هدایت شده از حوزه علمیه امام جعفر صادق( علیه السلام)
🟨 *290 شبــــــــکه مــــاهواره ای ضـــــدانقـــــلاب خارج کشـــــور یـــه طرف ... مصــــاحبه دو دقیقـــــــه ای این آقـــا تو شبــــــکه منوتو یـــه طــــــــــــــــرف،*
تمام رشته های اونا رو پنبه کرده👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻
تو برنامه زنده شبکه من و تو ، از زنان و بانوان ایرانی، دفاع کرده،
حرفای بیسابقه ای زده،
گفته *خــــــدماتی ک در طـــــــــــــول چهـــــــــار دهـــــه حکومت جمهوری اسلامی در حق زنــــــــــــان و تحصیل زنان شده در طول تـــــــــاریخ ایــــــــــران بیســــــــــــــــابقه است*،
و...
القصه؛
بعداز ضبط برنامه کتک خورده ، لباس هایش را پاره پاره کردند و بخاطر دفاع از ایران بازداشت شد، رییس تلویزیون کیوان عباسی( بهایی پرورش یافته در آغوش اسراییلی ها و صدای آمریکا) هم شرف حضور داشتند🤔
❇️ *حـــــاشـــــــــــــــــیه*
خب بابا
آزادی بیان چارچوب داره‼️
اگه بلد نیستید چرا ادای غربیا رو در میارید،
و
میگید:
ما رسانه مستقل هستیم❓‼️
واللا
مرغ پخته هم خنده ش میگیره😳😃🤔
#آزادی_بیان
#دموکراسی_غرب پرستان
🚥🚥🚥🚥🚥🚥
گروه
*«یه جو انصاف»*
رسانه ای دینی،اجتماعی،سیاسی و سرگرمی
به ما بپیوندید.
👇👇👇
https://chat.w
هدایت شده از حوزه علمیه امام جعفر صادق( علیه السلام)
یک تاجری با همسرش خدمت آیت الله صدر آمده بود ؛ خانم رفت منزل اندرونی و این تاجر رفت قسمت بیرونی پیش مرحوم صدر کار داشت، این خانم آمد در زد، زن مرحوم صدر آمد پشت در و در را باز کرد. این زن تاجر دید لباسهای او خیلی معمولی است خیال کرد کلفت است گفت : خانم کجاست؟ من با خانم کار دارم، او خجالت کشید بگوید من خانم هستم گفت خانه نیستند، زن تاجر رفت، مرحوم صدر که آمدند خانه دیدند خانم خیلی گرفته است، گفتند چرا شما را گرفته و ناراحت می بینم؟ گفت : این زن تاجر آمد خیال کرد من کلفتم و به من گفت خانم کجاست من گفتم خانم نیست؛ مرحوم صدر فرمودند راست گفتی برای این که تو خانم نیستی خانم آن است که چادرش دو وصله داشت اما فدکش مال فقرا و ضعفا و بیچاره ها بود. چقدر عالی گفتند، مرد آن نیست که زندگی چشم و هم چشمی داشته باشد مرد آن است که بتواند دست یک بینوا دست یک آبروداری را بگیرد قرض یک آبروداری را ادا کند. خانم آن نیست که در این جلسه یک دست لباس و در جلسه دیگر لباس دیگر و در جلسه دیگر لباس دیگر بپوشد. خانم آن نیست که چادر شرمن بپوشد. این ضرر به شخصیت و خانمی او می زند. پس خانم کیست؟ آن است که چادر شرمنش را چهارتا پنج تا شش تا چادر کند یکی خود بپوشد پنج تا چادر هم بدهد به آن بینوایانی که در خانه نشسته اند و چادر ندارند تا به منزل شوهر بروند. بیایید برای رضای خدا، برای خاطر اولادتان، برای عاقبت به خیری تان، بیایید برای خاطر اسلامتان برای خاطر رضایت حضرت. ولی عصر (عج) یک مقدار روی این بحث ها فکر کنید. نگویید سطح بحث پایین است سطح بحث خیلی بالاست اما چه کنم :
گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من آن چه البته به جایی نرسد فریاد است.
