عجیب و غریب است! کدوی به این بزرگی را روی بوته‌ای به این کوچکی می‌رویانی و گردوهای به این کوچکی را روی درخت به این بزرگی!  همین که حرفش تمام شد گردویی از درخت به ضرب بر سرش افتاد. مرد بلافاصله از جا جست و به آسمان نظر انداخت و گفت: خدایا! خطایم را ببخش! دیگر در کارت دخالت نمی‌کنم چون هیچ معلوم نبود اگر روی این درخت به جای گردو، کدو تنبل رویانده بودی الان چه بلایی به سر من آمده بود !!!