eitaa logo
دانلود
روزمرگی با طعم املت ربی
در مورد دود واقعا نمیدونم چی بگم به کسی پیشنهادش میکنم؟ نمیدونم داستانش درباره یه زن و بچه و کلبه‌س که وسط جنگل و سرما گیر افتاده‌ن ، هیچ آدمی دور و ورشون نیست و خودشونو با بلوط و قارچای خشکی که تو جنگل قایم شدن سیر میکنن ؛ تو یه جمله داستانی درمورد تلاش برای بقا ، برای زنده موندن حتی بدون زندگی کردن . یه جاهایی رو با ترس و استرس خوندم یه جاهایی رو با گیجی و ابهام ؛ و لعنتی پایانش واقعا شوکه کننده و درددار بود .. من دوسش داشتم نه زیاد اما دوسش داشتم ، از ۱۰ برای من ۷ بود .
سلام خوبین