خدایا به حق باب الحوایج صفت گذشت و ایثار و فداکاری را به همه ما عنایت فرما. والسلام.
< اخلاق در خانه - آیت الله مظاهری >
هدایت شده از حوزه علمیه امام جعفر صادق( علیه السلام)
*❓خدا چیست و چه شکلیست؟*
*مسئله ای که از حضرت علی علیه السلام پرسیده شد*
👇🏽👇🏽👇🏽
سؤالى كه براى اكثر مردم ، مسلمون و غير مسلمون ، كوچك و بزرگ حتما پيش اومده ، این است كه *خدا از كجا آمده ، الان كجاست ؟*
*از چى درست شده و قبل از خدا چى بوده؟!!*
اگر شما هم دوست داريد جواب اين سؤال ها را بگيريد بايد بدانيد عقل و درك و فهم ما قادر نيست به اون مرحله برسه ولى امام على (ع) در مقابل سؤال كفار راجع به خداوند به زيبايي جواب دادند وهم ضعف و عدم درك ما از وجود خداوند را شرح دادند .
سؤال كفار از امام على(ع)
*در چه سال و تاريخى خدايت به وجود امد ؟*
امام فرمود ؛ خداوند وجود داشته قبل از بوجود آمدن زمان و تاريخ و هر چيزى كه وجود داشته...
كفار گفتند:
چه طور ميشود؟ !
هرچيزى كه به وجود آمده يا قبلش چيزى بوده كه از او به وجود آمده ويا تبديل شده...!!!
*امام على (ع) فرمود :*
*قبل از عدد ٣ چه عددى است ؟*
*گفتند ٢*
*امام پرسيد قبل از عدد ٢ چه عدديست ؟*
*گفتند ١*
*امام پرسيد و قبل از عدد ١ ؟*
*گفتند هيچ*
امام فرمود چطور ميشود عدد يك كه بعدش اعداد بسیاری هست قبل نداشته باشد ولی قبل از خداوند كه خود احد و واحد حقيقى است نميشود چيزى نباشد...؟؟؟
*كفار گفتند خدايت كجاست وكدام جهت قرار گرفته...؟!*
امام فرمود همه جا حضور دارد
وبر همه چيز مشرف است.
گفتند چطور ممكن است كه همه جا باشى و همه جهت اشراف داشته باشى...؟!
امام فرمود :
اگر شما در مكانى تاريك خوابيده باشيد صبح كه بيدار شويد روشنايي را از كدام طرف و كجا مي بینيد ؟
كفار گفتند همه جا و از همه طرف
امام فرمود پس چگونه خدايى كه خود نور سماوات و ارض است نميشود همه جا باشد؟؟
كفار گفتند : پس جنس خدا از نور است اما نور از خورشيد است خدايت از چيست !؟
چطور ميشود از چيزى نباشى همه جا هم باشى قدرت هم داشته باشى !؟
امام فرمود خداوند خودش خالق خورشيد و نور است *آيا شما قدرت طوفان و باد را نديده أيد؟*
*باد از چيست كه نه ديده ميشود نه از چيزى است ،*
*در حالى كه قدرتمند است؟*
*خداوند خود خالق باد است.*
گفتند : خدايت را برايمان توصيف كن ، *ز چه درست شده ؟*
آيا مثل آهن سخت است ؟
يا مثل آب روان ؟
و يا مثل دود و بخار است !؟
امام فرمود :
آيا تا به حال كنار مريض در حال مرگ بوده ايد و با او حرف زده ايد ؟
گفتند : آرى بوده ايم وحرف زده ايم.
امام فرمود : آيا بعداز مردنش هم با او حرف زديد ؟
گفتند نه چطور حرف بزنيم در حالى كه او مرده ؟!
امام فرمود : فرق بين مردن و زنده بودن چه بود كه قادر به تكلم و حركت نبود...؟!؟
گفتند : روح ، روح از بدنش خارج شد.
امام فرمود شما آنجا بوديد و ميگوييد كه روح از بدنش خارج شد و مُرد.
حال آن روح را كه جلو چشم شما خارج شده برايم توصيف كنيد از چه جنس و چگونه بود !؟
همه سكوت كردند .
امام على (ع) فرمود : *شما قدرت توصيف روحى كه جلو چشمتان از بدن مخلوق خدا بيرون آمده را نداريد ؛ چطور قادر به فهم و درك ذات اقدس احديت و خداى خالق روح خواهید بود...*
┄┄┅┅┅❅🌼❅┅┅┅┄┄
هدایت شده از حوزه علمیه امام جعفر صادق( علیه السلام)
ولادت سیدالکریم. حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام مبارک باد 🌸
تو اگر پذیرای روشنی باشی، نمیشود در حضور چهار امام زیستن و نورانی نشدن. عبدالعظیم چنین بود.
آنکه در پیشگاهش، ایمان، سرزمین ری را به حیاتی آسمانی بشارت میداد. آنکه با دانش آسمانی ائمه اطهار، معادلات زمینی اهالی خاک را به هم میریخت؛ کسی که اذکارش برآمده از شور و وجدی عرفانی بود و جام وجودش را در زلالی عرش، غرق کرده بود.
امروز فقط روز شکفتن لالهای دیگر از تبار خورشید نیست؛ امروز روز رویش و قد کشیدن شرق تا به عرش است؛ صبحی که آینهها چهره از غبار بر میگیرند و دلهای مومنان شاد است. سلام بر این روز که مایه شکوه انسانیت است.
حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) در روز چهارم ربیعالثانی سال 173 قمری در شهر مقدس مدینه به دنیا آمد. [1] ایشان جزو اصحاب امامان از امام رضا (ع) تا امام هادی (ع) بود. [2] عبدالعظیم حسنی یکی از عالمان به علوم قرآنی و حدیث و از عاملان احادیث ائمه اطهار و احادیث نبوی بود. نسب این بزرگوار با پنج واسطه به امام حسن مجتبی علیهالسلام میرسد.
در دوران معتز، خلیفه عباسی، حضرت عبدالعظیم (ع) به دلیل فشارهای حکومت عباسی و احتمال قتل ایشان، به دستور امام هادی (ع) از سامرا به ری هجرت کرد. [3] سرانجام این انسان بزرگوار در همین شهر درگذشت و بنابر روایتی دیگر به شهادت رسید. [4]
از عبدالعظیم حسنی در کتاب الاختصاص روایت شده است که امام رضا علیهالسلام خطاب به ایشان فرمودند: «ای عبدالعظیم! سلام مرا به دوستانم برسان و به ایشان بگو راهی برای شیطان در نفسهای خود قرار ندهند! آنان را به راستگویی و ادای امانت دستور بده. به آنان دستور بده تا درباره آن اموری که مددکار ایشان نیست، جدال نکنند و برای دید و بازدید نزد یکدیگر رفتوآمد کنند؛ زیرا اینگونه کارها موجب تقرب به من میشود.» [5]
هدایت شده از حوزه علمیه امام جعفر صادق( علیه السلام)
*⬛ قبر شيخ آماده بود و كنار آن تلي از خاك ديده مي شد. مردم اطراف قبر حلقه زدند.*
صداي گريه آنها هر لحظه زيادتر مي شد.
جسد *شيخ طبرسي* را از تابوت بيرون آوردند و داخل قبر گذاشتند.
قطب الدين راوندي وارد قبر شد و جنازه را رو به قبله خواباند و در گوشش تلقين خواند.
سپس بيرون آمد و كارگران مشغول قرار دادن سنگهاي لحد در جاي خود شدند.
پيش از آنكه آخرين سنگ در جاي خود قرار داده شود، *پلك چشم چپ شيخ طبرسي تكان مختصري خورد* اما هيچكس متوجه حركت آن نشد!
كارگران با بيلهايشان خاكها را داخل قبر ريختند و آن را پر كردند. روي قبر را با پارچه اي سياه رنگ پوشاندند.
*آفتاب به آرامي در حال غروب كردن بود.*
مردم به نوبت فاتحه ميخواندند و بعد از آنجا ميرفتند.
شب هنگام هيچ كس در قبرستان نبود.
*شيخ طبرسي به آرامي چشم گشود.*
اطرافش در سياهي مطلق فرو رفته بود.
*بوي تند كافور و خاك مرطوب مشامش را آزار ميداد.*
*نالهاي كرد.*
*دست راستش زيربدنش مانده بود.*
*دست چپش را بالا برد.*
*نوك انگشتانش با تخته سنگ سردي تماس پيداكرد.*
*با زحمت برگشت و به پشت روي زمين دراز كشيد.*
*كمكم چشمش به تاريكي عادت كرد.*
*بدنش در پارچهاي سفيد رنگ پوشيده بود.*
آرام آرام موقعيتي را كه در آن قرار گرفته بود درك ميكرد.
آخرين بار هنگام تدريس حالش بهم خورده بود و ديگر هيچ چيز نفهميده بود.
*اينجا قبر بود!*
او را به خاك سپرده بودند. ولي او كه هنوز زنده بود. زنده به گور شده بود. هواي داخل قبر به آرامي تمام ميشد و شيخ طبرسي صداي خس خس سينهاش را ميشنيد.
*چه مرگ دردناكي انتظار او را ميكشيد.*
*ولي اين سرنوشت شوم حق او نبود.*
*آيا خدا ميخواست امتحانش كند؟*
چشمانش را بست و به مرور زندگيش پرداخت.
سالهاي كودكياش را به ياد آورد واقامتش در مشهد الرضا را. پدرش *«حسن بن فضل »* خيلي زود او را به مكتب خانه فرستاد.
از كودكي به آموختن علم و خواندن قرآن علاقه داشته و سالها پشت سر هم گذشتند. *به سرعت برق و باد!*
شش سال پيش زماني كه 54 ساله بود، سادات آلزباره او را به سبزوار دعوت كرده و شیخ دعوتشان را پذيرفت و به سبزوار رفت.
مديريت مدرسه دروازه عراق را پذيرفت و مشغول آموزش طلاب گرديد و *سرانجام هم زنده به گور شد!*
چشمانش را باز كرد.
چه سرنوشتی در انتظار او بود
*ديگر اميدي به زنده ماندن نداشت.*
*نفس كشيدن برايش مشكل شده بود.*
*هر بار که هواي داخل گور را به درون ريههايش ميكشيد سوزش كشندهاي تمام قفسه سينهاش را فرا ميگرفت.*
*آن فضاي محدود دم كرده بود و دانههاي درشت عرق روي صورت و پيشاني شيخ را پوشانده بود.*
*در اين موقع به ياد كار نيمه تمامش افتاده و چون از اوايل جواني آرزو داشت تفسيري بر قرآن كريم بنويسد.*
*چندي پيش محمد بن يحيي بزرگ آلزباره نيز انجام چنين كاري را از او خواستار شده بود.*
اما هر بار كه خواسته بود دست به قلم ببرد و نگارش كتاب را شروع كند، كاري برايش پيش آمده بود.
*شيخ طبرسي وجود خدا را در نزديكي خودش احساس ميكرد.*
*مگر نه اينكه خدا از رگ گردن به بندگانش نزديكتر است؟*
به آرامي با خودش زمزمه كرد:
*خدايا اگر نجات پيدا كنم، تفسيري بر قرآن تو خواهم نوشت.خدایا مرا از اين تنگنا نجات بده تا عمرم را صرف انجام اين كار كنم.*
*ولی شيخ طبرسي در حال خفگی و زنده بگور شدن بود.*
*اما به یکباره كفندزدی با ترس و لرز وارد قبرستان بزرگ میشود.*
*بيلي در دست به سمت قبرشيخ طبرسي رفت.*
*بالاي قبر ايستاد و نگاهي به اطراف انداخت.*
*قبرستان خاموش بود و هيچ صدايي به گوش نميرسيد.*
*پارچه سياه رنگ را از روي قبر كنار زد و با بيل شروع به بيرون ريختن خاكها كرد.*
*وقتي به سنگهاي لحد رسيد، يكي از آنها را برداشت.*
*نسيم خنكي گونههاي شيخ را نوازش داد.*
*چشمانش را باز كرد و با صداي بلند شروع به نفس كشيدن كرد. كفن دزد جوان، وحشت زده ميخواست از آنجا فرار كند اما شيخ طبرسي مچ دست او را گرفت.*
*صبر كن جوان!*
*نترس من روح نيستم.* *سكته كرده بودم. مردم فكر كردند مردهام مرا به خاك سپردند.*
*داخل قبر به هوش آمدم. تو مامور الهي هستي....*
*آیا مرا میشناسی؟*
بله مي شناسم!
شما شيخ طبرسي هستيد که امروز تشييع جنازه تان بود.
دلم ميخواست،
دلم ميخواست زودتر شب شود و بيايم كفن شما را بدزدم!
*به من كمك كن از اينجا بيرون بيايم.*
*چشمانم سياهي ميرود.*
*بدنم قدرت حركت ندارد.*
كفن دزد شيخ طبرسي را بيرون آورده در گوشهاي خواباند و بندهاي كفن را باز كرد و به گوشهای انداخت.
*مرا به خانهام برسان. همه چيز به تو ميدهم. از اين كار هم دست بردار.*
*كفن دزد جوان لبخند زد و بدون آنكه چيزي بگويد شيخ را كول گرفت و به راه افتاد.*
*شيخ طبرسي به كفن اشاره كرد و گفت:*
*آن کفن را هم بردار.*
*به رسم يادگاري! به خاطر زحمتي كه كشيدهاي جوان به سمت كفن رفت.
خم شد و آن را بر
هدایت شده از حوزه علمیه امام جعفر صادق( علیه السلام)
*☀️بسم الله الرحمن الرحیم*
*🌹 در حدیث وصایای رسول خدا صلی الله عليه و آله و سلم به امیرالمؤمنين علیه السلام آمده است :*
♦️ يا عَلِيُّ أَعْجَبُ النَّاسِ إِيمَاناً وَ أَعْظَمُهُمْ يَقِيناً قَوْمٌ يَكُونُونَ فِي آخِرِ الزَّمَانِ لَمْ يَلْحَقُوا النَّبِيَّ وَ حُجِبَ عَنْهُمُ الْحُجَّةُ فَآمَنُوا بِسَوَادٍ عَلَي بَيَاض
♦️علی جان شگفت انگیزترین ایمان و والاترین یقین از آن گروهی است که در آخر الزمان می آیند و با آن که پیامبر را درک نکرده اند و حجت خدا نیز از آنان مستور است، به آنچه با مرکب سیاه بر کاغذ سفید نگاشته شده ایمان آورده اند.
📚 کتاب منتخب الأثر فی الإمام الثانی عشر ؛ ج ۵، ص ۲۲۲
*🔴 امام خمینی (ره)*
♦️من مجاهدات جوانها را، جوانهاي همه ايران ، و خصوص شماجوانان را، تقدير مي كنم . و اميدوارم كه اسم شما در دفتر امام زمان(عج) ثبت بشود و شما جزو مجاهدين اسلام باشيد.
♦️ان شاءالله از اين به بعد هم در اين نهضت شركت داشته باشيد، در اموري كه براي اسلام پيش مي آيد پيشقدم باشيد. ان شاءالله بشود كه يك دولت اسلامي به تمام معنا و يك مملكت اسلامي به تمام معنا تحقق پيدا كند با دست شماجوانها؛ و همه در پناه اسلام به خير دنيا و آخرت برسيد.
📚صحیفه امام خمینی(ره) جلد 10 صفحه 241
*🔴امام خامنه ای:*
♦️اگر در جامعهای، آن نوعِ خوبِ خواصِ طرفدارِ حق؛ یعنی کسانی که میتوانند در صورت لزوم از متاع دنیوی دست بردارند، در اکثریت باشند، هیچ وقت جامعهی اسلامی به سرنوشت جامعهی دوران امام حسین علیهالسّلام مبتلا نخواهد شد و مطمئنّاً تا ابد بیمه است.
🌍 eitaa.com/ebratha_ir ایتا
🌍 sapp.ir/ebratha.org سروش
گروه بیست وچهارم نشریه عبرتهای عاشورا برای افراد جدیدی که خواستار عضویت هستند
👇👇
https://chat.whatsapp.com/C554pRNoIDMI2VaAJkUZDQ
هدایت شده از حوزه علمیه امام جعفر صادق( علیه السلام)
[11/20, 7:17 AM] Mohsen: بسمه تعالی
*حدیث امروز*
امام رضا(ع):
مؤمن، كسى است كه هر گاه خشمگين شود، خشمش او را از جادّه حق بيرون نمىبَرد و هر گاه خشنود شود ، خشنودىاش[از كسى]، او را به باطل نمىكشانَد و چون قدرت پيدا كند، بيشتر از آنچه حقّ اوست، نمىگيرد .
المؤمنُ إذا غَضِبَ لَم يُخرِجهُ غَضَبُهُ عن حَقٍّ، وإذا رَضِيَ لَم يُدخِلهُ رِضاهُ في باطِلٍ، و إذا قَدَرَ لَم يَأخُذ أكثَرَمِن حَقَّهِ.
الكافی جلد2 صفحه233
[11/20, 7:17 AM] Mohsen: ✅بدعت
ما با کربلایی احمد تهرانی رفاقت داشتیم ؛ کربلایی احمد تهرانی شاگرد شیخ رجبعلی خیاط بود . ایشان از قول شیخ رجبعلی نقل میکرد : عالمی را در مکاشفه دیدند که یک زنجیر در گردنش هست و روز به روز این زنجیرها بیشتر می شود.
سؤال کردند این چیست؟ گفتند: در دنیا یک بدعتی نهاد که مریدانش هر روز که کاری انجام می دهند بر این رشته های زنجیر اضافه می شود.
عارف بالله مرحوم حاج سید علی اکبر صداقت رحمة الله علیه
@erfanekeshmiri
[11/20, 7:17 AM] Mohsen: بسمه تعالی
*حدیث امروز*
*هفت حق مؤمن بر مؤمن در کلام امام صادق عليه السلام*
💠«لِلْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ سَبْعَةُ حُقُوقٍ وَاجِبَةٍ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْهِ الْإِجْلَالُ لَهُ فِي عَيْنِهِ وَ الْوُدُّ لَهُ فِي صَدْرِهِ وَ الْمُوَاسَاةُ لَهُ فِي مَالِهِ وَ أَنْ يُحَرِّمَ غِيبَتَهُ وَ أَنْ يَعُودَهُ فِي مَرَضِهِ وَ أَنْ يُشَيِّعَ جَنَازَتَهُ وَ أَنْ لَا يَقُولَ فِيهِ بَعْدَ مَوْتِهِ إِلَّا خَيْراً؛
💚امام صادق ع : هر مؤمنی به گردن مؤمن دیگر هفت حق دارد که از جانب خدا واجب شده است:
1️⃣ بزرگ بدارد و احترامش رانگه دارد؛
2️⃣ در دلش او را دوست بدارد؛
3️⃣ در امکانات مادی شریکش سازد؛
4️⃣ غیبتش را بر خود حرام بدارد؛
5️⃣ به هنگام بیماری به عیادتش رود؛
6️⃣ در تشییع جنازه اش شرکت کند؛
7️⃣ پس از مرگش جز خیر نگوید.
📚من لا یحضره الفقیه ج ٤ ص ٣٩٨
[11/20, 7:17 AM] Mohsen: 🔰جملاتی زیبا از امیرالمومنین علی علیه السلام
✍️حضرت علی(ع): خود را نماینده خدا در امر دین بدانید. هر روز استغفار کنید و خدا را همیشه ناظر خود ببینید. لذت گناه را فانی و رنج آن را طولانی بدانید. با علما و دانشمندان با عمل ارتباط برقرار کنید با قرآن آشنا شوید. سعی کنید بعد از خود نام نیک به جای بگذارید. انتقاد پذیر باشید مردم را با لقب صدا نکنید. مکار و حیله گر و فحاش نباشید. حامی مستضعفان باشید. بدون تحقیق قضاوت نکنید. اجازه ندهید نزد شما از کسی غیبت شود. محبت به مال دنیا سر آغاز خطاهاست. صدقه دهید. چشم به جیب مردم ندوزید. اگر میدانید کسی به شما وام نمیدهد از او تقاضا نکنید. تا میتوانید به دنبال حل گره مردم باشید. شجاع باشید. مرگ یکبار به سراغتان میآید. نیکوکار بمیرید.
📚نهج البلاغه
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